آدم(ع)

در اخبار آمده است كه آدم(ع) به هند، حوّا به جدّه، و ‌ابليس به بصره فرود آمدند.

برخي از روايات محل هبوط آدم را كوه سرانديب در سرزمين هند، حوّا به جدّه، و ‌ابليس به اُبله، آن سوي

مشرق مي‌دانند. از امام صادق(ع) در حديثي طولاني روايت شده كه فرمود: آدم(ع) آغاز

حركتش از هند بوده و جايي كه  نخستين قدم را نهاد همان موضع قدم عمران و آباداني بود

و ما بين هر قدم او صحراهاي بي‏آب و علفي بود تا سرانجام به نزديك محل كعبه رسيد و برآن

طواف كرد.

قول مشهور در روايات نقل شده از ائمّه اطهار(ع) اين است كه آدم(ع) به

كوه صفا در مجاورت كعبه فرود آمد، و حوّا بر كوه مروه قرار گرفت، ولي بين اهل سنّت مشهور

است كه آدم بر كوهي در سرانديب به نام كوه نور نازل شده و حوّا در شهر جدّه نازل گشته است.

ولي اهل حديث اخبار مشابه اين را حمل بر تقيّه نموده‏اند.طبق روايتي از امام صادق(ع) آدم بر

كوه صفا فرود آمد و نام‌گذاري اين كوه به صفا به دليل فرود آمدن«صفي‌اللّه» بر آن است و حوّا

بر كوه مروه فرود آمد و چون «مرأة» (زن) بر آن فرود آمد، آن را مروه  ناميدند.

علاّمه طباطبايي مي‌گويد: امام علي(ع) در پاسخ مرد شامي كه پرسيده بود: پر ارج‌ترين مكان

بر روي زمين كجا است؟ فرمود: مكاني به نام سرانديب كه آدم از آسمان در آن جا هبوط كرد.

از روايات فراواني استفاده مي‌شود كه آدم(ع) در سرزمين مكّه فرود آمده است. به گفته

علاّمه طباطبايي، جمع ميان اين روايات اين است كه بگوييم: آدم اوّل به كوه سرانديب و بعد

به مكّه هبوط كرده است

آدم(ع) پس از آن‌كه به سرزمين مكّه قدم گذاشت چهل روز در

فراق جوار قرب الهي و بهشت و نعمات آن، و انجام خطايي كه مرتكب شده بود و براي جدايي‌اش

از حوّا به گريه و زاري پرداخت. پس از آن از جانب خدا به تعليم جبرئيل كلماتي را تلقّي نمود و

در جوار كعبه و در مكان ملتزم و حطيم با آن كلمات از خطاي خود طلب بخشش نمود.

در پاره‌اي از روايات آمده است كه آدم(ع) قريب به سيصد سال در فراق بهشت و جوار قرب

الهي گريست تا اينكه جبرئيل او را به مكّه راهنمايي نمود. و بعد از ساخت كعبه براي انجام

مناسك حجّ او را به عرفات آورد و در آنجا حوّا را پيدا كرد.

  آفرینش انسان

آفرینش شگفت انسان

قرآن در آیات بسیاری به مسأله آفرینش انسان توجه داده است. این آیات به ویژه در سوره های بقره و حجر قرار دارد. در این آیات تنها سخن از عناصر خلقتی است و هیچ سخنی از کیفیت و چگونگی آن نیست. البته به فرآیندی اشاره می کند که می تواند زمان بسیاری را در برگیرد. این که از گل و گل متعفن و لجن بدبو شدن آن سخن گفته شده خود بیانگر فرآیند زمانی طولانی است. در هیچ یک از آیات قرآنی به صراحت از این که خداوند انسان را در چشم به هم زدنی خلق کرده نیست. البته این امکان وجود دارد و خداوند به حکم اذا اراد شیئا أن یقول له کن فیکون؛ هرگاه چیزی را بخواهد، به آن حکم «باش» می کند و آن شی می شود البته آفرینش آدم و عیسی بن مریم(ع) یک استثناء است و در آن عنصر اعجازی یافت می شود ولی این بدان معنا نیست که فرآیند و عناصر زمانی و روند طبیعی به طور کلی محو شده باشد. تنها در خلقت حضرت عیسی(ع) پدر، جای خویش را به دمیدن مستقیم روح به واسطه دیگری چون روح الامین می دهد. با این همه از باب این که ان الله یابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ خداوند ابا می ورزد از این که امور جز از راه اسباب و عوامل طبیعی جریان یابد، در همه مسایل و امور اصل طبیعی، مقدم، و قانون آن جاری و برقرار می باشد.

البته آفرینش پرنده و ساختن آن از گل و دمیدن روح و جان دادن به آن توسط عیسی می تواند بیانگر اعجاز خلقت باشد و عنصر تکاملی را از میان بردارد و طبیعت را از گردونه تأثیر و تأثر بیرون راند ولی در همان جا نیز ممکن و محتمل است که فرآیند خلقت تشدید شده و همانند طی الارض به تعبیر علامه طباطبایی زمان در هم پیچیده و گرد شود. می توان آن را چیزی شبیه نسبیت انیشتن یافت که در مسأله زمان مطرح می شود و این که در سرعت بالای نور چه اتفاقی برای زمان می افتد.