هقت لایه ... قرآن کریم

 

اوست خدایی که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد.و پس از آن به آفرینش آسمان پرداخت و هفت آسمان را بر فراز یک دیگر بر افراشت و او به هر چیز وهمه نظام آفرینش داناست. بقره ۲۹

آنگاه هفت آسمان را در دو روز آ،رید و در هر آسمانی کار مربوط به آن را وحی فرمود. فصلت ۱۲

 

زمین همه ویژگی هایی را که برای ادامه حیات روی آن ضروری است را داراست یکی از این ویژگی ها اتمسفر زمین است که مانند سپری از موجودات زنده حفاظت می کند واژه سماوات که در قرآن به آن اشاره شده برای اشاره به آسمان بالای زمین به کار رفته و دقیقا برای هفت لایه جو به کار می رود.

 

دانشمندان در یافته اند که اتمسفر زمین لایه های متعددی دارد که خاصیت فیزیکی فشار و گازهای تشکیل دهنده لایه ها با هم فرق دارد.نزدیک ترین لایه به زمین تروپوسفر است که 90 در صد حجم اتمسفر در آن قرار دارد بالای تروپوسفر استراتوسفر است که در آن لایه ازون که جذب اشعه های ماورا بنفش در آن رخ می دهد لایه بالای استراتوسفر مزوسفر است و بالای آن ترموسفر وجود دارد و در داخل لایه ترموسفر نیز لایه یونسفر وجود دارد آخرین لایه اتمسفر زمین 480 تا 960 کیلومتر از زمین فاصله دارد که اگزوسفر نام دارد.

در 1400 سال قبل زمانی که مردم فکر می کردند که فقط یک آسمان در بالای سرشان قرار دارد قرآن به موضوع هفت لایه ای بودن جو زمین اشاره کرد و حتی در آیه ی دوم که ذکر شده است که در هر آسمانی کار مربوط به آن را وحی فرمود یعنی هر آسمان خاصیت مخصوص به خودش را دارد.و وظیقه خاص خودش را انجام می دهد که در اینجا به برخی از آنها می پردازیم:

 

لایه تروپوسفر:13 تا 15 کیلومتری بالای زمین قرار دارد و بخار آبی را که از سطح زمین بالا می رود در خود نگه می دارد و موجب بازگشت آن بصورت باران می شود.

استراتوسفر

لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.

در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29 كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا از سوي موانع مي باشد.

از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.

لایه ازن در ارتفاع 25 کیلومتری سطح زمین قرار دارد و اشعه های مضر و اشعه ی فرابنفش را منعکس می کند و آنها را به فضا باز نی گرداند.

مزوسفر

در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80- درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه اتمسفر تلقي مي شود.

لایه یونوسفر مانند یک ماهوار ارتباطی منفعل عمل می کند و امواج رادیویی را که ازاطراف زمین ارسال شده اند به نقاط مختلف زمین باز می گرداند و به ایم صورت ارتباطات بیسیم و امکان پخش رادیو و تلوزیون فراهم می شود.

يونوسفر

از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است. در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده اند.

شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر وجود دارد؛

ترموسفر

ترموسفر (به انگلیسی: Thermosphere): فاقد مرز فوقانی معين است. اصطلاح ترموسفر به سبب دمای بسیار زياد ترموديناميک (به انگلیسی: Thermodynamics) به اين لايه داده شده است كه اين ميزان ممكن است به °1227 سانتی‌گراد (°1239 فارنهایت یا 1500 كلوين) برسد، جلوه سرخی شفق يكی از پديده‌ های ترموسفر پايينی است قسمت پايينی ترموسفر به طور عمده ترکیبی از ازت (N2) و اكسيژن (O2) به صورت مولكولی یا اتمی است در حالی كه در كيلومترهای بالا اكسيژن (O2) به ازت (N2) غلبه میکند. دمای زياد در اين لايه به دلیل جذب تشعشع ماوراء بنفش بوسيله اكسيژن اتمی است، تربوپوز (به انگلیسی: Turbopause) ناحیه انتقالی بين ترموسفر و اگزوسفر را تشكيل میدهد

اگزوسفر

شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه مي رسد.

اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.

اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها عبارتند از لايه هاي D,E,F
.

طب   سوزنی    ( یک )

 

بر اساس‌ مطالعات انجام گرفته در دانشگاه کالیفرنیا، طب سوزنی می تواند در کنترل کریز فشار وحتی طول کشیده آن ، درمان کمردرد، فلج صورت‌،میگرن‌، روماتیسم مفصلی‌، آسم‌، انواع اعتیاد، بی‌خوابی‌ها، فراموشی‌، اختلالات روحی ،رفع چین و چروک ، چاقی و لاغری  و درمان اختلالات جنسی موثرباشد. در فشار خون بالا استرس شدیدی به دیواره عروق وارد می شود. این استرس برای سیستم هوشیار بدن به عنوان درد تعریف‌می‌شود که پیامد آن تحریک سیستم افیونی مغز می‌باشد. در نتیجه آندروفینها ترشح شده و درد حاصله را از بین می‌برد. در طب‌رایج با استفاده از داروهای مسکن درد ناشی از فشار وارده به جداره عروق و احشاءمجاور،تسکین یافته ،که به نوبه خود باعث  کنترل هیپرتانسیو ن قلبی می شود. طب فشاری امروزه یکی ازشاخه های علم درمانی جامع نگر   بوده و درمان و پیشگیری دردهای بیماریهای مزمن را بر اساس شناخت کل وجود انسان از نظر اجتماعی ،جسمی و روانی به عهده دارد. به علت احتمال  فزونی انتقال انواع ویروس‌(ایدز و هپاتیت و...) از طریق سوزنهای آلوده‌، طب سوزنی جای خود را به طب فشاری داده است . طب فشاری آمیزه‌ای از طب چینی سنتی  و تئوری طب شرقی بوده و قدمت بیش از 3000 سال قبل از میلاد دارد. در این روش ثابت شده‌است که فشار دادن نقاط خاصی از بدن سبب تحریک یا مهار تولید انرژی می‌شود که در نتیجه باعث از بین رفتن دردمی‌شود. یعنی یک نوع ترازمندی و تعادل انرژی ایجاد می گردد.

انواع ماساژ درمانی شامل مالش دادن‌، چنگ زدن‌، فشردن‌، مشت‌کوبیدن و ضربات آزاد توسط کف دست می‌باشد. ماساژ درمانی باعث رفع خستگی‌، افزایش قدرت و توانائی عضلات می شود. طب‌  نوعی درمان فشاری مرسوم در هند است که هدف از انجام آن خارج کردن نیروهای  پلید و مخرب ازبدن است‌.  رسوبات سمی در بدن بوده که هندیان معتقدند تجمع آن در بدن مانع هماهنگی جسم و روح می شود. درمان‌به شیوهشامل دو مرحله است‌.(این روش و مراحل آن به نظر نگارنده قابل انجام در حمام سوناست) .مرحله‌ یک: توسط دستهای ماهر ماساژ دهنده بااستفاده از روغن های گیاهی و حوله های گرم و مرطوب عضلات ‌بدن مالش داده می شود. مرحله دو: در این مرحله جویباری از روغن گرم روی پیشانی در نقطه سحرآمیز چشم سوم ریخته می شود تا از طرفین جاری شود. طب   چینن تفسیر می کند این اعمال با ایجاد تغییرات‌هورمونال باعث شادی روح و سلامتی جسم می گردد. براساس مطالعات انجام شده تمامی اجزای بدن در نواحی مجزای مغز دارای جایگاه مشخص فانکشنال می باشند که اندازه هر ناحیه الزاما"متناسب با اندازه عضو نمی باشد. مثلا" تصویر انگشت شست دست در پهنه مغز  بسیار بزرگتر از تصویربازو می باشد.( به نظر نگارنده این امر ناشی از کارائی انگشت شست و سبابه می‌باشد).یعنی هر عضوی از بدن کارائی بیشتر و تخصص یافته تری داشته باشد ، جایگاه عملکردی بزرگتری در پهنه فانکشنال مغز به خود اختصاص میدهد.  گاهی این تصویرها با همدیگر تداخل پیدامی‌کنند. مثلا" به ارتباط تصویر دست و تصویر کولون در مغز می‌توان اشاره نمود. مالش نقاط خاصی از دست ،سبب رفع درد روده‌بزرگ خواهد شد.

می‌توان ماساژ نقاط مولد انرژی را به تنهایی و یا با کمک فرد دیگری به نوبت انجام داد. به هنگام قرار گرفتن درحوضچه آب گرم‌، از آنجائی که عضلات بدن به تدریج منبسط شده و وزن بدن تحت تأثیر فرمول ارشمیدس قرار می‌گیرد، بنابراین‌اعمال هر گونه ماساژ و کششی امکان داشته و آرام بخشی مطبوعی را ایجاد خواهد نمود

آیا تغیر نام جواب میدهد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سوال : اخيراً ديده مي شود که عده اي براي رفع مشکل افراد و يا جهت شفا از بيماري توصيه مي کنند آنها اسم خود را تغيير دهند تا آنجا که به افراد مي گويند اسمي مثل محمد و يا فاطمه را تغيير دهند و مثلاً پوريا يا صدف بگذارند . جالب است که بعضاً با تغيير اسم مشکل شان رفع شده و يا بيماري آنها بهبود يافته ، موضوع اين کار چيست ؟


جواب : به ما توصيه شده است که نام نيک بر فرزندانتان بگذاريد . رسول اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم » مي فرمايند : « من حق الولد علي والده ثلاثه ، يحسن اسمه ، و سعلمه الکتابه ، و يزوجه اذا بلغ » (64) از حقوقي که فرزند بر پدر خود دارد سه چيز است : اسم نيکو براي او انتخاب کند ، نوشتن به وي بياموزد ، وقتي بالغ شد وسائل تزويجش را فراهم نمايد . حتي رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم » مي فرمايند : « من ولد له اربعه اولاد و لم يسم احدهم باسمي فقد جفاني » (65) ؛ اگر کسي چهار فرزند دارد و نام يکي را محمد نگذاريد به من جفا کرده است . و نيز روايات از حضرت صادق « عليه السلام » خبر مي دهد : « استحسنوا اسماء کم فانکم تدعون بها يوم القيامه قم يا فلان بن فلان الي نورک قم يا فلان بن فلان لا نور لک » ؛ نام هاي نيکو بگذاريد زيرا روز قيامت به آن نامها صدايشان مي زنند و مي گويند : اي فلان پسر فلان ! به سوي نورت برخيز ! و اي فلان پسر فلان ! برخيز ! ولي نوري نداري . اگر پدر و مادري نام نيک بر فرزندشان نگذارند در قيامت فرزندشان از آنها شکايت مي کند .

از سليمان جعفري روايت شده که گفت از ابالحسن « عليه السلام » شنيدم مي فرمود : « لا يدخل الفقر بيتا فيه اسم محمد او احمد او علي او الحسن او الحين او طالب او عبدالله او فاطمه من النساء » (66) ؛ فقر داخل خانه اي که در آن نام محمد و يا احمد و يا علي و يا حسن و يا حسين و يا جعفر و يا طالب و يا عبدالله و يا فاطمه باشد نمي شود . « ان الشيطان اذا سمع مناديا ينادي يا محمد يا علي ذاب کما يذوب الرصاص » (67) ؛ از ابي جعفر « عليه السلام » نقل شده که فرمود : شيطان وقتي صداي کسي را که به اسم محمد و يا علي صدا مي زند بشنود مانند سرب ذوب مي شود .


اما اين که عده اي با محاسبه هاي غير قابل اعتماد مي آيند بر اساس حروف ابجد عدد مربوط به اسمي را تعيين مي کنند و سپس آن عدد را نسبت به امري ديگر مثل عدد مربوط به اسم همسر آن فرد ، مقايسه مي کنند و ادعا مي نمايند اين دو عدد همخواني ندارد ، پس بايد اسم هايشان را عوض کنند تا همخواني پيدا کنند ؛ نه تنها حرف بي پايه و اساسي است ، بلکه پشت کردن به عقل و دستور شريعت الهي است .


و اينکه چرا بعضاً با تغيير اسم ، مشکلات فرد يا خانواده مرتفع مي شود و يا بيماري طرف بهبود مي يابد ، پاي شيطان در ميان است . آري شيطان براي هلاکت انسان مشکلاتي را ايجاد مي کند تا او را از خدا باز دارد و به غير خدا متوسل شود و عملاً از دين الهي فاصله بگيرد و لذا در اين راستا راه هاي موفقيت هاي ظاهري را براي او مي گشايد ولي در زير اين موفقيت ها ايمان طرف را از او مي گيرد و سپس همان موفقيت هاي ظاهري را نيز از آن فرد دريغ مي کند .


براي شيطان کار دشواري نيست که حتي عامل بهبودي شخصي از بيماري شود تا از آن طريق او را به هلاکت برساند . در حالي که خداوند سلامتي و بيماري و توسعه ي رزق و محدود بودن رزق را بستر امتحان بندگانش قرار داد تا انسان ها در شرايط مختلف بتوانند بندگي خدا را در جان خود نهادينه کنند . حال انساني که از دين الهي فاصله گرفت به جاي آنکه سختي ها و بيماري ها را بستر امتحان الهي بداند و در عين برنامه ريزي طبيعي جهت رفع آنها ، بندگي خود را محفوظ دارد ، بي صبري از خود نشان مي دهد و به وسايل غير الهي متوسل مي شود و خود را در دنيا و آخرت روسياه مي نمايد . در حالي که قبلاً در حديث قدسي مطرح شد که خداوند مي فرمايد :


« به عزت و جلال و بزرگواري و رفعتم بر عرشم سوگند که آرزوي هر کس را که به غير من اميد بندد ، به نوميدي قطع مي کنم . و نزد مردم بر او جامه ي خواري مي پوشانم ، و او را از تقرب خود مي رانم و از فضلم دور مي کنم . آيا او در گرفتاري ها به غير من آرزو مي بندد ، در صورتي که گرفتاري ها به دست من است ؟ و به غير من اميدوار مي شود و در فکر خود در خانه ي جز مرا مي کوبد با آن که کليدهاي همه ي درهاي بسته نزد من است و در خانه ي من براي کسي که مرا بخواند باز است ؟ کيست که در گرفتاري هايش به من اميد بسته و من اميدش را قطع کرده باشم ؟ کيست که در کارهاي بزرگش به من اميدوار گشته و من اميدش را از خود بريده باشم ؟ ... » (68) که متن کامل حديث در قسمت های قبل مطرح شد .

 


اين روايت گرانقدر در عين اينکه در مسئله ي فوق ما را متذکر مي نمايد که در امورمان به غير از خدا متوسل نشويم ، به ما تذکر ميدهد چگونه اميد بستن به ساحر و امثال آنها ما را با ناکامي در امورمان رو به رو مي کند .
خداوند ان شاء الله به من و شما توفيق دهد تا در کسب معارف و اخلاق و رعايت آداب ديني موفق شويم و سعي کنيم آن عقايد را قلبي نماييم تا منور به نور عالم معنا گرديم و مورد نظر رضايتمندانه ي پرورگارمان قرار گيريم .


« و السلام عليکم و رحمه الله و برکاته »

پی نوشت‌ها:

64) مکارم الاخلاق ، شيخ حسن فرزند شيخ طبرسي ، ص 220
65) عده الداعي و نجاح الساعي ، ابن فهد حلي ، ص 87
66) همان
67) همان
68) الکافي ، ج 2 ، ص 67 ، باب التفويض الي الله و التوکيل عليه .

رنگ ارواح

رنگ ارواح 

ارواح نيك داراي دوازده رنگ مي باشند و ارواح متعالي داراي شش رنگ و حق به رنگ زرد خوش رنگ و نور است
ارواح نيك عبارتند از
يك- رنگ خاكستري: اين رنگ در مورد ارواحي هست كه بتازگي به دسته ي ارواح نيك پيوسته اند و كمي ارتقا يافته اند و اجازه ي برقراري ارتباط را ندارند
دو- رنگ قهوه اي :اين گونه ارواح در حال ارتقا هستند و اينها نيز اجازه ارتباط را ندارند
سه- رنگ سرمه اي : اين ارواح داراي نيروي بسيار ضعيفي هستند و مي توانند با افراد زميني ارتباط بگيرندالبته به مدت كوتاه وناچيز
چهار-رنگ سبز تيره: اين گروه دو دسته اند يكي ارواحي با انرژي اندك و مي توانند ارتباط يابند و ديگري كه انرژي زيادي دارند ولي اجازه بر قراري ارتباط ندارند
پنج- رنگ سبز روشن: اين ارواح داراي هاله هاي زرد رنگ هستند و معمولا در هنگام ارتباط با اين ارواح در اطراف سر مديوم هاله هايي ديده مي شود كه مر بوط به اين ارواح هستند كه بعضي ناظر جلسه هستند
ششم-رنگ ابي روشن: اين ارواح به ماده هيچ وابستگي ندارند و مي توانند ارتباط يابند ولي بعلت نداشتن تعلق به ماده ارتباط نمي گيرند
هفتم-رنگ قرمز:اين ارواح به مدت طولاني در جهان خلقت هستند و به سطح كره زمين نمي ايند و ارتباط برقرار نمي كنند
هشتم رنگ بنفش: در وجود اين گونه ارواح كمي تيرگي مي باشد و بايد به تكامل برسند تا بتوانند ارتباط يابند. اين ارواح مي توانند فقط كار فيزيكي انجام دهند از جمله جابجايي اشيا
نهم-رنگ نارنجي: اين رنگ نشانه ارتقا ي درجات ارواح مي باشد و روح مورد نظر با اين رنگ مي تواند از نيروي شفادهي مناسبي برخوردار شود كه ان را به واسطه مديوم شفا بخش عرضه دارد
ده- رنگ صورتي: اين ارواح انرژي زيادي دارند و داراي قدرت مناسبي هستند و مي توانند مديوم خود را بدون اينكه اسيبي ببيند از محلي به محل ديگر ببرند
يازده-رنگ زرد:اين ارواح قدرت زيادي دارند كه براي كارهاي فيزيكي خود بهره مي گيرند و مي توانند با انژي زيادي كه دارند كار هاي بسيار جالبي انجام دهند
مثلا اينكه يك فرد را براي مدتي از نظر ها پنهان كنند يا اينكه فرد در همان مكان باشد ولي ديده نشود
دوازده- رنگ سفيد : اين گونه از ارواح قدرت دارند اما دوست ندارند از قدرت خود در جهت كارهاي فيزيكي و نمايشي استفاده كنند بنابر اين فقط از به عنوان روح راهنما در جلسات حضور مي يابند و ان جلسه را با قدرت خود اداره و هدايت مي كنند
ارواح شرور به رنگ سياه يا ذغالي هستند و ارواح خوب رنگي ندارند
ارواح متعالي به شش رنگ ديده مي شوند
يك -رنگ زرشكي اين رنگ مختص ارواحي هست كه بتازگي به مقام متعالي رسيده اند و نيروي شفادهي دارند و در مواقعي هم به ياري انسانها مي ايند
اين ارواح اعمال زيادي مي توانند انجام دهند
دو- رنگ سبز يشمي: اين رنگ مختص ارواحمتكاملي هست كه اخرين دوره هاي تكاملي خويش را مي گذرانند
سه- رنگ كرم : اين گ.نه بسيار با محبت هستند و وجودشان سر شار از عشق و مي توانند به هنگام ارتباط مدتي زياد بمانند
چهار- رنگ جگري:اين رنگ بسيار شفاف و زيباست و انقدر زيباست و از لطافت برخوردار است كه اجازه ي ارتباط با عالم مادي را ندارند زيرا اگر با مواد موجود در هوا و اكتوپلاسم مديوم مخلوط شود روح صدمه مي بيند و رنگ خود را از دست مي دهد
پنج- رنگ سبز چمني خوشرنگ: اين گونه ارواح براي هدايت بشر به زمين مي ايند و انان را هدايت مي كنند و يا اينكه از طريق انها كتاب مي نويسند
ششم- رنگ نور : اين گونه ارواح كاملا تكامل يلفته اند و فقط منتظرند كه تكامل نهايي را بپذيرند و به منبع هستي بپيوندند

زنان خیابانی



هیچکس آماری از زنان خیابانی ندارد

خبرگزاري بين المللي زنان : امان الله قرایی مقدم، آسیب شناس معتقد است که موضوع زنانی خیابانی لایه پنهانی جامعه است و هیچکس نمی تواند در کشور آمار دقیقی را از این زنان بدهد.

امان الله قرایی مقدم، باحضور در کافه خبر و در میزگرد زنان خیابانی با بیان اینکه روسپیگری در ایران یک پدیده پنهان است، گفت: «همانطور که می‌دانید فرهنگ دولایه دارد؛ یک لایه ظاهری است که می‌بینیم و یک لایه پنهانی. موضوع زنانی خیابانی لایه پنهانی جامعه است؛ یعنی هیچکس نمی تواند در کشور آمار دقیقی را از این زنان بدهد. پس این موضوع پنهان است و دلیلش هم این است که اگر برملا شود نتیجه‌اش سنگسار و زندان و ... است و این طبیعی است که این زنان تمام سعی خودشان را بکنند تا حضورشان را رخ مسئولان نکشند. از نظر من فردی هم که حرفی از در دست داشتن آمار این زنان در کشور می کند بی دقتی اش را به رخ مردم می‌کشد حالا هرکه می‌خواهد باشد، حتی پلیس! و چون این موضوع پنهان است، از لحاظ اجتماعی تابو و ممنوع است.»

خبرآنلاين نوشت

او ادامه داد: «من حتی معتقدم که در کشورهای خارجی هم این موضوع از نظر جامعه پذیرفتنی نیست منتها جامعه مجبور است برای برآورده کردن یکی از نیازهای اساسی‌اش چنین کانال‌هایی را باز کند ولی مردم خانواده دار از آن خیابان حتی رد نمی‌شوند. اخیرا هم در اروپا تعدادی به روسپی گری اعتراض کردند. این اعتراض در کشورهای اسلامی شدیدتر است به طوری که از نظر من حتی اگر به عنوان مثال مجلس هم در این مورد قانونی را تصویب کند، جامعه ما آن را نمی‌پذیرد چون جامعه ما اسلامی و دینی است. ارزشها و هنجارهای اخلاقی و اسلامی چینین چیزی را نمیپذیرد ولو قانون آن را بپذیرد. پس همین هم باعث می‌شود که آمار درستی از این زنان در دست نباشد.»

آینه - قرآن

پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: هر آینه این قرآن، نور آشکار و بیّن، ریسمان استوار و متین، دستگیره محکم، پایگاه بلند، شفا دهنده‏ترین شفاء، بزرگترین فضیلت و برترین سعادت است. هرکه از آن خواستار روشنی شود، خدا او را نورانی می‏کند. هرکه کارهای خود را بر طبق قرآن انجام دهد، خدا او را از لغزش نگاه می‏دارد. هرکه چنگ در قرآن زند، خدا او را نجات می‏دهد.

بحار الانوار، ج 92، ص 32

از دعا نویسان هم بخوانید

سوال : آيا کار دعانويس هم مثل کار جادوگر و رمال است ؟
جواب : خير ؛ ما در سيره ي ائمه معصومين « عليهم السلام» داريم که دعايي را مي نوشتند و در عين اينکه مي خواندند ، نزد خود مي گذاشتند ، حتي از امام رضا « عليه السلام » داريم که دعايي را در يقه ي خود گذاشته بودند ، که به حرز امام رضا « عليه السلام » مشهور است . مرحوم شيخ عباس قمي « رحمه الله عليه » در حاشيه ي مفاتيح الجنان حرزهايي را که ائمه «عليهم السلام » استفاده مي کردند آورده است . پس اگر خود شما يا کس ديگري دعايي را بنويسيد و به اميد دفع فتنه نزد خود نه داريد ، کار درستي است ، منتها بايد دقت بفرماييد که طرفي که براي شما دعا مي نويسد ، واقعاً از متون مورد اعتماد استفاده کند نه اينکه چيزهايي را به نام دعا از خودش درآورده باشد . نگهداري قرآن در نزذ خود يک نوع وسيله ي دفع فتنه است و يک نوع حرز به حساب مي آيد .
بر همين اساس قديمي ها قرآن هاي بسيار کوچک را در محفظه اي که آب به آن نرسد قرار مي دادند و به گردن کودکان مي انداختند . دعا و قرآن ؛ هم خواندش خوب است و هم نزد آدم باشد خوب است ولي اين خط کشيدن ها که به نام دعا مي دهند چيز مطمئني نيست . عزيزاني که اذيت مي شوند يا فکرشان مشغول موضوعات ناراحت کننده است ، از حرز حضرت زهرا«سلام الله عليها» يا حرز اميرالمومنين « عليه السلام » و يا حرز امام رضا « عليه السلام » و امثال آنها استفاده کنند .
سوال : شما فرموديد طبق آيه ي قرآن « و ما بضارين به من احد الا باذن الله » (36) هيچ جادوگر و رمالي نمي تواند کسي را اذيت کند مگر اينکه خدا بر اساس مصلحت خويش بخواهد او را تنبيه کند ، پس چيزهايي مثل انگشتر فيروزه و « ان يکاد » در دفع موانع چه نقشي دارد ؟
جواب : درست است که کسي نمي تواند کسي را اذيت کند يا به کسي نفع برساند ولي حال اگر خدا فرموده براي دفع خطر مثلاً اين انگشتر را در دست کنيد به جهت آن است که استفاده از اينها استفاده از يک قاعده اي است که در نظام عالم جاري است ، مثل رفع تشنگي از طريق آب خوردن . درست است که کسي نمي تواند شما را اذيت کند ولي اگر مي خواهيد تشنگي را رفع کنيد بايد آب بخوريد . البته استفاده از انگشترهاي مقدس و يا ادعيه موجب آماده شدن شرايط بهتر است و اگر بقيه ي شرايط موجود نباشد آنها به خودي خود نتيجه ي مطلوب را نمي دهد .
سوال : عريضه نويسي چه نقشي دارد ؟
جواب : عريضه نويسي يک سنت پسنديده اي است ، شما وظيفه داريد به هر شکلي در محضر وجود مقدس معصومين «عليهم السلام » عرض حال کنيد و از آنها کمک بگيريد . حال گاهي عرض حالتان را مي نويسيد و داخل آب مي اندازيد تا تمرکز شما نسبت به حاجتتان بيشتر شود . در گذشته چون مردم سوادنداشتند عريضه نويس ها عرض حال آنها را برايشان مي نوشتند .
همين که مي نوشت: « اي وجود مقدس امام زمان «عجل الله تعالي فرجه الشريف» من از شما چنين خواهشي دارم » عملاً توجه قلبي او به آن حضرت محقق مي شد و از انوار آن حضرت بهره مند مي گشت و اگر مصلحت او بود که گشايشي برايش حاصل شود ، حاصل مي شد . البته فراموش نفرمائيد ما با داشتن دعاهاي جليل القدري مثل دعاي کميل و يا دعاي ابوحمزه ي ثمالي يا مناجات شعبانيه و امثال آن ، مي توانيم به نور ائمه «عليهم السلام » بهترين تقاضاها را از خداوند داشته باشيم و از آن طريق به زيباترين شکل ، ارتباط خود را معصومين «عليهم السلام » حفظ کنيم . دعاهايي به اين خوبي داريم که مي توانيم به کمک آنها راه صد ساله را يک شبه طي کنيم . در روايت قدسي داريم ؛ « به جاي اينکه بنده ي من از من چيزي بخواهد ، با نيايش با من بيش از آن چيزي که او بخواهد به او مي دهم » آري به ما گفته اند نمک غذايتان را هم از خدا بخواهيد ، تا تمام ابعاد روحي ما متوجه خدا باشد ، اما در روايت فوق مي فرمايد به جاي اينکه بگوييد خدايا غذايمان را بده ، بگوييد « يا حي يا قيوم » ، « آيه الکرسي » و « قل هو الله احد » بخوانيد تا از همه ي فتنه ها آزاد شويد . با توجه به توحيد صمدي آيا ديگر جايي براي غير مي ماند که در زندگي ما بخواهد منشأ اثر باشد ؟ به همين جهت به ما فرموده اند براي دفع سحر و چشم زخم ، آيه الکرسي بخوانيد و آن را نوشته در نزد خود و در خانه خود قرار دهيد ، تا با نور توحيد ، نقش و تاثير هر غيري از صحنه ي جان و زندگي شما دفع شود ، شرط آن توجه به توحيدي است که در آيه الکرسي مطرح است . وقتي در آيه الکرسي مي گويي : « الله لا اله الا هو الحي القيوم » (37) قلب شما تصديق مي کند که جز او معبودي نيست و او حي و قيوم است و تمام حيات و قيام هر کس از اوست . در چنين حالتي تمام توجه جان انسان متوجه خدا مي شود ، و مسلم در اين حالت از نور پروردگار بهره مند مي گردد . از آيه الکرسي نبايد غافل شد . از پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم » مي پرسند بهترين آيه اي که بر شما نازل شد کدام آيه است ؟ مي فرمايند : آيه الکرسي و نيز فرمودند : هر چيزي قله اي دارد قله ي قرآن آيه الکرسي است . يا مي فرمايند : آيه الکرسي بزرگ ترين آيه ي قرآن است . چون در آيه الکرسي قلب انسان متذکر مي شود که خداوند همه کاره است ، در آن آيه متوجه مي شويد اگر هم خداوند به چيزي قدرت شفاعتي داده ، « باذن الله » بوده است يعني اگر هم کسي کاري مي تواند بکند در قبضه خداوند است . اين نوع نگاه بايد در قلبتان باشد تا با چنين نوري ، فتنه ها دفع شود .
... ادامه دارد.

پی نوشت‌ها:

36) سوره ي بقره ، آيه ي 102
37) سوره ي بقره ، آيه ي 255

  فضلیت

در جهان  تنها یک  فضلیت وجود دارد

و آن آگاهي است

و تنها يك گناه:

وآن جهل است

و در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها،

تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است.

نخستين گام براي رسيدن به آگاهي

توجه كافي به كردار ،  گفتار و پندار است.

زماني كه تا به اين حد از احوال جسم،

ذهن و زندگي خود با خبر شديم،

آن گاه معجزات رخ مي دهند.

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او

زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان

سراسر طنز است!

چرا كه انسان نا آگاهانه

همواره به جست و جوي چيزي است

كه پيشاپيش در وجودش نهفته است!

اما اين نكته را درست زماني مي فهمد

كه به حقيقت مي رسد!

نه پيش از آن!

مشهور است كه "بودا" درست در نخستين شب

ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح

زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در

جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان

سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد

فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه

همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان

"بودا" مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي

بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي.

بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش

شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال

زندگي خود نرفته اي؟!

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها

همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش

مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي

و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را

از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را

با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم

آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در

كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!

و بودا مي گويد: "حق با توست! اما من پس از

سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه

جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست

و نه چيزي براي جستن!"

حقيقت بي هيچ پوششي

كاملا عريان و آشكار در كنار ماست

آن قدر نزديك

كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي

باشد!

چرا كه حتي در نزديكي هم

نوعي فاصله وجود دارد!

ما براي ديدن حقيقت

تنها به قلبي حساس

و چشماني تيزبين نياز داريم.

تمامي كوشش مولانا

در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي

اعطاي چنين چشم

و چنين قلبي به ماست

او مي گويد:

معجزات همواره در كنار شما هستند

و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند

فقط كافي است نگاه شان كنيد

او گويد:

به چيزي اضافه تر از ديدن

نيازي نيست!

لازم نيست تا به جايي برويد!

براي عارف شدن

و براي دست يابي به حقيقت

نيازي نيست كاري بكنيد!

بلكه در هر نقطه از زمين،

و هر جايي كه هستيد

به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز

شاهد زندگي

و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد،

كافي است!

اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم

صدق ميكند!

تمامي راز مراقبه

در همين دو نكته خلاصه شده است

"شاهد بودن و گوش دادن"

اگر بتوانيم

چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم

عميق ترين راز مراقبه را فرا گرفته ايم!

حقوق جنسى زن و شوهر در اسلام     03

ب. اختيار فسخ عقد در مواردى خاص
 

اگر به سبب برخى بيمارى هاي واگيردار يا كاستى هاي جسمى زن در اندام هاي تناسلى، امكان بهره‏گيرى جنسى براى شوهر فراهم نشود، او مى‏تواند عقد ازدواج را فسخ كند و اين نيز گواه روشنى بر اين مطلب است كه اسلام حق جنسى مرد را به رسميت شناخته است.(10)
براى نمونه، اگر زن دچار قرن(11) باشد شوهر خيار فسخ دارد؛ يعنى مى‏تواند عقد ازدواج را فسخ كند. البته اين عيب، زمانى مجوز فسخ است كه معلوم شود پيش از عقد بوده باشد، و اما اگر بعد از عقد حادث شود، مجوز فسخ نمى‏شود.(12)

پي نوشت ها :
 

*دانش‏پژوه كارشناسى ارشد روان شناسي بالينى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره.
1ـ سيدروح‏اللّه خمينى، رساله توضيح‏المسائل، با حواشى سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى، ص 263.
2ـ حسين بستان، اسلام و تفاوت هاي جنسيتى، ص 26.
3ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 2، ص 141.
4ـ سيد محمدحسين طباطبائى، الميزان، ترجمه سيد محمدباقر موسوى همدانى، ج 2، ص 318.
5ـ ر.ك: على‏بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، تحقيق سيدطيب موسوى جزائرى، ج 1، ص 73.
6ـ ر.ك: سيد محمدحسين شيرازى، تبيين‏القرآن، ج 1، ص 46.
7ـ ر.ك: ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 2، ص 141.
8ـ محمدبن على صدوق، من لايحضره الفقيه، ترجمه على‏اكبر غفارى، ج 3، ص 438؛ ج 5، ص 85.
9ـ همان، ج 3، ص 425؛ ج 5، ص 67.
10ـ ر.ك: حسين بستان، همان، ص 27.
11ـ قرن گوشت يا غده و يا استخوانى است كه در دهانه رحم روييده مى‏شود و از عمل وطى جلوگيرى مى‏كند، بلكه اگر جلوگيرى هم نكند و تنها مايه نفرت و گرفتگى خاطر مى‏شود.
12ـ سيدروح‏اللّه خمينى، تحريرالوسيله، ج 4، باب نكاح، ص 85و86.

حقوق جنسى زن و شوهر در اسلام    02

 حق جنسى شوهر
 

از دو جنبه و با نگاهى فقهى مى‏كوشيم حقوق جنسى شوهر را بررسى كنيم:

الف. حق تمكين
 

زن بدون عذر شرعى نمى‏تواند از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند.(1)
به طور كلى يكى از حقوق شوهر بر زن، حق تمكين جنسى است و صرف‏نظر از برخى استثناها، به ويژه موارد ضرر داشتن (مفهوم فقهى ضرر)، بودن زن يا شوهر در حالت احرام، روزه واجب، بودن زن در حالت حيض يا نفاس و...، محدوديت قابل‏توجهى براى اين مسئله در نظر گرفته نشده است.(2)
مستندات: دلايل متعددى براى اين مسئله ارائه شده است كه سه نمونه را ذكر مى‏كنيم:
1. يكى از آياتى كه در اين زمينه مى‏توان از آن استفاده كرد، آيه 223 سوره بقره است: «نِسَآؤُكُم حَرثٌ لَّكُم فَأتُوا حَرثَكُم أَنَّى شِئتُم وَقَدِّمُوا لأَنفُسِكُم وَاتَّقُوا اللّهَ وَاعلَمُوا أَنَّكُم مُلاَقُوهُ وَبَشِّرِ المُؤمِنِينَ»؛ زنان شما كشتزار شمايند، پس از هر سو و هر وقت كه خواستيد به كشتزار خود درآييد و (با نيت اكتفاء به حلال در مقابل حرام و طلب فرزندى صالح از اين عمل، ثوابى) براى خودتان پيش فرستيد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه او را ملاقات خواهيد كرد و مؤمنان را مژده بده.
البته در صورتى مى‏توانيم از اين آيه براى حق تمكين شوهر استفاده كنيم كه واژه «أَنَّى» در آيه به معناى زمانى باشد.
در اين‏باره در تفسير الميزان مى‏خوانيم: «كلمه "انى" از اسماى شرط است، كه مانند كلمه "متى" در خصوص زمان استعمال مى‏شود. البته گاهى در مكان هم به كار مى‏رود. حال اگر در آيه موردبحث به معناى مكان باشد، معنا چنين مى‏شود: "شما به كشتزار خود وارد شويد، از هر محلى كه خواستيد"، و اگر به معناى زمان باشد، معنايش اين مى‏شود: "شما هر وقت خواستيد به كشتزار خود برويد."(3) و به هر معنا كه باشد، مى‏خواهد اطلاق را برساند؛ مخصوصا با قيد (شئتم) اين اطلاق روشن تر به چشم مى‏خورد. اين را هم بايد بدانيم كه آوردن جمله "زنان شما كشتزار شمايند" قبل از بيان "فاتوا حرثكم" و نيز تعبير از زنان براى بار دوم به (كشتزار)، خالى از اين دلالت نيست كه مراد توسعه و آزادى دادن در عمل زناشويى است.(4)
به هر حال، در صورتى كه «أَنَّى» در اين آيه به معناى زمان باشد ـ همان‏گونه كه على‏بن ابراهيم در تفسير قمى(5) و سيدمحمد شيرازى در تبيين قرآن آن را به معناى زمانى دانسته‏اند(6) ـ مى‏توان از آيه براى اثبات حق تمكين نيز استفاده كرد؛ زيرا در اين صورت، آيه بر اين معنا دلالت مى‏كند كه هر زمان خواستيد، مى‏توانيد با زنانتان آميزش كنيد، و اين همان چيزى است كه مرد بر اثر حق تمكين، به آن مى‏رسد.
نكته: در اين آيه زنان به مزرعه تشبيه شده‏اند، و چه بسا اين تشبيه براى بعضى سنگين آيد كه چرا اسلام درباره نيمى از نوع بشر، چنين تعبيرى به كار برده است؛ در حالى كه نكته باريكى در اين تشبيه نهفته است. در حقيقت، قرآن مى‏خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانى نشان دهد كه زن وسيله ارضاى شهوت و هوسرانى مردان نيست، بلكه وسيله‏اى براى حفظ حيات نوع بشر است ـ همان‏گونه كه گياهان در كشتزار رشد مى‏كنند و ادامه حيات مى‏دهند، انسان‏ها نيز به وسيله وجود زنان متولد شده و نسل شان ادامه مى‏يابد ـ اين سخن هشدارى براى آنان است كه جنس زن را بازيچه يا وسيله هوسبازى مى‏دانند.(7)
2. در روايتى كه از امام باقر (عليه السلام) نقل شده است: «زنى به نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آمد و عرض كرد: يا رسول‏اللّه حقّ مرد بر زوجه‏اش چيست؟ فرمود: آنكه او را فرمان ببرد و از نافرمانى‏اش بپرهيزد و از مال شوهر (بدون رضاى او) چيزى به فقير ندهد، و نيز بدون اجازه او روزه مستحبى نگيرد، و او را از كاميابى مانع نشود، هرچند بر جهاز شترى سوار باشد، و از خانه‏اش بدون رخصت وى خارج نشود كه اگر بدون اجازه از منزل بيرون رفت، فرشتگان آسمان و فرشتگان زمين و فرشتگان غضب و رحمت همگى او را لعنت كنند تا به خانه‏اش باز گردد... .(8)
3. در روايت ديگرى از امام باقر (عليه السلام) مى‏خوانيم:
«اميرمؤمنان (عليه السلام) درباره مردى كه با زنى ازدواج كرده و مهريه زن را به عهده گرفته بود به شرط آنكه اختيار كامگيرى و طلاق با او (يعنى با زن) باشد، فرمود: زن با سنّت مخالفت نموده و متولّى امرى گشته كه اهلش نبوده؛ بعد حكم فرمود: كه صداق به عهده مرد است و جماع و طلاق نيز به دست اوست و اين سنّت است.»(9)
همان‏گونه كه مى‏بينيد در روايت اول آمده است كه او را از كاميابى منع نكند (حتى اگر سوار بر جهاز شترى باشد) و در روايت دوم است كه حق جماع به دست مرد است.
با دقت در متن اين دو روايت به راحتى مى‏توان حق تمكين را براى مرد اثبات كرد؛ زيرا با توجه به اينكه حق جماع به دست مرد است، مى‏تواند در هر زمان كه خواست با زن نزديكى كند و از سوى ديگر، زن هم نمى‏تواند او را از كاميابى منع كند و اين مسئله همان چيزى است كه مرد در حق تمكين به آن مى‏رسد.
البته توجه داشته باشيم كه اين حكم مربوط به زمانى است كه زن عذر شرعى نداشته باشد.

ساعت زمین    (Earth hour)

ساعت زمین (Earth hour) یک روز جهانی است که به ابتکار صندوق جهانی حیات وحش World Wildlife Fund - WWF شکل گرفته است. در این روز شهرهای بزرگ جهان در نقاط شاخص عمده خود چراغ‌ها را خاموش می‌کنند.
هدف برنامه ساعت زمین این است که آگاهی عمومی را نسبت به گرمایش جهانی افزایش دهد.
وب سایت رسمی:
Earth hour

این ابتکار عمل در سال 2007 در سیدنی در کشوراسترالیا آغاز شد وسپس به کشورهای دیگر گسترش یافت و به رویدادی جهانی بدل شد.
خاموشی‌ چراغ ها در روز زمین همه ساله درآخرین روز شنبه ماه مارس صورت می‌گیرد.
سازمان‌دهندگان این ابتکار عمل امیدوارند که این اقدام مردم را تشویق کند که آگاهی بیشتری در مورد مصرف انرژی کسب کنند و دریابند که تولید برق با سوزاندن سوخت‌های فسیلی مانند نفت و گاز جو زمین را آلوده می‌کند و در ایجاد پدیده گرمایش جهانی نقش دارد
در سال 2011 این رویداد به حدی گسترش یافت که در بیش از 5200 شهر در 135 کشور برای یک ساعت چراغ‌های در نقاط عمده خاموش شد. ایران نیز از سال گذشته با این کشورها همگام شده است.
چراغ‌های برج میلاد، آزادی و سی و سه پل اصفهان به مناسبت روز جهانی ساعت زمین که امسال با 12 فروردین مصادف شده است، از ساعت 20:30 تا 21:30 خاموش می‌شوند.

به گزارش ایرنا سید حامد میرزا خلیل مسئول گروه کاهش آلودگی نوری شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران گفت: برآورد شده در این یک ساعت دمای زمین حدود سه درجه کاهش می‌یابد.
میرزا خلیل افزود: مردم ایران امسال می توانند با این حرکت نمادین به پیش باز روز طبیعت بروند و با خاموش کردن چراغ ها گام کوچکی در راستای حفظ محیط زیست بردارند.
وی گفت: همچنین در این یک ساعت خاموشی علاقه مندان به نجوم می توانند شاهد آسمان پرستاره باشند و در افق جنوب غربی خود دو سیاره پر نور زهره و مشتری را مشاهده کنند.
مسئول گروه کاهش آلودگی نوری شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران گفت: امسال علاوه بر برج آزادی و برج میلاد درتهران ، اصفهان نیز با خاموش کردن چراغ های سی و سه پل به این حرکت نمادین پیوسته ، قزوین نیز آمادگی خود را برای پیوستن به این حرکت اعلام کرده و ستاد محیط زیست شهرداری در حال رایزنی با شیراز و مشهد است .

  هاله

انسانهای اولیه نیز قادر بودند آئورا را ببینند . در بسیاری از حکاکی های روی سنگ و نقاشیهای کهن پوشش عجیبی به دور سر افراد نقش بسته است . این پوشش بخصوص در طراحیهای به دست آمده از منطقه ی وال کامونیا(Val Camonica) در شمال ایتالیا چشمگیر است . عده ای از مولفان اظهار نظر کرده اند که در این مساله ثابت می کند ما در زمانهای قدیم بازدید کنندگانی از کرات دیگر داشته ایم . شاید این مسئله درست باشد اما احتمال زیادی هم وجود دارد که این تصاویر ترسیمی ساده و ابتدایی از هاله نورانی باشد ، بخصوص که بعضی از این نقاشیها به گونه ای رسم شده که به نظر می رسد پرتوهایی دور سر را احاطه کرده است . سربندهای روسای قبایل بومی آمریکا ممکن است ترسیمی از هاله ی نورانی باشد کشیشهای مایان(Mayan) نیز سربندهای بنفش رنگ بر سر می کرده اند .
در تصاویر به جا مانده از قدیسان قبل از مسیحیت هاله هایی طلایی و درخشان به دور سر آنان دیده می شود . این حلقه های

اطراف سر در تصاویر مصریان باستان و هندیها و یونانیها و ایتالیایی ها نیز دیده می شود که بی شک ترسیمی از هاله های نورانی است .
در کتابهای مقدس هر تمدنی از هاله ی نورانی یاد شده است . می گوید وقتی حضرت موسی از کوه پایین آمد ، هاله ای دور سر او را پوشانده بود : او نمی دانست که پوست صورتش درخشنده است تا اینکه با یهوه(Yahweh) گفتگو کرد . و وقتی هارون و تمام فرزندان بنی اسرائیل موسی را دیدند ، پوست صورتش به قدری درخشان بود که آنان نتوانستند به او نزدیک شوند .هومر(Homer) شرح می دهد که آئورا غبار درخشانی است از ذات الهی سرچشمه گرفته و همچنین نشانه ی قدرت بشر است . حدود ۲۶۰۰ سال پیش ، زمانی که پیروان مکتب فیثاغورث شروع به گنجاندن آن در آموخته هایشان کردند ، برای اولین بار هاله های نورانی وارد نوشته های غرب شد .


عده ای از مردم بر این عقیده اند که هاله ی نورانی از زمان خلقت بشر تا کنون قدرت واقعی هستی را نشان می دهد . هندوها آن را انرژی پرانا(Prana) می نامند . در پولینزیا(Polynesia) آن را مانا(Mana) می نامند . مسمر(Mesmer) آن را مغناطیس حیوانی نام نهاد. بارون ون ریچن باخ(Baron Von Reichen Bach) آن رااُد(Od) نامید ، و امروز روحیون آن را نیروی اثیری می نامند .
عرفا و قدیسان قرون وسطی قادر بودند چهار نوع آئورا را ببینند : نیمباس (هاله ی خدایان ) (Nimbas) هالو (هاله ی خورشیدی) (Halo) آئورولا(هاله ی مقدسان) (Aureola) گلوری(Glory).
دو آئورای اول دور سر را احاطه کرده است ، آئورولا بدن را در بر گرفته است و گلوری ترکیبی از سه آئورای دیگر است که سرتا پا فرا می گیرد . مومنان و مقدسان آشکارا دارای آئوراهای


هالو و نیمباس قوی بودند که براحتی دیده می شود و نقاشان آن را به تصویر کشیده اند .

پاراسلسوس(Paracelsus) (1541-1493) فیلسوف و پزشک مشهور سویسی جزو اولین کسانی بود که در مورد آئورامطالبی نوشته او بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه به سراسر اروپا سفر کرد و اوقات زیادی را با کولی ها و کیمیاگران گذراند . او همچنین تاجایی که می توانست درباره ی گیاهان دارویی و دندانسازی و اشراق معلوماتی کسب کرد. اطلاعاتی که او در طول آن دوران به دست آورده بود در نوشته هایش به چشم می خورد .
پاراسلوس معتقد بود نیرویی حیاتی در درون و اطراف موجودات زنده است که می توان برای شفای بیمار از آن استفاده کرد در سال ۱۵۲۸ ، او مجبور شد از عنوان پرفسور پزشک و جراح استعفا کند ، زیرا آموزشهای او خارج از اعتقادات
ارتدوکسی(Orthodox) بود . در سال ۱۵۴۱ ، پیشخدمت یکی از پزشکانی که با نظریات پاراسلسوس مخالف بود ، او را از پنجره به بیرون پرتاب کرد و او بر اثر جراحات وارده در گذشت .
اسحاق نیوتون(Isaac Newton) (1642-1727 ) پزشک و ریاضی دانی بود که فرو افتادن سیبی از درخت باعث شهرت او شد . نیوتون با اندیشه در این مورد توانست به سه قانون اساسی علم مکانیک دست یابد که منجر به کشف قانون جاذبه گردید .به هر حال ، او مردی با استعدادهای چندگانه بود که بر روی زمینه های متفاوت کار می کرد . او به عنوان ریاضی دان روش حساب جامعه و فاضله را ابداع کرد ، در علوم ترکیب نور سفید را کشف کرد ، و به عنوان فردی عادل سرپرست ضرابخانه بود . در سال ۱۶۶۶ ، نیوتون به عنوان فیلسوف مفهوم حوزه ی نیرو یا امواج نیرویی را که دور موجودات زنده را احاطه کرده است ، گسترش داد .همچنین او اولین کسی بود که نور سفید را از بین دو منشور عبور داد که به ایجاد قانون شکست و انعکاس نور منجر شد . علاقه ی او به امواج نیرو و همچنین به نور و رنگ ، او را در جایگاه یکی از محققان پیش کسوت در هاله ی نورانی (آئورا) قرار داد .
فرانزمسمر(Franz Mesmer) (1734-1815) پزشک ونیزی ، کسی بود که به نیروی جاذبه علاقمند شد و برای درمان بیمارانش از نیروی مغناطیس کمک گرفت . او اعتقاد داشته در بدن انسان نیرویی مشابه نیروی مغناطیس وجود دارد . مسمر در سال ۱۷۷۵ کتابی تحت عنوان کشف معناطیس حیوانی منتشر و به نقاط مختلف سفر کرد تا نظریه ی خود را در این زمینه به مردم ثابت کند .
متاسفانه روش نمایشی عجیب و غریب و مخالف با حرفه ی پزشکی او باعث شد در سال ۱۷۸۴ جلسه ای با ریاست بنجامین فرانکلین(Bengamin Frankin) تشکیل و او به عنوان فردی دغلباز معرفی شود .
نام مهمترین فرد بعدی در تاریخ ائورا ، بارون کارل ون ریچن باخ (۱۷۸۸-۱۸۶۹) کاشف قطران است ریچن باخ متخصص ذوب فلزات و صنعتگری آلمانی بود که وقتی مردم عقایدش را نپذیرفتند ، نا امید شد و سرانجام تصمیم گرفت نظریات خود را از راه نوشتن مطالبی تحت عنوان اُدو مغناطیس مستقیماً به مردم ارائه دهد .
ریچن باخ برای توضیح انرژی عمومی از نام اُد (به معنی سوگند به خدا)استفاده کرد . او این انرژی را در افراد حساس بخصوص واسطه های روحی تشخیص داده بود . او اعتقاد داشت که این نیروی اُدیک(Odic) (برگرفته از اُدین(Odin) یکی از خدایان افسانه های نورس(Norse) از مغناطیسها وبلورها و موجودات انسانی ایجاد شده است افراد حساس نه تنها می توانستند در شرایطی ویژه آن را احساس کنند ، بلکه آن را می دیدند . برای نمونه ، ریچن باخ متوجه شد که حساسیتهای او قادر به تشخیص حسی خنک و خوشایند از قسمت فوقانی یک قطعه بلور و حسی گرم و ناخوشایند از پایین آن است .


درمی سال ۱۸۴۴، او بر روی آنجلیکا استورمن(Angelica Sturmann) دختری که دارای موهبتی الهی بود ، آزمایشهایی انجام داد . ریچن باخ او را در اتاقی تاریک نشاند و قطعه بلوری را در آنجا قرار داد . آنجلینا گفت که نوری ملایم و آبی رنگ را می بیند که مانند بخار از بالای بلور بیرون می آید . نور حرکتی مداوم داشت و گاهی جرقه هایی از خود می پراکند .
وقتی ریچن باخ بلور را وارونه کرد آنجلینا بخار غلیظ زرد و قرمزی را دید که از انتهاب آن خارج می شد . ریچن باخ از این نتیجه ذوق زده شد و وقتی بجز آنجلیکا هزاران تن دیگر رنگهایی را که از بلور او به بیرون می تراوید دیدند ، بیشتر هیجان زده شد . ریچن باخ همچنین کشف کرد که بدن انسان نیز جریان مغناطیسی مشابهی از خود تولید می کند . او پی برد که سمت چپ بدن انسان دارای قطب منفی و سمت راست دارای قطب مثبت است .
ریچن باخ در مقالات متعدد خود از آزمایشهای زیادی یاد کرد که خوانندگان می توانستند آن را امتحان کنند . در سراسر اروپا جوی ایجاد شد که صدها هزار نفر برای دیدن نیروی مغناطیس به تمرین می پرداختند .او بارها و بارها به خوانندگان مقالات خود گفت : تمنا می کنم خودتان امتحان کنید .
دکتر والترجی کیلنر(Dr Walter.J.Kilner) (1847-1920) در سال ۱۹۰۸ وقتی عملی را کشف کرد که با هر کسی می توانست هاله ی نورانی را ببیند ، زمینه ای تازه بنا نهاد کتاب او با نام هاله های نورانی انسان(The Human Aura) موردی را پیشگویی کرد . او در این کتاب اظهار داشته بود زمانی می رسد که می توان از هاله ی نورانی انسان عکس گرفت . عمل کیلنر برای دیدن هاله ی نورانی به این صورت بود که دو صفحه ی شیشه ای را با فاصله ی اینچ از یکدیگر قرار داد و فضای خالی بین آن را با محلول دیسیانین(Dicyanin) که ماده ای به رنگ بنفش تیره است ، پر کرد . از پس این دو شیشه حوزه ی ماورای بنفش دیده می شد و در نتیجه هر کسی می توانست از پشت آن هاله ی نورانی را ببیند ، کیلنر گزارش داده اولین کسی را که از پشت این محافظه دیده است ، زنی بیست و سه ساله بود که هاله ای آبی متمایل به خاکستری از بدن او خارج می شد . دکتر کیلنر از واکنش جامعه ی پزشکی که کشف او را به باد تمسخر گرفت ، رنجید .
در حقیقت ، در سال ۱۹۱۲ ، مجله ی پزشکی انگلیس یافته های او را با خنجر خیالی مکبث(Macbeth) مقایسه کرد کیلنر اعتقاد داشت هر پزشکی می تواند از این صفحه به عنوان وسیله ی تشخیص بیماری استفاده کند ، زیرا قسمت بیمار بدن به صورت حفره ای تیره در هاله ی نورانی دیده می شود . کیلنر علی رغم از دست دادن شهرت و اعتبارش همچنان به آزمایشهای خود ادامه داد و آخرین کتاب او به نام آتمسفربشر در سال ۱۹۲۱ چاپ شد .
تا سال ۱۹۳۷ هیچ کتاب جدی و اساسی دیگری در زمینه ی هاله های نورانی چاپ نشد تا اینکه در سال اسکار با گنال(Oscar Bagnall) کتابی به نام سرچشمه و خواص هاله های نورانی انسان چاپ کرد . او از جایی ادامه داد که دکتر کیلنر رهایش کرده بود او نیز مانند دکتر کیلنر صفحه ای درست کرد که محتوی پیناسینول(Pinacynol) و متالین آبی(Metahalene Blue) بود و فایده ای بزرگ صفحه ی اسکار با گنال این بود که انسان می توانست مانند عینک آن را به چشم بزند عینکهای آئورا امروز نیز در بازار وجود دارند .
در اواخر دهه ۱۹۳۰ دانشمندی روسی به نام سمیون کرلیان(Semyon Kirlian) به طور تصادفی کشف کرد که چگونه می توان از هاله ی نورانی عکس گرفت. وقتی در یکی ازموسسات روانپزشکی به بیماری شوک الکتریکی می دادند ، او نور بسیار باریکی بین پوست بیمار و الکترودها مشاهده کرد . کرلیان اولین بار که سعی کرد از آن نور عکس بگیرد دچار سوختگی شد ، اما هاله ی نورانیی که در صفحه ی عکاسی ظاهر شد ، درد ناشی از سوختگی او را بسرعت تحت الشعاع قرار داد .
کرلیان و همسرش والنتینا(Valentina) بیش از بیست سال تلاش کردند تا این مرحله ی آزمایشی را در آپارتمان کوچک دو اتاقه ی خود تکمیل کنند. اکتشاف او کم کم دهان به دهان گشت تا اینکه در سال ۱۹۶۰ وزارت بهداشت عمومی شوروی به او کمک مالی کرد . پس از آن ، کرلیان به آزمایشهای متعددی دست زد که جالب ترین آن آزمایشی بود که بر روی دو برگ انجام داد . او از برگها عکس گرفت . یکی از برگها هاله ای نورانی و درخشان داشت ، اما برگ دیگر هاله ای کمرنگ ایجاد کرده بود . برگ اول سالم و بزرگ دوم افت زده بود. عکسهای کرلیان بی نهایت زیبا هستند و وقتی برای اولین بار اطلاعات او به غرب رسید ، علاقه ی مردم به فراوانشناسی افزون تر شد اما وقتی دانشمندان اظهار داشتند که این تصاویر صرفاً تخلیه ی هاله ای است ، شور و شوق مردم کم کم فروکش کرد . کرلیان برای عکس گرفتن از دوربین عکاسی استفاده نمی کند . معمولاً شیئی که باید از آن تصویر برداری شود ، بین دو صفحه ای فلزی که حدود دویست هزار دور در ثانیه می زند ، قرار می گیرد و به دلیل قرار دادن شیء روی صفحه ی فلزی ، تصویر انگشتان یا دست نیز روی فیلم ظاهر می گردد .
در سال ۱۹۵۳ ، دکتر میخاییل کازمیچ گیکین(Mikhail Kuzmich Gaikin) جراحی اهل لنینگراد(Leningrad) مقاله ای درباره ی دکتر کرلیان خواند و با دیدن تصاویر هاله های نورانی به یاد جراحان چینی افتاد که در جنگ جهانی دوم از طب سوزنی استفاده می کردند . آن پزشکان به او گفته بودند که در سطح بدن انسان هفتصد نقطه وجود دارد که نیروی زندگی یا انرژی حیات است و می توان آنها را تحریک کرد او به چشم دیده بود که آنان چگونه با تغییر جریان انرژی در این نقاط بیمار را درمان می کردند . وقتی او تصاویری را مشاهده کرد که دکتر کرلیان در اتاق کار کوچک خود از هاله ی نورانی گرفته بود متوجه شد نقاطی از هاله نور ان درخشان تر بود دقیقاً همان نقاطی است که پزشکان طب سوزنی چینی هزاران سال پیش آن را کشف کرده بودند .
کشف جدید،تشخیص نقاط طب سوزنی رابمراتب آسانترمی کرد. درحقیقت،دکتر گلیکین و ولادیسلاف میکالفسکی(Vladislav Mikalevsky) مهندسی نقاط طب سوزنی را تا یک دهم میلی متر نیز دقیقاً مشخص کند . امروزه ، دانشمندان وعلمای روحی می گویند اطراف بدن تمام انسانها را انرژیی احاطه کرده است که بیشتر مردم قادر به دیدن آن نیستند ، در حقیقت ، اکنون دانشمندان می توانند هاله ی نورانی را روی نوار ویدیویی هم ظاهر کنند آنان گزارش داده اند حوزه ی ارتعاشی باریکی دور بدن انسان مشخص است .
امروز شما می توانید افرادی را پیدا کنید که ادعا می کنند می توانند از هاله ی نورانی بدن شما عکس بگیرند متاسفانه این دوربین ها به جای اینکه از هاله ی نورانی بدن شما عکس بگیرند ، خود هاله ای الکترونیکی ایجاد می کنند . طرز کار این دوربین ها به این صورت است که باید گیرنده ای حساس به بدن شخص وصل شود تا بتوان از هاله ی بدن او عکس گرفت ، ولی آنچه ظاهر می شود در حقیقت هاله ی واقعی بدن شما نیست .
از زمانی که انسانهای اولیه روی دیواره های غارها هاله ی نورانی افراد را می کشیدند ، راه زیادی پیموده ایم . امروزه ، ما می توانیم برای دیدن هاله ی نورانی از وسایلی که ساخته شده است ، استفاده کنیم . علی رغم این مطلب ، عده ای هستند که مایلند وقت و نیروی خود را برای دیدن هاله ی نورانی در هر زمان که بخواهند صرف کنند.
از اینکه شما جزواین افراد هستید و می خواهید سفری هیجان انگیز و پر بار را شروع کنید ، به شما تبریک می گویم .

هاله ی نورانی چیست
تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات ، تجلی نامرئی یا میدان انرژی است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است . چون میدان انرژی دور هر چیزی وجود دارد ، حتی سنگ یا میز آشپزخانه هم دارای هاله ی نورانی است . در حقیقت ، هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده ، بلکه جزئی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژیهای حیات را منعکس می کند. در نتیجه می توان آن را به جای چیزی که بدن را احاطه کرده است ، امتداد کالبد نامید . واژه ی آئورا برگرفته از واژه یونانی آورا(Avra) به معنی نسیم است انرژیهایی که از آئوراهای بدن ما ناشی می شود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس می کند . در حقیقت هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار می سازد .
عده ای ادعا می کنند آئورا صرفاً پدیده ای الکترومغناطیسی است و باید آن را نادیده گرفت . عده ای اعتقاد دارند که آئورا عبارت است از جرقه های حیات که هشیاری متعالی ما در آن ماوا دارد و انرژی لازم برای زندگی و فعالیت را به ما می دهد . با این حال عده ای معتقدند آئورا منعکس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد . در حقیقت ، آئورا می تواند از ترکیبی از تمام اینها باشد .
دانشمندان عقیده دارند که همه ی ما دارای هاله ای فیزیکی هستیم که از ماده ای فیزیکی و میدانهای انرژی که بدن ما را احاطه کرده اند تشکیل شده است از آنجا که مردم معمولاً با محیط اطراف خود خو می گیرند در اثر تماس با جریان هوا دچار افت حرارتی می شوند تشعشعات مادون قرمز را بدن ما می تابد همچنین اطراف ما را میدانهای الکترومغناطیسی و ذرات باردار احاطه کرده است و به همین دلیل ما تشعشعات مغناطیسی (امواج رادیویی) و تشعشعات کم بسامد در حد یکصد کیلو سیکل از خود بیرون می دهیم .
به هر حال ، آئورا شامل رنگ هم هست و رنگهای آن از نو به وجود آمده اند نیوتون اولین کسی بود که در سال ۱۶۶۶ وقتی عبور نورخورشید را بر منشوری شیشه ای مشاهده کرد به این مساله پی برد این اکتشافی بی نظیر و دگرگون کننده بود ، در حالی که تا آن موقع همه تصور می کردند رنگ بخشی از ذرات هر شیء است عقیده ی نیتون نیز مانند تمام کسانی که جلوتر از زمان پیش می روند، به باد تمسخر گرفته شد . اما به هر حال او بر روی عقیده اش پافشاری کرد ، زیرا به چشم دیده بود که وقتی نور از دو منشور عبور می کند، چه اتفاقی می افتد؟ نوری که از منشور اول عبور کرد، تقسیم شد و رنگین کمان ساخت ، اما این رنگین کمان بعد از عبور از منشور دوم به صورت نوری شفاف در آمد .
این جوابی دندان شکن به منتقدان بود که عقیده داشتند رنگ از قبل در منشور شیشه ای وجود داشته و نور خورشید صرفاً رنگی را بازتابانده که از قبل وجود داشت . اسحاق نیوتون قانون شکست نور را کشف کرد . نور وقتی از منشور عبور می کند ، می شکند یا مایل می شود انکسار رنگ قرمز به دلیل طول موج بلندش کمتر از رنگهای دیگر است . رنگ بنفش کوتاهترین طول موج را دارد و بیشتر شکسته می شود . اگرچه ما سیاه و سفید را هم رنگ می دانیم ، در واقع آنها قطبهای مثبت و منفی روشنایی و تاریکی هستند و نیوتون ثابت کرد که نور سفید حاوی تمام رنگهاست .
گوته(Goeth) این مطلب را بسیار روشن توضیح داد . او وقتی نوشت رنگهای رنجهای نور هستند ، منظورش این بود که وقتی نور سفید تجزیه می شود ، رنگهای مختلف رویت می شوند .
وقتی نور به سطح شیئی برخورد می کند، بعضی از رنگها جذب می شوند . رنگهایی که منعکس می گردند رنگهایی هستند که ما آنها را می بینیم . در نتیجه ، برگ سبز ، سبز به نظر می رسد چون تمام رنگهای دیگر را جذب کرده است .
قدرت جذب رنگهای تیره بیشتر از رنگهای روشن است . به این دلیل است که ما مایلیم در تابستان لباسهایی با رنگ روشن به تن کنیم . دوستی دارم که در تمام طول سال فقط لباس مشکی می پوشد. او در تابستان خیس عرق می شود ، اگر چه پارچه ی لباسش نازک است . دلیل آن این است که رنگ مشکی تمام رنگهای رنگین کمان را به خود جذب می کند .
سرعت نور ۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه است . طول بعضی از این امواج بیش از صد هزار کیلومتر است ، در حالی که طول بقیه بسیار جزیی است . برای ما طیف رنگی بین آنها ، انرژی ارتعاشی قابل رویت است . در سال ۱۶۷۶ اولاف رومر(Olaf Roemer) منجم دانمارکی سرعت نور را کشف کرد که در آن دوره کشفی انقلابی بود تا قبل از آن صرفاً باور عموم بر این بود که نور وجود دارد و برای طی مسیر محتاج زمان نیست .
بنابراین خود فریبی است که اگر بگوییم هاله های نورانی بدن ما ترکیب نور نیست . این تصوری است که به غلط متداول شده است و دلیل آن این است که گرچه به وسایل علمی امروز می توان هر بخشی از طیف نور را نمایان ساخت ، تا کنون نتوانسته اند هاله ی نورانی را ظاهر کنند . توانایی ما در دیدن هاله های نورانی خود نوعی روشن بینی است شما نباید در این مورد نگرانی به خود راه دهید ، زیرا این اقتداری طبیعی است که همه ی ما از آن برخورداریم .
در سال ۱۹۶۰ جان اوت(John Ott) یکی از محققان برجسته ی نورشناسی کشف کرد که چشم قادر است دو عمل کاملاً متفاوت انجام دهد وقتی نور وارد چشم می شود ، از راه عصب بینایی به مغز می رسد و در نتیجه ما می توانیم ببینیم . او همچنین متوجه شد هسته ی سلولهای شبکیه ی چشم نور را دریافت و اطلاعات را به هیپوتالاموس(Hypothalamus) منتقل می کند . هیپوتالاموس برآمدگی کوچکی شبیه به آلوست که در قسمت پایین مغز قرار دارد و برکارهای مهمی مانند حس تعادل و میل جنسی و توازن تنشهای عصبی و سنگینی وزن نظارت دارد . همچنین کار غده ی هیپوفیز را که یکی از غدد ترشح کننده ی داخلی است تحت تاثیر قرار می دهد . جان اوت نظریه اش را چنین مطرح کرد که نوری که به غده هیپوفیز فرستاده می شود نا خودآگاه باید بر رشد سلامت ما اثر بگذارد این کشف در زمینه رنگ زمانی و تشخیص سلامتی در هاله ی نورانی کاربرد بسزایی دارد .
اگرچه آئوراها از نور به وجود نیامده اند ، وجود نور برای دیدن آنها ضروری است . هاله های نورانی در زیر نور خورشید گسترش می یابد و در فضای دربسته جمع می شوند . بدیهی است در تاریکی مطلق جمع وجورتر می شوند آنها به طور کامل محو نمی گردند، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده می شوند. وقتی بچه بودم لذت می بردم که سرم را زیر لحاف ببرم و نوک انگشتانم را به یکدیگر نزدیک کنم و رشته های باریک انرژی را بین آنها ببینم .
بی شک در طول تاریخ کسانی قادر بوده اند هاله ی نورانی را ببیند ، هر چند در همین سالهای اخیر دانشمندان توانستند صحت و سقم وجود این احاطه ی نامریی را که روحیون همیشه قادر به دیدن آن بوده اند معلوم کنند . در حقیقت ، عده ای از مردم وقتی بچه هستند می توانند هاله ی نورانی را ببینند ، ولی وقتی بزرگ می شوند این توانایی را از دست می دهند . تجربه ی من که ناگهان هاله ی نورانی دور بدن آموزگار موسیقی ام را دیدم ، تجربه ی غیر متداولی در کودکان نیست و من به عنوان کودک بسادگی آن را پذیرفته بودم. فقط وقتی ما بزرگ می شویم و یاد می گیریم که این چیزها به طور فنی ناممکن است ، این توانایی را از دست می دهیم . خوشبختانه ، امروزه پدران و مادران و آموزگاران نسبت به سی- چهل سال پیش روشنفکرتر شده اند و استعدادهای بالقوه ی روحی را در کودکان تشویق می کنند به هر حال در این مقوله هنوز هم راه درازی در پیش است .
همزمان که آگاهی خود را در مورد هاله ی نورانی گسترش می دهید، متوجه می شوید که گهگاهی هاله نورانی گسترش را می بینند ممکن است به طور نا منتظر با کسی که به او اهمیت می دهید روبرو شوید و چون از دیدن او به وجود آمده اید ناگهان هاله نورانی او را ببینید اگر هاله ی کسی را تیره و کدر دیدید چه بسا هشدار باشد اگر کسی یکباره در اختیار خود را از دست بدهید، احتمال این زیاد است که شما هاله ی قرمز رنگ چرکینی را که ناگهان دور او ظاهر می شود ، ببینید اگر فردی عملی سخاوتمندانه و بزرگوارانه انجام دهد ، هاله ی او احتمالاً گسترش می یابد و برای مدت کوتاهی مربی می شود . چند سال پیش در یک میهمانی به موقعیتی ناگوار برخوردم . ناگهان آئورای مردی که آن سوی اتاق نشسته بود ،نظرم را جلب کرد. آئورای او کم سو و بی رمق بود و به من می گفت که او بیمار است . دو روز بعد آن مرد در گذشت مدتها در این فکر بودم که چرا ناگهان هاله ی او را دیدم در حالی که هاله ی دیگر افراد حاضر در اتاق را نمی دیدم . اکنون گمان می کنم هاله او در واقع به من علامت می داد که او در شرف رفتن به دنیایی دیگر است .
آئورها به طرق مختلف دیده می شوند . معمولاً به صورت میدانهای انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملاً دور بدن را احاطه کرده است ، دیده می شوند و در حقیقت ، بسیاری از مردم آئورا را هاله ی تخم مرغی توصیف می کنند . بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا می کنند . اعتقاد بر این است که شخص هر چه عارف تر و روحانی تر باشد ، هاله ی او بزرگتر است رشته های نیرو و انرژی درون این تخم مرغ بزرگ قرار دارد که از تمام جهات متشعشع می شود و مراحل فکری و احساسی و سلامت و استعداد بالقوه ی فرد را منعکس می کند .
آئوراها از میدانهای انرژی تشکیل شده اند و با زوایای عمود بر هم در جریان هستند . اولین جریان آن از بالا به پایین و در مسیر مستقیم است و میدانهای انرژی با زوایای عمود بر آن خطوط افقی دور بدن جریان دارند . دست آخر، سایر امواج انرژی از سر و ستون فقرات به سمت بیرون هاله جاری می شود تمام این امواج مورب هستند و شبکه ی درهم تنیده انرژی مغناطیسی راایجاد می کنند .
آئوراها از لایه های مختلف تشکیل شده اند بعضی از واسطه های روحی می توانند چندین لایه (معروف به کالبدهای ظریف) را ببینند ولی بیشتر افراد آموزش دیده قادرند دست کم سه لایه را ببینند . در تعبیر و تفسیر سنتی هر لایه ی آئورا نشان دهنده ی حوزه ی متفاوتی از زندگی است . برای نمونه، آئورای ذهنی بر مراحل فکر و آئورای کیهانی بر احساس نظارت دارد به هر حال ، ما در زندگی روزمره معمولاً با ترکیبی از این آئوراها سر و کار داریم . ما وقتی فکر می کنیم ، احساسات خود را به کار می گیریم ، یا وقتی احساسی برخورد می کنیم ، کمی فکر هم در آن دخیل است امروزه ما آگاهیم که همه چیز در هم تنیده شده و یکدیگر را کامل می کند و در نتیجه مایلیم کلیت آئورا را ببینیم .
اثیر مضاعف استثنایی منحصر به فرد است ، احاطه کننده ای بسیار ظریف و تقریباً نامریی است که در حدفاصل چهار و نیم اینچی دور بدن قرار دارد . اثیر مضاعف در طول خواب منبسط و در ساعات بیداری منقبض می شود به نظر می رسد مانند باطریی کار می کند که در طول شب خود را شارژ می کند .
وقتی مردم برای اولین بار قادر به دیدن آئورا می شوند، اثیر مضاعف را همچون فضایی بین کالبد خاکی و آئورای اصلی می بینند وقتی دید آنان قویتر شد ، متوجه می شوند که رنگ اثیرمضاعف متمایل به خاکستری است ، تموجی مداوم دارد حرکت می کند ، تغییر رنگ می دهد . حرکت مداوم داخل اثیر مضاعف رنگهای متنوع درخشانی ایجاد می کند که بسیار ظریف است و دایم تغییر می کند . گاهی اثیر مضاعف را هاله ی سلامتی می نامند ، زیرا محل بیناری به شکل لکه ای تیره یا شکننده در حرکات هاله مشهود است . این سطح به استخری راکد و تاریک در میان اثیر مضاعف می ماند. از دست دادن رنگ اثیر مضاعف نیز می تواند دلیل بیماری باشد. احتمالاً به همین دلیل است که غالباً رنگ آن را خاکستری تشریح کرده اند . نکته ی جالب توجه این است که حتی پیش از اینکه کسی از بیماری خود آگاه شود می توان بیمار بودن او را از روی هاله ی او تشخیص داد. اگر مردم در این زمینه اگاهی داشته باشند می توانند با طی مراحلی قبل از هر اتفاق فاجعه آمیزی ، سلامت خود را به دست آوردند . تعجبی ندارد که بیشتر شفادهندگان روحی بر روی اثیر مضاعف کار می کنند .
وقتی به یکی از دوستان من که از آن سیگاریهای آتش به آتش بود گفتند هاله اش خاکستری شده است ، سیگار را ترک کرد و طی چند هفته هاله اش دوباره مثل گذشته شفافیت خود را به دست آورد. اگر اوسیگار را ترک نمی کرد، همان طور که هاله اش آشکارا هشدار داده بود سلامتش در معرض خطر قرار دارد ، به بیماری سختی مبتلا می شد .
حتی افکار ما می تواند بر روی اثیر مضاعف تاثیر بگذارد . اگر ما به طور مداوم افکار منفی یا خصمانه داشته باشیم، این افکار در نهایت در اثیر مضاعف ما مریی می شوندافکار مثبت و سازنده و اعمالی این چنینی بر سلامت ما اثری سودمند دارد و همچنین اثیر مضاعف را زیبا می کند. آئورای اصلی دور کالبد اثیری را فرا گرفته است . عده ای آن را به شکل تعدادی غلاف مجزا می بینند در شرق برای توضیح آن از واژه ی کوشاس(Koshas) استفاده می شود که معنای آن غلاف است آئورا حتی تا چند متری هم می تواند امتداد یابد و گروهی افرادی هم که هیچ اطلاعی از مسایل روحی ندارند می توانند آن را احساس کنند یا ببینند چنین می نماید که آئورا در دو اندازه امتداد می یابد و در نور خورشید ارتعاش دارد ، و احتمالاً به این دلیل است که ما در تابستان بیش از زمستان احساس شادابی و سرحالی می کنیم .
اولین بار که آئورا را ببینم ، تقریباً ابر مانند و سفید رنگ به نظرمان می رسد ، اما وقتی کم کم دید ما بهتر شود ، رنگهای آن را هم می بینیم هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی را درباره شخص آشکار می کند این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق و خوی فرد است . علاوه بر این ، هاله دارای شعاعهای رنگی متفاوتی است که از بدن ساطح می شود و در سرتاسر هاله می درخشد عده ای آن را امواج فکری تلقی می کنند ، و به طور یقین افکار و احساسات ما بشدت بر هاله ی ما اثر می گذارد .
بنابراین عبارت متداولی مانند از شدت خشم سرخ شد یا از شدت حسادت کبود شد ، بی دلیل نیست . این امواج فکری می آیند و می روند و به صورت بخش دایمی هاله تلقی نمی شوند هیچ کس هفته ها یا ماهها از شدت خشم سرخ نمی ماند اما به هر حال، افکار و احساسات منفی می تواند تغییرات دایمی در هاله ایجاد کند در چنین مواردی رنگهای طبیعی و درخشان و با شکوه هاله تبدیل به رنگهای کدر و زننده ای می شود که حتی شرارت آمیز به نظر می رسد .
تعدادی از مردم اشکال هندسی متنوعی در هاله ی خود دارند و باور بر این است که این اشکال دارای مفاهیم ویژه ای است . برای مثال ، شکل دایره به معنی رضایت بخش و خشنودی درونی و کمال است مثلث نشانه ی این است که شخص از دیگران حمایت می کند یا مورد حمایت دیگران است . شکل ستاره بیانگر توانایی روح و روان است .
علاوه بر این ، گاهی شما می توانید علامتهای دیگری مانند پیکان، حلقه ، صلیب ، هلال ، قیف و شکلهای متنوع دیگری را در میان آئورای افراد ببینید . شکل پیکان معمولاً وقتی ظاهر می شود که فرد تحت تاثیر فشار عصبی قرار دارد ، بخصوص وقتی زمان ماندن در این حالت طولانی شود . صلیب نشان دهنده ی این است که فرد مایل به تصمیم گیری نیست ، و این شکل معمولاً در هاله های افراد ترسو و دو دل دیده می شود . اشکال حلقوی یا قیف مانند و یا هلالی شکل بیانگر جدی بودن افکار فرد است و غالباً آنها را شکلهای تفکری می نامند .
نکته ی جالب توجه این است که این اشکال به ندرت در هاله های افرادی که دارای مشاغل ذهنی هستند ، دیده می شود . شما این اشکال را در هاله ی افرادی می بینید ، که بنا به دلایلی بیش از حد معمول از مغز خود استفاده می کنند . من بارها این اشکال را در آئورای اشخاصی دیدم که مسائل معنوی آگاه می شدند اما سعی می کردند آن را خارج از استدلالهای منطقی توجیه کنند .
بعضی از این اشکال و طرحها ممکن است اشکال فکری باشند در این صورت شما متوجه می شوید که برای چند ثانیه به چشم می آیند و بعد ناپدید می شوند ، زیرا بیشتر ما نمی توانیم فکری را به مدت طولانی در ذهن خود نگاه داریم . معمولاً این اشکال نمونه هایی از افکار ما هستند که ممکن است چند ماه یا چند سال و یا تا آخر عمر باقی بمانند . شما به طور معمول این اشکال را در افراد خردمند و روحانی می بینند .
هاله ی ما تمام مدت در برابر هاله ی دیگران واکنش نشان می دهد . وقتی ما با کسی که دوستش داریم روبرو می شویم ، هاله های ما باز می شوند و با هم می میرند وقتی دو نفر عمیقاً عاشق یکدیگر باشند، هاله های ما همدیگر را دفع می کنند آیا تا به حال کسی را ملاقات کرده اید که در همان نظر اول از او بدتان می آمده است و به هیچ دلیلی برای این تنفر پیدا نکرده اید؟ هاله ی شما هاله ی او را دفع و در حقیقت به شما هشدار می دهد از او دوری گزینید در نتیجه ، کسی که همیشه افکار منفی دارد ، هر کسی را که وارد زندگی اش می شود از خود می راند .
عده ای از مردم خون آشامهای روحی هستند این افراد انرژی آئورای شما را تخلیه می کنند تا خودشان تغذیه شوند آیا تا کنون بعد از سپری کردن ساعتی در کنار دیگری ، احساس کرده اید تمام انرژی تان از بین رفته است ؟ احتمال اینکه آن شخص خون آشام روحی باشد زیاد است . این افراد نگون بخت معمولاً دیدگاهی جدی دارند، از مسایل روحی بی خبرند ، فاقد عزت نفس هستند . آنان آگاهانه یا ناخودآگاه انرژی دیگران را می مکند که این به نفع آنان است ولی طرف مقابل را تخلیه و رنجور می کند . اگر شما به خون آشامی روحی زندگی می کنید ، لازم است بیاموزید چگونه ازآئورای خود محافظت کنید .
تفکر منفی نیز بد است . مردی را می شناسم که در حرفه اش بسیار موفق است اما احساس می کند عزت و احترامی را که سزاوار آن است ، نمی بیند . این احساس کم کم او را به مرحله ی بیزاری کشانده و آشکارا بر طبیعت آئورای او اثر گذاشته و آن را کدر کرده است . تعجبی ندارد که دیگران خود را از سر راه او کنار می کشند و از او اجتناب می کنند ، که همین مساله باعث می شود او حتی منفی تر شود و در سنین پیری فردی تنها و غمگین باشد . با این حال او قادر است این حالت را تغییر دهد . اگر او گله و شکایتهای واقعی و خیالی گذشته اش را رها کند و سرمستانه دم را غنیمت بشمارد ، هاله اش تغییر می کند و بازتابی از واقعیت تازه ی او می شودو بار دیگر خواهد توانست مردم را به خود جذب کند .
آئورا در بدو تولد وجود ندارد، ولی با اولین دم و بازدم مرحله ی آغاز آن قابل روئت است . ظاهر شدن آئورا بیانگر این است که آئورا حاوی انرژیی است که از راه تنفس جذب بدن می شود و بعد به صورت پرتو به بیرون می تابد . گواه بعدی این مساله پیشرفت قابل توجه اندازه و رنگهای هاله های افرادی است که به طور مداوم ورزش می کنند و صحیح نفس می کشند .
هاله ی نوزاد اساساً بی رنگ است، ولی تا سه ماهگی او نقره ای رنگ و کم کم تبدیل به رنگ آبی می شود که دلالت بر افزایش هشیاری او دارد این افزایش بخصوص بین یک تا دو سالگی قابل توجه است. هر چه کودک بزرگتر شود ، هاله ی او هم بزرگتر می شود . رشد و درخشندگی تدریجی هاله ، توانایی بالقوه ی کودک و رنگهای نهایی هاله ی او آشکار می کند . در طول رشد ، رنگ آبی به عنوان رنگ زمینه در هاله ی کودک باقی می ماند و غالباً دیده شده است که فقط وقتی فرد بیمار است لکه ای خاکستری رنگ به طور واضح در هاله ی او دیده می شود .
همچنان که کودک رشد می کند ، غبار زرد رنگی دور سر او نمایان می شود که نشان دهنده ی آغاز تفکر اوست . کودک در طول پنج یا شش سالگی اطلاعات را مانند اسفنج به خود جذب می کند همچنان که او بر اطلاعات خود می افزاید رنگ زرد شفاف تر و سیرتر می شود ، و وقتی آموزش کودک رسماً آغاز می شود ، آئورهای او رنگهای حقیقی خود را باز می تاباند که در سراسر زندگی او باقی خواهد ماند .
آئورا باید رنگهایی غلیظ و تقریباً درخشنده از خود ساطح کند . به هر حال شخصیت ما از راههای متعدد و ظریف آئورای ما را تغییر می دهد برای مثال فرد سخاوتمند هاله ای وسیع با رنگهای شفاف بالقوه دارد ، و از سوی دیگر ، فرد خسیس هاله ای کوچک و کدر دارد که رنگهای آن تا حدی غبار آلود به نظر می رسد . افراد میانه حال هاله ای دارند و غلظت و اندازه ی آن به خلق و خوی آنان در زمان بستگی دارد . اگر آنان احساسی بخشنده و سخاوتمندانه داشته باشند ، آئورای آنان به طور برجسته ای زیباست ، و وقتی افکاری به ذهنشان خطور کند که به نحوی نادرست و متظاهرانه باشد ، هاله ی آنان منقبض و کدر می شود .
وقتی کسی عاشق است ، هاله اش باشکوه ترین حالت ممکن را به خود می گیرد هاله ی عاشقان گسترده است و رنگهای آن به طور درخشنده در رقصند . وقتی دو نفر عاشق یکدیگر باشند ، هاله هایشان در هم ترکیب می شود و هاله ای واحد تشکیل می دهد که به سوی آسمان کشیده می شود . افرادی که ذاتاً خوب و مهربان هستند، هاله های زیبا و بزرگی دارند .
خانواده های بسیاری از این گونه افراد این مساله را بسیار عادی تلقی می کنند ، اما آنان زندگی خود را به آرامی وقف کمک به دیگران و کردار نیک می کنند که ممکن است طرف توجه و قدردانی واقع شود یا نشود .
همان طور که می دانید،توانایی دیدن هاله می تواند بسیار مفید و همچنین عملی باشد . به این ترتیب وقتی در حضور فردی سخاوتمند و مهربان و دوست داشتنی هستید یا وقتی با فردی نادرست و شیاد برخورد می کنید که قصدش سوء استفاده است ، می توانید به این مطالب پی ببرید . بقیه ی این کتاب به شما خواهد گفت که چگونه هاله ها را احساس کنید و ببینید و تعبیر کنید.

منبع:http://www.bineshmavara.com/

زمان × × × × ×   84600

تصور کنید حساب بانکی

دارید که در ان هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واریز

می گردد و شما فقط تا اخر شب فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید چون اخر وقت

حساب شما خود به خود خالی می شود .

در این صورت شما چه خواهید کرد ؟

البته سعی می کنید تا اخرین ریال را خرج کنید!

هر یک از ما یک چنین حساب بانکی داریم ؛ حساب بانکی زمان!

هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه واریز و تا پایان شب به پایان می رسد .

هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.

ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده ، می داند.

ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا اورده ، می داند..

ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند.

ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد.

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده .

ارزش یک ثانیه را ان که از تصادفی مرگبار جان به در برده ، می داند.

باور کنیدهر لحظه گنج بزرگی است !

گنجتان را اسان از دست ندهید!

به یاد داشته باشید: زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!

فراموش نکنید:

                        دیروز به تاریخ پیوست.

                       فردا معما است.

                       و امروز هدیه است!

حقوق جنسى زن و شوهر در اسلام     01

چكيده
 

زوجين نسبت به يكديگر حقوقى دارند كه رعايت آنها براى داشتن روابط بهتر و زندگى مستحكم ضرورى است. دسته‏اى از آن حقوق، حقوق جنسى است كه به سهم خود نقش بسزايى در تداوم زندگى زناشويى دارند. در دين مبين اسلام اين حقوق مورد توجه قرار گرفته است. با شناخت صحيح و اجراى اين حقوق، مى‏توان ضمن تداوم زندگى زناشويى، به برخى از شبهات مطرح در اين زمينه پاسخ داد.
اين مقاله با بهره‏گيرى از روش توصيفى ـ تحليلى و با مراجعه به منابع متعدد اسلامى و همچنين برخى از يافته هاي علمى به بررسى حقوق جنسى زن و شوهر در اسلام و پاسخ به برخى شبهات مطرح در اين زمينه مي پردازد.
يافته هاي اين تحقيق عبارت‏اند از:
1. حق جنسى هيچ ‏يك از زوجين در اسلام ناديده گرفته نشده است، هريك به تناسب خود حقوق و تكليفى بر عهده دارند. 2. در مواردى كه زن گرم‏مزاج بوده و بيش از يك بار در چهار ماه نياز به ارضاى جنسى دارد، با استفاده از قاعده لاضرر و قاعده نفى حرج، مى‏توان احتياطا شوهر را ملزم به ارضا يا طلاق نمود تا زن دچار ضرر و حرج نشود. 3. تحقيقات علمى نيز نشان مى‏دهد كه حقوق جنسى تعيين شده در اسلام موافق طبع عمومى زن و مرد مى‏باشد.
کليد واژه ها: حقوق جنسى، زن و شوهر، تفاوت هاي زن و مرد، گرم‏مزاجى زن.

مقدّمه
 

هر كدام از زن و شوهر در برابر ديگرى حقوقى دارند كه بى‏توجهى بدان‏ها به شكل درست و كامل، مى‏تواند نارضايتى و اختلاف در زندگى زناشويى را به دنبال داشته باشد، از جمله اين حقوق، حقوق جنسى همسران است كه رعايت آن توسط زوجين نقش بسزايى در استحكام روابط زناشويى خواهد داشت. در اين مقاله برآنيم تا با نگاهى فقهى و تا حدى روان شناختي، حقوق جنسى زوجين را بررسى كنيم. در اين مقاله مى‏كوشيم در سه بخش به اين پرسش‏ها پاسخ دهيم:
1. حقوق جنسى‏واجب‏زن‏ و شوهر به ‏لحاظ ‏دينى كدامند؟
2. آيا اسلام همان‏گونه كه به حق جنسى مرد توجه كرده، به حق جنسى زن نيز توجه كرده است؟
3. آيا تفاوت‏هايى كه زن و مرد در زمينه حقوق جنسى دارند، با طبيعت آنها سازگار و هماهنگ است؟
4. يافته هاي علمى و روان شناختي در زمينه تفاوت هاي جنسى زن و مرد چه نظرى دارند؟
البته با توجه به اينكه حقوق جنسى مرد بسيار روشن است، به طور مختصر بدان اشاره مى‏كنيم و در ادامه به طور گسترده به بررسى حق جنسى زن از منظر فقهى مى‏پردازيم. در پايان نيز به يافته هاي علمى و روان شناختي در زمينه تفاوت هاي جنسى زن و مرد اشاره خواهيم كرد.

 کائنات و انسان

                                         فلسفه بیوریتم در کائنات و انسان

با کمی دقت و تأمل در محیط اطراف خودمان در می یابیم که در اکثر چیزها حالت دوره ای و تکرار وجود دارد پیدایش شب و روز، حرکت ماه به دور زمین، چرخش زمین به دور خورشید و پیدایش فصل ها و تکرار آنها و رشد گیاهان در بهار و خواب زمستانه آنها و کوچ پرندگان مهاجر و وزش بادها و ریزش برگ درختان و رویش مجدد آنها همه حکایت از وجود فلسفه بیوریتم در کل کائنات می کند که البته خالق هستی در هر گوشه هستی بیوریتم مخصوص خودش را آفریده و در کتاب آسمانی قرآن آیات فراوانی اشاره به این موضوع دارند مثلاً در آیه 80 سوره مؤمنون: «او کسی است که زنده می دارد و می میراند و در پی یکدیگر آمدن شب و روز از اوست، آیا تعقل نمی کنید؟» و نیز در آیه 5 سوره جاثیه: «در پی یکدیگر آمدن شب و روز، و روزیی (بارانی) که خداوند از آسمان فرو فرستاده است، و زمین را پس از پژمردنش بدان زنده داشته است و در گرداندن بادها مایه های عبرتی برای خردمندان هست» این آیات اشاره به بیوریتم در طبیعت و تعقل در آن می کند و در آیات فراوان دیگری اشاره به گردش خورشید و ماه، شب و روز و حیات مجدد گیاهان که همه را مایه های عبرت برای اندیشه وران می داند و با دقت در این پدیده وجود سیکل های بیوریتم را می توان درک کرد، در واقع خالق هستی وجود بیوریتم را در جهان هستی لازم دانسته و در هر گوشه ای آن را به شکلی خلق کرده است البته بهترین و کاملترین آفرینش خداوند انسان است که اشرف مخلوقات محسوب شده و کاملترین شکل های بیوریتم در جهت منافع او در وجود انسان خلق شده است که باعث تغییر حالات مختلف درون انسانها می گردد که حتی خدای متعال در آیه 19 سوره انشقاق: «سوگند که شما از حالی به حال دیگر درآیید» نیز اشاره به تغییرات و دگرگونی حالات مختلف در وجود انسان دارد که لازمه رشد و تکامل انسان و حکمت خداوند است زیرا انسان را کاملترین و بهترین مخلوق خود قرار داده و انسان در بهترین حالت ممکن خلق شده است و در آیه 4 سوره تین فرموده: «لَقَد خَلَقنَا الانسانَ فی اَحسنِ تقویم» «براستی که انسان را در بهترین قوام آفریده ایم». به هر حال پذیرفتن فلسفه بیوریتم با نشانه های موجود در طبیعت و دگرگونی حالات مختلف در درون خودمان کار زیاد مشکلی نیست اما شاید به این فکر بیفتیم که وجود بیوریتم چه فایده ای برای ما دارد؟  به هر حال هر پدیده ای که خداوند در وجود ما خلق کرده بی حکمت نیست و مطمئناً لازمه رشد و تکامل ما بوده است، در اینجا ما با مثال هایی ساده سعی در تشریح فواید بیوریتم داریم، کافیست یکبار دیگر بیوریتم را در خود بررسی کنیم ، تغییر حالات یا سطوح انرژیهای مختلف فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما که گاه این انرژیها زیاد و گاه کم می شوند چرا؟ قبل از آن به توضیح اصل جاری بودن بوعلی سینا می پردازیم: «آب چون بماند می گندد و زلال است تا روان است» و خود به تجربه دیده اید آبی که در برکه ای ساکن بماند به گنداب تبدیل می شود و اگر در جویباری جاری شود زلال خواهد شد، در واقع ما در تمام مسائل زندگی باید اصل جاری بودن را رعایت کنیم تا نگندیم. همیشه جاری باشیم و از بسته بودن بپرهیزیم مثلاً فردی که پولش را به جریان می اندازد و از آن می بخشد جریان برکت و فراوانی را به سوی خود جاری می کند و کسی که خساست و بسته بودن را پیشه می گیرد حالت فقر و نداری را تجربه می کند. کسی که از علمش به دیگران می آموزد دائماً صاحب دانش و کمالات جدیدتر می گردد، این مثال های ساده لزوم جاری بودن را به ما گوشزد می کند. حال که با مفهوم جاری بودن و لزوم آن آشنا شدید به مبحث بیوریتم در وجود انسان باز می گردیم. اگر ما وجود خودمان را مانند ظرفی از انرژی تصور کنیم که توسط خداوند انرژی فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما سرشار می شود، حال اگر این انرژی در وجود ما ثابت بماند حالت ماندگی، کهنگی و گندیده پیدا خواهد کرد باید اصل جاری بودن در ما شکل بگیرد تا جریان انرژی در ظرف وجودی ما جاری شود و ما سرشار از انرژی تازه و زلال و پاک شویم به همین جهت در ظرف وجودی ما دریچه هایی برای تخلیه انرژیها و نهایتاً جاری شدن آنها در وجود ما تعبیه شده است که با باز و بسته شدن این دریچه در ظرف انرژی ما تغییرات میزان انرژی صورت می گیرد ، مثلاً زمانی که دریچه بسته می شود سطح انرژی ما ماکزیمم و زمانی که دریچه کامل باز می شود سطح انرژی ما مینیموم است و این شاید مثال واضحی برای درک بهتر موضوع باشد و اگر به این مثال ساده توجه کنیم درمی یابیم که پرو خالی شدن سطوح انرژی در وجود ما به خاطر اصل جاری بودن جهت زلال و تازگی انرژی ما چیز خوبی است و نباید حالتی مثل کمبود انرژی را بد دانست ، در واقع این زمان جهت تخلیه شدن ظرف انرژی ما از انرژی کهنه و قدیمی و تمیز شدن ظرف انرژی ما و آماده شدن برای دریافت انرژی نو و جدید است . از دلایل مهم دیگر پر و خالی شدن انرژی در وجود ما (بیوریتم) جلوگیری از یکنواختی و روزمرگی ماست در واقع تا تاریکی نباشد ، جلوه روشنایی مهم شمرده نمی شود، تا کمبود نباشد ، فراوانی احساس نمی شود و یا اصلاً اگر حال بد نباشد حال خوب و شادی احساس نمی شود و یعنی اگر حال خوب و پرانرژی بودن دائمی شود مطمئناً قدر و درک طعم آن شناخته نمی شود و یک امر عادی و بی ارزش خواهد شد مسلماً خلقت هر پدیده ای در وجود هستی توسط خداوند بی حکمت نیست و اما شاید امروز ما حکمت آن را درک نمی کنیم!

وزن ایده آل   02

وقتی ما مواد غذائی ناسازگار با هم را در یک وعده بخوریم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

هنگامی که ما مواد غذائی پروتئینی حیوانی را میخوریم، بدن ما آنزیم مخصوص هضم پروتئین اسیدی بنام پپسین را برای هضم پروتئین به معده میفرستد. هنگامی که ما یک غذای نشاسته ای میخوریم، بدن ما آنزیم مخصوص هضم مواد نشاسته ای را که الکالین (قلیائی) است را برای هضم آن میفرستد. آنزیم اسیدی و آنزیم قلیائی یکدیگر را خنثی کرده که باعث خراب شدن و تخمیر مواد غذائی در بدن میشود. این غذاهای خراب شده به مرور زمان و در سالهای متمادی به دلیل خوردن غذاهای جورواجور با هم در بدن خراب شده و بصورت سموم انبار میشود که محل مناسبی برای رشد باکتریها شده و به روده ها و عمل تخلیه انسان لطمه وارد ساخته و کار تخلیه را آهسته میسازد. که به این ترتیب انسان دچار یبوست و اسهال میشود، 2 ناراحتی که بسیاری به آن مبتلا هستند. اگر بیشتر انرژی بدن صرف هضم مواد غذائی شود، دیگر نخواهد توانست با بیماری ها بجنگد، سیستم دفاعی بدن را قوی سازد و به ترمیم سلولهای بدن بپردازد. این موضوع رابطه دارد با اضافه شدن وزن انسان و از این نظر دارای اهمیت است، چرا که این آسیب خوردگی به سیستم تخلیه بدن و آهسته شدن کار تخلیه باعث انبار شدن مواد غذائی خراب شده در بدن شده و باعث اضافه شدن وزن میگردد. وقتی شما به سازگاری مواد غذائی با هم توجه میکنید و غذاهای ناسازگار را با هم نمیخورید، هیچ نیازی به کم خوردن و شمردن کالری نیست. شما میتوانید مواد غذائی مورد علاقه خود را به هر مقداری که دوست دارید بخورید، اما نه باهم و در یک وعده. در نظر گرفتن سازگاری مواد غذائی با هم بخصوص برای کسانی که خام گیاه خوار نیستند و تولیدات حیوانی هم میخورند بسیار حائز اهمیت است. زیرا که خام گیاه خواران بطور طبیعی این کار را انجام میدهند. عمل کردن به سازگای مواد غذائی مهم ترین قدم در لاغر شدن و کم شدن وزن میباشد. برای مثال اگر شما دوست دارید پاستا و یا مواد نشاسته ای برای شام بخورید، شما میتوانید ماکارونی و یا پاستائی که از غلات طبیعی درست شده را با سوس طبیعی ماریانا (سوس گوجه فرنگی طبیعی) و یا برنج قهوه ای را با سبزیجات به هرچقدر که دوست دارید بخورید. سبزیجات بخار پز را هم به هر مقداری که دوست دارید میتوانید با این غذا بخورید. البته بسیاری از خام گیاه خواران با خوردن گوجه فرنگی (اسیدی) با مواد نشاسته ای (قلیائی) مخالف هستند، اما این موضوع برای بسیاری مشکل ساز نمیشود. اگر سبب نفخ و گاز در بدن شما شد، گوجه فرنگی را هم با مواد نشاسته ای مخلوط نخورید. برای مثال اگر شما به رستوران غذاهای دریائی رفتند و هوس کردید که ماهی مورد علاقه خود را بخورید، اشکالی ندارد اگر آنرا با مقدار زیادی از سبزیجات بخورید( مثل سالاد و سبزیجات بخار پز مخصوص کنار غذا)، اما هیچگاه مواد نشاسته ای را با آن ماهی در یک وعده نخورید. نگران نباشید، بعد از مدتی این موضوع سازگاری مواد غذائی برای شما جا میافتد و براحتی میتوانید این کار را انجام دهید. نگران نباشید، اگر اشتباه کردید، اهمیتی ندارد. پیشنهاد من اینست که اگر خواستید مواد غذائی ناسازگار باهم را گاه گاهی در یک وعده بخورید، این کار را در وعده شام انجام دهید. چرا؟ زیرا که خوردن مواد غذائی ناسازگار در صبح و یا برای ناهار انرژی شما را برای بقیه طول روز میگیرد و چون شما تا نوبت وعده غذای شام 8 ساعت صبر نخواهید کرد، لذا شما با خوردن شام کامل، مشکل را وخیم تر خواهید کرد، زیرا که شام هم بر روی غذاهای هضم نشده ناهار جمع شده و مشکل را بزرگ تر خواهد ساخت. اما اگر مواد غذائی ناسازگار را در وعده شام بخورید، بدن شما وقت کافی خواهد داشت که شب تا صبح روی مواد غذائی ناسازگار کار کند و آنها را هضم کند. البته بهترین کار در صبح این است که چیزی نخورید تا عمل تخلیه اول انجام شود و بعد شما شروع به خوردن کنید. وقتی شما غذائی را میخورید باید صبر کنید تا آن غذا کاملا هضم شده و از معده خارج شود و بعد شروع به خوردن غذای بعدی بکنید، که به این صورت غذاها روی هم انبار نشوند. به این ترتیب شما اضافه وزن پیدا نخواهید کرد. دستگاه هاضمه شما مثل یک اتوبان میباشد که باید اجازه ندهید ترافیک بوجود بیآید.


چرا میوه های تازه را نباید با مواد غذائی دیگر مخلوط خورد؟

بیشتر میوه ها فقط 20 تا 30 دقیقه نیاز دارند تا هضم شده و از معده خارج شوند(هندوانه، خربزه و طالبی نیاز به وقت کمی کمتر و موز نیاز به اندکی وقت بیشتر دارد). اگر این میوه ها با ماده غذائی دیگری خورده شود مثلا مثل پنیر که اقلا 3 ساعت تا 4 ساعت وقت در معده برای هضم نیاز دارد. بنابراین میوه و پنیر هردو گندیده و خراب خواهند شد و مشکل بسیاری تولید خواهد کرد
.

مواد غذائی خنثی
بعضی از مواد غذائی خنثی هستند، یعنی نه اسیدی و نه قلیائی هستند. این نوع مواد غذائی را میتوان با تمام مواد غذائی دیگر در یک وعده با هم خورد بجز با میوه ها. تمام سبزیجات و 70% شوکولات در این گروه از مواد غذائی هستند. مواد غذائی خنثی دیگر از قبیل شیر بادام و شیر خشکبارهای دیگر، عسل خام، شیره درخت میپل. بسیاری از خام گیاه خواران عسل استفاده نمیکنند و میگویند که عسل غذای زنبور است. بسیاری از خام گیاه خواران لیمو را هم با غذاهای دیگر مخلوط میکنند
.

لوبیا
طبیعت پروتئین و نشاسته را یکجا در لوبیا قرار داده است. برای همین است که گرچه لوبیا یک غذای طبیعی گیاهی است، اما هضم آن مشکل است. برای کسانی که مشکل اضافه وزن دارند و همچنین آنهائی که مشکل تخلیه دارند، بهتره که لوبیا نخورند. البته نخود سبز و لوبیا سبز جزو سبزیجات حساب میشود. البته برای کسانی که دوست دارند لوبیا بخورند، بهتر است آنرا با سبزیجات بخورید، اما با مواد پروتئینی نخورید.

كعبه در آيينه قرآن

كعبه در آيينه قرآن



در كتاب باعظمت الهي مي خوانيم :( إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُديً لِلْعَالَمِينَ ).يقيناً نخستين خانه اي كه براي [ نيايش و عبادت ] مردم نهاده شد، همان است كه در مكه است كه پر بركت و وسيله هدايت براي جهانيان است.در توضيح اين آيه بايد گفت :ارزيابي عظمت واهميت برنامه هاي اسلامي و نقشي كه براي به پا داشتن يك نظام عادلانه در مجتمع انساني قواعد و مقررات الهي دارند، تنها از طريق دقت در آيات قرآن مجيد و رواياتي كه در معتبرترين مدارك ديني تدوين شده ميسر است.مي توان از نتايجي كه از عمل به اصول الهي عايد جامعه بشري مي گردد به اصالت و حقيقت حقوق اسلامي در تمام جوانب حيات پي برد.
قرآن مجيد حاوي كليات مسائل اسلامي و روايات و اخبار شرح و توضيح آن كليات است.حفظ حقوق انسان در تمام زمينه هاي زندگي و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر از عمل به برنامه هاي الهي به دست مي آيد.
مسئله حج و روي آوردن به كعبه به شرط خلوص و معرفت، از مسائلي است كه درد دنيا و آخرت مسلمانان را دوا مي كند.در آيه اي كه ذكر شد، مي خوانيم :همانا اول خانه اي كه براي مردم به جهت عبادت و بندگي قرار داده شد خانه ايست كه در مكه برپاست، آنجا مركز خير و بركت و منبع نفع و سود و محور هدايت و راهنمايي است.آري، هدف حق از قراردادن آن خانه در شهر مكه و در وسط مسجد الحرام براي اجراي مراسم بندگي و عبوديت از طرف مردم است و براي اين كه مردم در اتصال به آن جايگاه عظيم خود را به مقام قرب برسانند و از تمام علايق و وابستگي هاي بيهوده برهانند و حاكميت معبودهاي باطل را از زندگي خود ريشه كن كرده، تمام توجه خود را متوجه حضرت حق نمايند.

اي خوشا دل كاندر او از عشق تو جاني بود *** شادمان جاني كه او را چون تو جاناني بود
خُرّم آن خانه كه باشد چون تو مهماني در او *** مقبل آن كشور كه او را چون تو سلطاني بود
زنده چون باشد دلي كز عشقِ تو بويي نيافت *** كي بميرد عاشقي كو را چو تو جاني بود؟
هر كه رويت ديد و دل را در سر زلفت نبست *** در حقيقت آدمي نبود، كه حيواني بود
در همه عمر ار بر آرم بي غم تو يك نفس *** زان نفس بر جان من هر لحظه تاواني بود
آفتاب رويِ تو گر بر جهان تابد دمي *** در جهان هر ذره اي خورشيد تاباني بود
آتش رخسار خوبت گر بسوزاند مرا *** اندر آن آتش مرا هر سو گلستاني بود
روزي آخر از وصالِ تو به كام دل رسم *** اين شبِ هجرِ تو را گر هيچ پاياني بود(1)

نشانه هاي روشن كعبه
در كعبه نشانه هاي روشني از خداوند قرار دارد، مقام ابراهيم آنجاست، آن كس كه خود را بدان جايگاه برساند در حريم امن قرار گرفته، بر بندگان است كه در حال توانايي به سوي آن مكان بشتابند و اعمال و مناسك آنجا را طبق دستور الهي با خلوص و معرفت به جاي آرند، هر كس از اجراي اين دستور سعادتبخش سر باز زند، به دايره ناسپاسي قدم گذاشته، همانا خداي بي انباز از همه عالميان بي نياز است.آري، هدف حضرت حق از قرار دادن آن خانه در شهر مكه، اجراي مراسم بندگي و عبوديت در آن شكل خاص از طرف مردم است، تا خداخواهان و حق جويان و اهل عشق، آن را وسيله اي براي تحصيل بندگي قرار دهند و به واسطه اجراي مقررات و مناسك آن، به پرستش خداوند و عبادت خالصانه برخاسته، رسوم بندگي را در محضر حضرت دوست به جاي آرند. مگر نه اين است كه تاريخ حيات بشر نشان داده كه به دست آوردن سلامت دو جهان و خوشبختي و سعادت در تمام زواياي حيات از طريق درك توحيد و توجه به شؤون حق ميسر است، و مگر جز از راه آشنايي با حق و حفظ حقوقي كه براي حفظ كيان انسان و انسانيت بر عهده آدمي نهاده شده خيري به دست مي آيد؟ كعبه و شؤون آن جهتي است براي نشان دادن عمق توحيد و به دست آوردن فضايل انساني و اخلاق الهي از طريق اداي مناسك آن.عاشقانه به آن وادي سفر كنيد، عاشقانه در آن حريم قدم بگذاريد و عارفانه در آن جايگاه كه جاي سر به خاك گذاشتن انبيا و امامان و اوليا بوده قرار بگيريد. چون به كعبه نزديك شديد، خالصانه در مطاف قرار گيريد و دور خود او بگرديد و با زبان حال در محضر آن جناب عرضه بداريد :


اي راحت روانم دور از تو ناتوانم *** باري بيا كه جان را در پايِ تو فشانم
اين هم روا ندارم كآيي براي جاني *** بگذار تا برآيد در آرزوت جانم
بگذار تا بميرم در آرزوي رويت *** بي روي خوبت آخر تا چند زنده مانم
گيرم كه من نگويم، لطف تو خود نگويد *** كين خسته چند نالد هر شب بر آستانم؟
باري عراقي اين دم بس ناخوشست و درهم *** حال دلش دگر دم تا چون شود، چه دانم

كعبه، مركز بركات و هدايت
( مُبَارَكاً وَهُديً لِلْعَالَمِينَ ).كه پر بركت و وسيله هدايت براي جهانيان است.آن روز كه ابراهيم بزرگ، آن قهرمان توحيد و معني، هاجر و اسماعيل را به سرزمين مكه آورد، از قطره اي آب و ذره اي علف سبز در آن منطقه خبري نبود، بنا به نقل قرآن مجيد عرضه داشت :پروردگارا ! من زن و فرزندم را نزد خانه تو، در سرزميني خشك و غير قابل كشت، سكونت دادم، خداوندا ! به خاطر اين كه نماز به پاي دارند، تو اي آگاه بر تمام احوال، دل مردمان را به ايشان توجه ده و از انواع ميوه ها و نعمت هايت آن مردم را بهره ده تا به شكر تو برخيزند.نتيجه مبارك بودن آن جايگاه و قبول شدن خواسته ابراهيم را در مسافرت ميليوني مسلمانان به آن جايگاه مي بينيد.علاوه بر اين، مبارك بودن اين خانه در آن است كه با كشش معنوي خويش هزاران دل را منقلب كرده و هزاران نفس را از آلودگي پاك و هزاران معصيت كار را به صحنه باعظمت توبه مي كشد.
هدف از هادي بودن آن جايگاه هم در اين است كه مردم در آن محل و محيط مسجد الحرام و مقامات ديگر، به شرط اجراي مناسك به طور صحيح، راه تحصيل خير دنيا و آخرت را يافته و به مقام قرب حق و خشنودي او نزديك مي شوند.مسلم است كه از زمان بناي كعبه كه همزمان با شروع حيات آدم در كره خاك بوده، آن سرزمين مبدأ و منبع پخش نور و بركت و مركز هدايت و راهنمايي بندگان به سوي حقايق عالي بوده و قرآن مجيد براي هدايت بشر و دستگيري انسان و ايجاد تحول همه جانبه در حيات، در آنجا نازل شده و راه بينش وسيع به وسعت ظاهر و باطن جهان را به روي آنان گشوده است.كعبه، آري كعبه; همان مركزي كه مناسك عالي حج در آن و از بركت و هدايت آن انجام مي گيرد و با آدمي با به جا آوردن مناسك و دقت در اسرار آن، از شرك و زندقه، نفاق و دورويي، قوميت و عصبيت، تكبر و نخوت، اسارت و ذلت، وساير پليدي ها دور شده و به جميع مراتب هدايت مي رسد.كعبه، به آدمي مي آموزد كه بنده پاك از شوائب، محبوب خداست،
تعليم مي دهد كه جامعه اسلامي بايد در تمام شؤون زندگي داراي وحدت كلمه باشد و به اهل استطاعت درس مي دهد كه از استطاعت مالي و بدني خود در راه اعتلاي كلمه حق بكوشيد و به نداي تمام مظلومان و مستمندان و دردمندان جواب مثبت داده و همه ساله با تشكيل دادن اين اجتماع عظيم، به رفع نيازها و گرفتاري هاي ملل اسلامي اقدام كنيد. گرفتاران در بند اسارت را برهانيد و براي حفظ استقلال مادي و معنوي امت اسلامي چاره انديشي كنيد.كعبه، درس محبت و دوستي، درس اخوت و برادري و درس عدل و مواسات و صفا و صميميت مي دهد.كعبه، در پرتو عظمت و معنويتي كه دارد، راهنماي مسلمانان به سوي سعادت دنيا و آخرت است و به غير مسلمانان هم راه ايجاد اتفاق و اتحاد را آموخته و به آنان مي گويد : براي رفع مشكلات اجتماعي، نياز مبرم به يك مجتمع سالم و پاك دارند.( هُديً لِلْعَالَمِينَ ).و وسيله هدايت براي جهانيان است.

حج از ديدگاه اميرالمؤمنين (عليه السلام)
در پايان خطبه اول « نهج البلاغه »، حضرت مولي الموحدين، امام العارفين، اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد :شما را به حج خانه اش كه آن را قبله مردم قرار داده مكلف كرده، تا چون جانداران كه با حرص و ولع به چشمه زلال وارد مي شوند، در حال تسليم، به آن جايگاه درآييد و كبوتروار به آن حرم امن پناهنده شويد،
حكمت الهي اقتضا دارد كه بندگانش آزادانه در برابر عظمت ربوبي اش، در آن جايگاه مقدس سر فرود آرند، شنوندگاني از بندگانش را انتخاب كرد تا دعوت او را پاسخ گويند و مشيت حضرتش را تسليم گردند.اين عباد بهرهور از گوش شنوا، به آن حريم مقدس مي روند و در آن جايگاه قدس كه انبياي عظام الهي وظيفه بندگي به جاي آوردند، رو به معبود قرار گرفته و خود را شبيه فرشتگان طواف كننده به دور عرش مي نمايند، در آن تجارتگاه الهي سودها برده و به وعدگاه عفو و احسان حق روي مي آوردند.خداوند سبحان، كعبه و وظايفش را شعار جاوداني براي اسلام و جايگاه امن براي پناهندگانش قرار داده، در آن معبد عظيم اعمالي را واجب و اداي حق آن حرم مقدس را بر بندگانش لازم و ورود به آن معبد و ديدارش را به كساني كه توانايي دارند، حكم نموده است.

ابعاد عظمت كعبه
شارح «ترجمه و تفسير نهج البلاغه» در توضيح فرامين امام عاشقان مي فرمايد:حج خانه خدا و اعمالي كه بايد در آن مقدس ترين معبد الهي انجام بگيرد، به قدري در سازندگي فرد و اجتماع مؤثر است كه قابل توصيف با قضاياي معمولي نيست، به طوري كه مي توان گفت :اگر انساني به آن عمل سازنده توفيق يابد و با اين حال دگرگوني در وضع او موجود نيايد و به مسير تكامل وارد نگردد، حتماً يا به حكمت آنچه ديده و عمل كرده است، آگاهي نداشته و يا نيروي غرايز حيواني و خودخواهي او به قدري مقاومت داشته است كه اگر خود حق و حقيقت را هم مي ديد و در جاذبه آن قرار مي گرفت، پا به فرار مي گذاشت و كم ترين نتيجه اي را از آن مشاهده نكرده و قرار گرفتن در جاذبه حق و حقيقت را بدست نمي آورد.براي توضيح بخشي از عظمت حج بيت اللّه، و آگاهي از ابعاد اين عمل دگرگون كننده مطالبي را مطرح مي كنيم :
1 ـ كعبه، نخستين معبد الهي
مسلم است كه در همه جوامع و همه دوران ها، مخصوصاً در آن جمعيت هايي كه پيامبران و خداشناسان وجود داشته اند، جايگاه مخصوصي براي عبادت و تفكرات معنوي ساخته شده است.اين معابد در حقيقت رصدگاه هايي براي نظاره به بي نهايت و ايجاد رابطه ميان بي نهايت بزرگ (خدا) و بي نهايت كوچك (انسان) مي باشند.در اين رصدگاه هاست كه آدميان بدون واسطه با خويشتن روبرو مي شوند وبا امواج مقدس وجدان خويش، با خدا به راز و نياز مي پردازند.در هيچ يك از جايگاه ها و مسكن هايي كه بشر با دست خود مي سازد مصالح ساختماني از آنچه كه هستند، تغييري پيدا نمي كنند، مگر مصالح ساختمان معابد كه با آجر بالا مي رود و به روح و جان شفاف مبدل مي شود و انوار الهي را در دل ها منعكس مي سازد.اين معابد مانند چشمه سارهايي زلال، در ميان سنگلاخ ها و دشت هاي سوزان زندگي حيواني آدميان قرار گرفته است، انسان ها با شستشو در اين چشمه سارها طراوت و شادابي روح را باز مي يابند.بيت اللّه الحرام كه كعبه و مكه نيز ناميده شده است، اولين معبد جهاني است كه براي همه مردم با دست ابراهيم خليل (عليه السلام) ساخته شده است.دومين خانه جهاني كه به عنوان معبد عمومي بنا شده، مسجد الأقصي است كه به وسيله حضرت سليمان در سال 1005 پيش از ميلاد، قرن ها پس از بناي كعبه ساخته شده است.البته پيش از كعبه و مسجد الأقصي معابد زيادي وجود داشته است; زيرا به گفته بعضي از انسان شناسان، تاريخ معابد مساوي تاريخ انسان هاست، خصوصيت اين دو معبد به جهت عمومي بودن و خالي بودن از رنگ و شكل محلي و خصوصيات نژادي و غيره است.در روايتي از اميرالمؤمنين (عليه السلام) درباره اين كه كعبه اولين معبد الهي است، چنين آمده است:مردي از اميرالمؤمنين (عليه السلام) پرسيد : آيا اولين خانه خدا كعبه بوده است ؟ آن حضرت فرمودند : نه، پيش از كعبه خانه هايي براي عبادت ساخته شده است ولي كعبه اولين خانه مبارك و وسيله هدايت و رحمت و بركت است و اولين كسي كه آن را بنا نموده است ابراهيم خليل بوده، سپس جرهم، يكي از قبايل عرب آن را تجديد بنا كرد و بار ديگر منهدم شد و عمالقه آن را بازسازي كردند.
2ـ جايگاه جغرافيايي كعبه
كعبه در جايگاهي بنا شده است كه هيچ گونه وسيله تفريح و مناظر طبيعي خوشايندي ندارد، سنگلاخي در ميان اقيانوسي از ريگزارها و ديدگاه هاي خشن كه مجالي به انديشه هاي گسترده و عميق و فوق ضرورت هاي زندگي معمولي نمي دهد.حكمت بالغه ايست كه كعبه را در اين جايگاه خسته كننده قرار داده است تا انسان ها از محيط هاي زيبا و خوش آب و هواي جهان روي به آن بياورند و هدفي جز چشيدن طعم تكليف نداشته باشند.
در حج خانه خدا هيچ يك از عوامل طبيعي، نفساني و اجتماعي دخالتي در انجام تكليف ندارد، بلكه در آن تكاپو، انسان است و خدايش كه رويارويش قرار گرفته است.اگر انسان همين نكته را در اين سفر ملكوتي بفهمد، به جايي مي رسد كه چشمي نديده و گوشي نشنيده، در آن صورت است كه تمام وجود انسان فرياد «دوست، دوست» سر خواهد داد.
من از سر همه عالم گذشتم الا دوست *** نعيم دنيي و عقبي تو را و ما را دوست
مراد هر دو جهان مي كنند بر ما عرض *** دل از ميان همه مي كند تمنا دوست
رسد به مرتبه اي اتحاد ما با او *** كه هيچ فرق نماند ميان ما با دوست
طواف كعبه دل كن كه هست خانه او *** نه هر كجا كه كني فرض باشد آنجا دوست
3 ـ وحدت و يگانگي در حج
شگفت انگيزترين حكمتي كه در حج بيت اللّه وجود دارد احساس وحدت و يگانگي است كه در حد اعلاي مفهوم انسانيت به وجود مي آيد.عالم و جاهل، كوچك و بزرگ، زن و مرد، سياه و سپيد، كسي كه عالي ترين مقام جامعه خويش را داشته باشد و كسي كه گمنام ترين فرد جامعه خود باشد، همه و همه با دو قطعه لباس سفيد با جدي ترين قيافه حيات مي جوشند و مي خروشند و مي روند و مي نشينند.تضادها و تنوعاتي كه انسان ها را از يكديگر جدا كرده ـ هر يك را مانند گرگي در برابر ديگري قرار داده، آنان را به جنگ و پيكار در كارزارهاي رنگارنگ وادار كرده است ـ مبدل به هماهنگي و وحدتي مي گردد كه تنها در شعر و سخنان مبلغان آرمان اعلاي انساني ديده مي شود.

اين احساس اگر ادامه يابد و مربيان جوامع آن را به طور جدي در تعليم و تربيت ها اجرا كنند، دردهاي بشري را كه هر روز با به سراغ افراد و جوامع مي آيد مداوا خواهد كرد.

قران و برزخ

برزخ از دیدگاه قرآن



در قرآن مجید در سه مورد،واژه ی «برزخ» آمده که در دو مورد آن(۵۳ فرقان و۲۰رحمن)این واژه به معنی«مرز حاجت و حائلی»است که در دریا بین آب شیرین شور قرار دارد و از مخلوط شدن آن دو نوع آب جلوگیری می کند.
ولی در یک مورد(آیه۱۰۲مومنون)منظور همان عالم برزخ است که با کمال صراحت می فرماید:
پشت سر انسانها،برزخی است تا هنگامی که(روز قیامت)بر انگیخته می شود.
و می توان گفت:به دلیل همین آیه،و روایات بسیار،که واژه «برزخ»در متن آنها آمده،به جهان بعد از مرگ تا روز قیامت،«جهان برزخ»می گویند.
در قرآن مجید علاوه بر آیه ی فوق،آیات متعددی درباره ی عالم برزخ وجود دارد که با صراحت یا اشاره سخن از عالم برزخ به میان آورده است،و بعضی عذاب ناصالحان را در عالم برزخ بازگو می کند می پردازیم:
۱- در آیه ۱۶۹ و ۱۷۰آل عمران می خوانیم:
(ای پیامبر)هرگز گمان مبر آنه که در راه خدا کشته شده اند،مردگانند،بلکه آنه زنده اندو نزد پروردگارشان روزی داده می شوند،انهابه خاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است،خوشحالند وبه خاطر مجاهدانی که بعد از آنان ملحق نشدند(نیز)خوشوقتند(زیرا مقامات بر جسته ی آنها را درآن جهان می بینند و می دانند)که نه ترسی بر آنهاست ونه غمی خواهند داشت.
نظیر این آیه،آیه۱۵۴ سوره ی بقره است.
۲-در آیه۲۶و۲۷ سوره ی یس می خوانیم:
مومن آل یس(حبیب نجار،وقتی که بدست ستمگران به شهادت رسید)از طرف خدا به او گفته شد وارد بهشت شو،او گفت:ای کاش قوم من می دانستند که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی داشتگان قرار داده است.
۳- و در آیه۴۶ سور ی مومن می خوانیم:
عذاب آنها_آل فرعون)آتش است که هر صبح و شام،بر آن عرضه می شوند،و روزی که قیامت بر می گردد،خداوند دستور می دهد که آل فرعون را در سخترین عذابها وارد کنید.
منظور از عذاب آل فرعون در صبح و شام،همان عذاب برزخی آنها است.
آیه۲۵ نوح و ۱۱ مومن نیز از عالم برزخ سخن به میان آورده است.
۴- ود در سوره ۱۰ سوره منافقون می خوانیم:
از آنچه به شما روزی داده ام در راه خدا انفاق کنید قبل از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا چرا مرگ مرا مدت کمی به تاخیر نینداختنی تا صدقه دهم و انفاق کنم و از صالحان باشیم.
در آیه زیر اشاره ای به عالم برزخ،عالم بعد از مرگ قبل از قیامت است،که مقصران تمنا بازگشت و جبران می کنند و به آنها جواب داده می شود که بازگشتی در کار نیست،که در دنبال همین آیه و آیه ی۱۰۰ مومنون همین جواب آمده است.
به علاوه در آیات متعددی از قران در مورد مرگ ،تعبیر به«توفی»(قبض و دریافت روح،نه مرگ) شده است،مثلا در آیه۴۲ زمر می خوانیم:خداوند،ارواح را هنگام مرگ،قبض و دریافت می کند.
این تعبیر نیز بیانگر زنده بودن روح انسانی بعد از مرگ جسم است.
۵- در آیه ۲۵ سوره ی نوح می خوانیم:
سرانجام همه ی آنها(قوم گنهکار نوح علیه السلام) به خاطر گناهانشان غرق شدند،و در آتش دوزخ وارد شدند و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند.
از این آیه استفاده می شود که قوم گنهکار نوح(ع) پس از غرق شدن،بلافاصله وارد آتش دوزخ شده اند،روشن است که هنوز دوزخ روز قامت بر پا نشده است،بنابراین منظور از این دوزخ،همان دوزخ در عالم برزخ است.
نگاهی به پنج آیه قران با توجه به روایات
۱- در آیه ی ۲۷ سوره ی ابراهیم می خوانیم:
خداوند کسانی را که ایمان آورده اند(ویژگیهای ایمان را رعایت کردند) به خاطر اعتقاد و گفتار ثابتشان،هم در دنیا و هم در آخرت،ثابت قدم می دارد.
در روایات متعدد آمده :منظور از آیه،ثابت قدم بودن مومن،در عالم برزخ است.
علامه ی طبرسی در تفسیر مجمع البیان می گوید:اکثر مفسری می گویند:«منظور از«آخرت»در آیه ی فوق و عالم قبر است،و آیه در مورد سوال قبر نازل شده است،و این تفسیر از ابن عباس و ابن مسعود نیز نقل شده و از امامان معصوم(ع) روایت گردیده است از جمله امیرمومنان علی(ع) در ضمن گفتاری فرمود:هنگامی که دو فرشته ی نکیر و منکر وارد قبر می شوند از مومن می پرسند:خدا و دین و پیغمبرت کیست؟
او در پاسخ می گوید:خداوند تو ر در آنچه خوشنود است ثابت قدم بدارد،این است قول خداوند«آنگاه آن دو فرشته دری از بهشت را روی قبر او می گشایند.
۲- در آیه ۱۲۴ سوره طه می خوانیم:
و هر کس از یاد من روی گردان شود،زندگی تنگ(و پر زحمت) خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم.
طبق پاره ای از روایات،این زندگی سخت،مربوط به عالم برزخ است.
علامه مجلسی(ره)روایتی از امام سجاد(ع)نقل می کند که فرمود:این زندگی سخ در عالم برزخ است ،آنگاه می گوید:
مراد از«زندگی سخت در عالم برزخ است» در آیه فوق،عذاب قبر است،و موید آن معنی است که قیامت را در آیه، بعد ازآن ذکر نموده است،وبسیاری از مفسران این گونه تفسیر کرده اند و نمی توان گفت که مراد از«معشیت ضنک» بدی حال در دنیا است،زیرا بسیاری از کافران در دنیا،معشیت راحت و گوارایی دارند. ولی بسیاری از مومنان به عکس،بر خلاف آنها،زندگی سختی در دنیا دارند.
علامه طبرسی(در مجمع البیان) می گوید: گفته شده که منظور از«معشیت ضنک»،عذاب قبر است، و این تفسیر از این مسعود و ابو سعید خدری و ... نقل شده است،و ابو هریره در این مورد،روایاتی نقل نموده است.
و امیر مومنان علی(ع) در ضمن نامه ای که برای اهل مصر می نویسد و توسط محمد بن ابوبکر می فرستد، می فرماید:
همانا معشیعت ضنک که خداوند دشمن خود را از آن بر حذر داشته عذاب قبر است.
سپس فرمود:چرا که خداوند نود و نه مار بر کافر مسلط می کند،آنها به گوشت او نیش می زنند،و استخوان او را می شکنند،وتا روز قیامت با او این گونه رفتار می نمایند.{شاید تعداد ۹۹ مار،اشاره ای به ۹۹ عمل زشت دنیوی او باشد،که به صورت۹۹ مارشده و در عالم قبر او را می گزند}.
۳- در آیه۸۸ و۸۹ سوره ی واقعه می خوانیم:
انسان از مقربان باشد در روح و ریحان(در نهایت آرامش و شادمانی)و در بهشت پر نعمت است.
امام صاق(ع) فرمود:منظور از«روح و ریحان» آرامش و شادابی در عالم قبر(برزخ)است ومنظور از«بهشت پر نعمت» بهشت آخرت قیامت می باشد.
در حدیثی از رسول خدا(ص)می خوانیم؛فرمودند:نخستین چیزی که به مومن در هنگام وفات بشارت داده می شود این است که به او می گویند:بشارت باد بر تو به خشنودی خداوند،به بهشت خوش آمدی،خداوند تمام کسانی که تو را تا قبرت تشییع کرده اند آمرزید،وشهادت آنها را درباره ی تو تصدیق کرد و دعای آنها را برای آمرزشت مستجاب فرمود.
۴- در آیه ۹۲ تا ۹۴ سوره ی واقعه می خوانیم:
اما اگر انسان از تکذیب کنندگان گمراه باشد- با آب جوشان دوزخ از او پذیرائی می شود- سپس سرنوشت او،و ورود در آتش جهنم است.
امام صادق (ع)فرمود:آب جوشان دوزخ،در عالم قبر(عالم برزخ) به تکذیب کنندگان می رسد،اما ورود د آتش جهنم،مربوط به آخرت(قیامت)است
۵- در آیه ۶ سوره ی مریم می خوانیم:
و هر صبح و شام روزی آنها(بندگان صالح خداوند) در بهشت مقرر است.
مفسر معروف،علی بن ابراهیم(ره) با استفاده از روایات می گوید: منظور از این بهشت،بهشت دنیا(در عالم برزخ) است که ارواح افراد با ایمان به آن انتقال می یابد،چرا که در بهشت جاویدان آخرت،صبح و شب وجود ندارد.

نتیجه اینکه:در قرآن« آیات متعددی به جهان برزخ،تصریح با اشاره دارد و به طور کلی فاصل جهان بزخ،در قرآن آمده،گر چه به جزئیات آن اشاره نشده است،چنانکه شیوه ی قرآن در طرح مسائل،بیان اصول و کلیات مسائل است،نه جزئیات آن.
و عالم برزخ شبیه عالم خواب است،و وجه اشتراک مرگ و خواب این است که در دو حالت،نفس از تصرف در بدن باز می ماند،با این فرق که در خواب،قطع تصرف نفس به طور موقت است و در مرگ، قطع تصرف طولانی از بدن است،نه ابدی،زیرا با فرا رسیدن قیامت،بار دیگر،بین نفس و بدن رابطه بر قرار می شود و نفس به تدبیر بدن می پردازد.

ارتباط   با   ارواح    05

شيوه ارتباط با ارواح
 

نحوه ارتباط با ارواح به نحو تخاطب طرفيني در بيداري و ارزش علمي و حقوقي آن نيازمند مقدمات زير است:
1. روح موجودي مجرّد است و هرگز با حواس ظاهري قابل ادراك نيست؛ اما امكان ادراك آن با قوه خيال وجود دارد. قوه خيال، ادراك كننده جزئيات است و جزئياتِ محسوس به حس ظاهر و غير آن را درك مي‏كند.
2. جدايي روح از بدن در حال حيات، به نحو ناقص امكان دارد و مورد طبيعي آن خواب است. جدايي روح از بدن در خواب، به اختيار انسان نيست؛ اما اين جدايي را مي‏توان به صورت مصنوعي و اختياري نيز ايجاد كرد.
3. اراده انسان گاهي به قدري قوي مي‏شود كه مي‏تواند آن چه را روح ديگران به نحو غيراختياري انجام مي‏دهد، در اختيار خود بگيرد و آن كارها را با اختيار انجام دهد؛ مثلاً اگر روح ديگران در خواب بدون اختيار به صورت ناقص از بدن خارج مي‏شود و با عالم ديگر ارتباط پيدا مي‏كند، انسان مي‏تواند روح خود را با اختيار خود با عالم ديگر ارتباط دهد؛ اما اين گونه ارتباط تا اين مقدار، يك طرفه و از سنخ آگاهي از عوالم ديگر است و ارتباطي به نحو تخاطب طرفيني با روح ندارد.
4. اراده قوي برخي نه تنها مي‏تواند افعال روح خود را در اختيار خود گيرد، بلكه گاهي مي‏تواند بر اراده ديگران نيز سيطره يابد و با قدرت خود افعال روح او را نيز، در اختيار خود گيرد؛ مثلاً ديگري را خواب كند و روح او را به صورت ناقص از بدن جدا كند و به دليل سيطره بر آن، اموري را به او تلقين كند. اين مقدار از ارتباط، فقط تصرف در قوه خيال روح شخص خوابيده است. گفته مي‏شود كه شخص خواب كننده مي‏تواند روح شخص خوابيده را با ارواح ديگر ارتباط دهد و يا سوءال‏هايي را از او بپرسد و او در همان حال از زبان بدن خود پاسخ دهد و يا پس از بيداري آن را پاسخ دهد.
5. ارواح مردگان طبق روايات و آيات، در عالم برزخ، در بهشت برزخي يا جهنم برزخي‏اند و خداوند به برخي از آنها اجازه ارتباط به نحو آگاهي يك طرفه از احوال زنده‏ها و گاهي اجازه ارتباط طرفيني به آنان مي‏دهد؛ اما از آن جا كه روح انسان‏هاي زنده در حالت طبيعي، تعلق به بدن دارد، قادر به ارتباط با ارواح ديگر نيست؛ مگر وقتي كه از بدن جدا مي‏شود (در حال خواب) مي‏تواند با روح ديگري ارتباط برقرار كند. از اين رو، ارتباط روح شخص خوابيده با روح مردگان با اجازه الهي امكان‏پذير است و نقل چنين خواب‏هايي به نحو خواب صادق به حدي است كه قابل انكار نيست.
6. چنان كه در مقدمه سوم گفته شد، اراده قوي انسان مي‏تواند افعال روح را در اختيار خود گيرد؛ يعني همان گونه كه ديگران در حالت خواب به صورت غيراختياري روحشان از بدن به صورت ناقص جدا مي‏شود و با عالم ديگر امكان ارتباط پيدا مي‏كنند، او مي‏تواند در حالت بيداري به اختيار خود اين امكان را فراهم كند (گر چه ممكن است در اين كار او به حالت خواب يا خلسه فرو رود). اگر چنين حالتي حاصل شود، همان گونه كه به اذن خداوند ارواح مردگان مي‏توانند در خواب با ارواح زنده‏ها ارتباط طرفيني پيدا كنند، اين ارتباط در حال بيداري نيز براي چنين افرادي ممكن و ميسر است.
7. از آن جا كه عالم پس از مرگ، عالم پاداش و كيفر است و نه عالم فعل اختياري، چنين ارتباط طرفيني از سوي ارواح مردگان چه در خواب و چه در بيداري، جز با اذن و اراده الهي ميسر نيست و اراده انسان زنده هرگز نمي‏تواند روح مرده‏اي را از بهشت يا جهنم برزخي خارج و در محضر خود حاضر كند (مراد از محضر، محضر مادي نيست)؛ مگر آن كه اراده او با اراده الهي مطابق شود و اين ارتباط به اذن خداوند صورت گيرد.
8. با توجه به اين هفت مقدمه، امكان ارتباط طرفيني با ارواح اثبات مي‏شود، اما اين نكته بدين معنا نيست كه هر ادعا كننده‏اي در ارتباط با ارواح صادق باشد.
9. چنان كه گفته شد همه اداركات افرادي كه با ارواح ارتباط پيدا مي‏كنند، توسط قوه خيال صورت مي‏پذيرد و مسئله مهم در اين جا اين است كه قوه خيال انسان، علاوه بر اين كه مي‏تواند چنين ارتباط صادقي را ادراك كند، محل ادراك القائات شيطاني و اوهام ساخته ذهن انسان نيز مي‏باشد؛ يعني گاهي انسان بر اثر خيال‏پردازي‏ها و تلقين‏هاي خود، اموري را با قوه خيال خود ادراك مي‏كند كه آنها را حقيقي مي‏پندارد و همچنين شيطان كه از سنخ جن است، مي‏تواند در قوه خيال انسان تصرف كند و اموري را به او القا كند (نحوه القاي شيطان به قوه خيال انسان در جاي خود ثابت شده است و نياز به بحث مستقلي دارد) و تشخيص ادراكات صادق قوه خيال، از اوهام شخصي و القائات شيطاني دشوار است.
10. گفتاري كه معمولاً در مجالس احضار روح از زبان آنان گفته يا نوشته مي‏شود، به هيچ وجه حجت نيست و اعتبار ندارد و نمي‏تواند ملاك رفتار، قضاوت و عكس‏العمل ديگران قرار گيرد و هر كس بر اساس آن چه از طرق عادي از آن آگاه است، مسئول رفتار خود مي‏باشد؛ مگر آن كه يقين حاصل شود.
11. اصل ارتباط با ارواح حرام نيست؛ مگر آن كه مستلزم حرام مانند ايذاء موءمن، غيبت و يا حرام ديگري شود و هرگز آموختن علمي كه اين ارتباط را آموزش مي‏دهد، توصيه نشده است. نتيجه اين بحث اين است كه ارتباط با روح زنده و مرده امكان دارد و قوه خيال مدرك اين ارتباط است. از آن جا كه تشخيص ادراك صادق ارتباط با روح، از ادراك اوهام باطل شخصي و القائات شيطاني مشكل است، راهي براي اعتماد به آن وجود ندارد و آن چه از اين طريق ادراك مي‏شود، حجيت ندارد و اعتبار حقوقي و قانوني نيز ندارد و نمي‏تواند مدرك قضاوت قرار گيرد؛ مگر آن كه براي شخص ادراك كننده به حد يقين برسد كه تنها براي او حجت است. اصل چنين ارتباطي به دليل خطراتي كه در پي دارد، و گاهي محرماتي كه به دنبال مي‏آورد، به هيچ وجه توصيه نشده است.

منابع زير براي مطالعه توصيه مي‏شود:
 

1. احمد زمرديان، حقيقت روح، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص 274.
2. سيد محمد حسين حسيني تهراني، معادشناسي، انتشارات حكمت، ج 3.
3. ابن قيم الجوزيه، الروح، دارالكتاب العربي، ص 289.
4. جعفر سبحاني، معاد انسان و جهان، انتشارات مكتب اسلام، ص 81.
5. علامه طباطبايي، الميزان، ج 1، ص 244.

پي نوشت ها :
 

1. مجلسي، بحارالانوار، ج 14، ص 635.
2. ابن سينا، شرح الاشارات، ج 3، ص 399.
3. يوسف (12) آيه 43.

نکاتی که در هنگام خرید هدیه برای یک زن باید رعایت گردد

خرید هدیه برای یک زن می تواند کاری پیچیده و دشوار باشد. اگر ظرافت به خرج ندهید ، پیامتان درست فهمیده نمی شود و شاید نتیجه عکس هم بدهد.

۱- جادوی بسته بندی:
زنان هدیه ای را که بسته بندی زیبا داشته باشد بسیار دوست می دارند. هر چه کاغذ کادو ، روبان ، پاپیون و زرق و برق بسته بندی بیشتر باشد بهتر است. البته افراط هیچ گاه پسندیده نیست. دچار اشتباه رایج نشوید. فایده ای ندارد به گیرنده هدیه بگوئید چشمهایش را ببندد و بعد یک بسته معمولی یا زشت به دستش بدهید. هیچ چیز جای بسته بندی را نمی گیرد.

۲- از بر کنید:
اگر به زندگی خود علاقه دارید ، روز تولد ، روز مادر ، سالروز ازدواج و تاریخهای مهم را از حفظ داشته باشید.

۳- زبان زنان را بیاموزید :
زبان زنان را بیاموزید. اگر خانم بگوید ((نمی خواهد چیزی برایم بخری)) منظورش این است که بهتر است یک چیز خوب برایم بگیری وگرنه بقیه عمر از زنده بودن پشیمان می شوی.

۴- لزومی نیست که حتما پول زیادی خرج کنید:
لازم نیست که حتما طلا و هدایای بسیار گران قیمت بخرید در واقع بر خلاف آنچه که این روزها مد شده ، یک شاخه یا یک دسته گل و عطر خوب ، هر دوی هدایا مناسبی هستند و بیشتر زن ها عاشق این چیزها هستند.

۵- فاجعه برچسب:
یادتان نرود پیش از دادن هدیه ، حتما برچسب قیمت آن را بکنید. باورکنید خانم ها  دوست دارند خودشان قیمت را حدس بزنند و شاید دوست دارند قیمت را در ذهن خود بسیار بالاتر تصور کنند.

۶- لاف موقوف:
هرگز به یک زن نگوئید که این هدیه را ارزان خریده اید ، حتی اگر آن را مفت خریده باشید. مطمئن باشید زنان در این یک مورد ، صرفه جوئی را نخواهد پسندید.

۷- بدتر از ناسزا:
خرید میز اتو ، ظرف آشپزخانه ، پیش بند و از این قبیل چیزها اکیدا ممنوع. اینها را بگذارید برای خریدهای دو نفری.و فراموش نکنید در این مورد حق با همسرتان است.

۸- وقت شناس باشید:
به خاطر داشته باشید هدیه کوچکی که به موقع داده شود ، هزار برابر بیشتر از هدیه گران قیمتی که با یک هفته تاخیر داده شود ، می ارزد.

۹- رسید را نگه دارید:
به هنگام خرید حتما به فروشنده یاد آور شوید که ممکن است فردا برای تعویض مراجعه کنید و همیشه رسید هر چیزی را که می خرید نگه دارید تا اگر لازم شد خانم بتواند آن را عوض کند.

  و اگر می توانید طلا بخرید:
باور کنید که خیلی چیزها هم چشم مردان را خیره می کند و واقع بینانه باید قبول کنیم که  هیچ چیز مثل طلا چشم خانمها را خیره نمی کند

ارتباط  با  ارواح  03

ارتباط با ارواح، به اشكال مختلفي ميسر است:

1. ارتباط بدون تخاطب طرفيني، مانند:
 

الف) زيارت.
ب) اعطاي خيرات و نيكي
ج) توسل.
د) در مواردي كه دليل خاصي مانند توسل به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله و ائمه اطهار عليهم‏السلام و شهدا وجود دارد، اين گونه ارتباط با ادله معتبر ثابت شده است و جز در موارد اندك، اختلافي در آن وجود ندارد.

2. ارتباط به صورت تخاطب طرفيني مانند:
 

الف) ارتباط با ارواح گذشتگان يا زندگان در خواب صادق؛ اين ارتباط نيز گاه به اراده ارواح صورت مي‏گيرد و گاه به اراده شخص خواب بيننده؛ يعني او با انجام بعضي كارها، زمينه ديدن آن شخص رادر خواب فراهم مي‏كند. اين نوع از ارتباط، به قدري ذكر شده است كه جاي هيچ انكاري ندارد و اما دو نكته در آن حائز اهميت است كه عبارتند از:
نكته اول: تشخيص خواب صادق از خواب غير صادق؛
انسان چهار نوع خواب مي‏بيند:
1. خواب آشفته كه بيشتر افراد مريض مي‏بينند.
2. افكار عادي روزانه، مانند خواب امتحان در شب امتحان.
3. خوابي كه اسرار نهاني انسان را ظاهر مي‏كند. پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله فرمود: آن چه را آدمي در دل پنهان مي‏كند در خواب مي‏بيند (والذي يحدث به الانسان نفسه فيراه في منامه).
4. خوابي كه كاملاً از افكار و تخيلات نفس انسان بيرون است؛ يعني ارتباطي است كه انسان‏ها با عالم خارج از خودش پيدا مي‏كنند. ارتباط با ارواح ديگر در اين قسم از خواب قرار دارد. پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله فرمود: روءياي صادق، بخشي از هفتاد جزء نبوت است.1 بوعلي نيز مي‏گويد: آزمايش‏هاي زيادي نشان مي‏دهد كه انسان به وسيله خواب مي‏تواند اطلاعاتي از جهان خارج از بدن به دست آورد و خوابي ببيند كه عين حقيقت و متن واقع باشد و اگر چنين امكاناتي در خواب باشد، چه مانعي دارد كه در بيداري نيز چنين آگاهي‏ها را به دست آورد.2
نكته دوم: تفسير آن چه انسان در خواب مي‏بيند؛
آن چه انسان گاهي در روءياي صادق مي‏بيند، نياز به تفسير دارد؛ مانند خواب حضرت يوسف عليه‏السلام.3
ب) ارتباط با ارواح گذشتگان يا زندگان در بيداري؛ آگاهي از عوالم ديگر در بيداري نيز ممكن است. احضار روح به معناي اصطلاحي و مأنوس آن همين نوع از ارتباط است؛ البته عبارت بوعلي فقط در آگاهي از عوالم ديگر در بيداري بود و ارتباط با ارواح به نحو تخاطب طرفيني، چيزي بيش از صرف آگاهي از عالم ارواح است و همان گونه كه تخاطب طرفيني در خواب ممكن است، در بيداري نيز ممكن خواهد بود.

ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن

همه دوست دارند که به بهشت بروند، اما کسی دوست ندارد که بمیرد.

علل نگرانی و ترس از مرگ چیست؟ قرآن کریم چه توصیفی از پدیده مرگ دارد؟

در این نوشتار سعی شده تا به این سؤالات پاسخی مناسب براساس آموزه های دینی داده شود.

بسیاری از افراد که با چیزهای ناشناخته برخورد می کنند، تفسیرهای متفاوتی به دست می دهند. شاید قضیه به این صورت باشد که افرادی تجربه ها، عواطف و احساسات معینی را به حضور خدا یا جن یا فرشتگان تفسیر می کنند، چون چنین آمادگی فرهنگی و روانی در آنان وجود دارد، چنان چه کسانی که مفهوم الهی یا جن و فرشتگان را رد می کنند، ممکن است آن را به شیوه متفاوتی تفسیر کنند.
پدیده مرگ همواره یکی از دغدغه های اصلی انسان در این کره خاکی است. اینکه مرگ پایان حیات است یا آغاز حیاتی جدید، همواره ذهن انسان را به خود مشغول ساخته و او را به تفکر و تأمل واداشته است. به راستی ماهیت این پدیده که از نگاه برخی تلخ و دهشتناک است چیست؟ انسان ها چه واکنشهایی در برابر مرگ از خود نشان می دهند؟ علل نگرانی و ترس از مرگ چیست؟ قرآن کریم چه توصیفی از پدیده مرگ دارد؟ در این نوشتار سعی شده تا به این سؤالات پاسخی مناسب براساس آموزه های دینی داده شود. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم:

¤ واکنش انسان ها در برابر مرگ

انسان ها در برخورد با اموری که برایشان ناشناخته است، تفسیر و برداشت های متفاوتی ارائه می دهند. گاه این تفاوت ها، ریشه در محیط اجتماعی و حتی طبقاتی فرد دارد؛ گاهی یک چیز در جوامع متفاوتی، چیزی هایی متفاوت انگاشته می شود. در ضمن، واکنش های متفاوت نیز در هنگام بروز این چیزها از سوی افراد جوامع مختلف رخ می دهد. این واکنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، گستره وسیع و متضاد و حتی متناقضی را باز می نماید.

البته چنین عواطفی به دلایل مشخص و قابل فهمی بروز می کند به گونه ای اگر کسی موقعیت و یا زمینه های معین بروز آن را بداند، در می یابد که چرا این عواطف احساس می شوند و رخ می دهند؛ ولی مشکل فهم عاطفه این است

که به هیچ وجه پیدا نیست که چرا برای افراد مختلف عاطفه های متفاوت رخ می دهد، چنانچه موقعیت و چیزهایی که این عاطفه ها را بر می انگیزد نیز روشن نیست.

به نظر می رسد که نوع اعتقاد و پیش زمینه های فرهنگی در تفاوت واکنش ها مؤثر هستند؛ چنانچه یک نام، یک زمان و یک مکان برای مردمی که در یک زمینه فرهنگی خاص زندگی می کنند دارای قدرت و اقتدار است

و برای مردمی دیگر، هیچ گونه تأثیر مثبت یا منفی در بر ندارد؛ به این معنا که واکنش های عاطفی و یا تفاوت در واکنش ها برخاسته از یک رشته باور داشت ها و تأثیرهای محیطی، اجتماعی، فرهنگی و حتی طبقاتی است.

بنابراین نمی توان عامل آن را یک «عامل شناختی» دانست. در حقیقت این عواطف و واکنش ها ریشه در امور و عواملی دارد که به معنایی، شناخته شده و به معنای دیگر، ناشناخته اند. از آن رو ناشناخته است که یک عامل، شناخته و مشخصی نیست و از آن رو شناخته شده است که ریشه در عوامل چندی که مشخص هستند، دارند.

این ابهام را نمی توان بدون توجه بی مورد از سر وا کرد و به حکم کلی در آن بسنده نمود؛ از این جا می توان به این مطلب رسید که چرا برخورد انسان با امور ناشناخته دارای واکنش ها، تفسیرها و برداشت های متفاوت است؛ و حتی یک چیز در جوامع فرهنگی مختلف، تفاوت های عاطفی، کنشی و واکنشی بر می انگیزد؛ بنابراین نمی توان زمینه های فرهنگی، شخصی، اجتماعی و مانند آن را در تفسیرها و واکنش ها نادیده گرفت.

بسیاری از افراد که با چیزهای ناشناخته برخورد می کنند، تفسیرهای متفاوتی به دست می دهند. شاید قضیه به این صورت باشد که افرادی تجربه ها، عواطف و احساسات معینی را به حضور خدا یا جن یا فرشتگان تفسیر می کنند، چون چنین آمادگی فرهنگی و روانی در آنان وجود دارد، چنان چه کسانی که مفهوم الهی یا جن و فرشتگان را رد می کنند، ممکن است آن را به شیوه متفاوتی تفسیر کنند.

به سخنی دیگر، آدم ها در توضیح تجربه های غیر عادی شان به اندیشه ها و باورداشت هایی توسل می جویند که برای آنها آشنا و تا اندازه ای معتبر باشد؛ آنها حتی ممکن است که به خاطر فقدان هرگونه تفسیر معتبر دیگر، ناچار به توسل به یک چنین اندیشه ها و نتیجه گیری هایی شوند، قضیه ای که شاید مایه شگفتی خود آنها نیز باشد.

واکنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، واکنشی طبیعی است، حتی اگر این واکنش نسبت به یک چیز معین باشد؛ چون تفاوت واکنش ها، ریشه در تفاوت هایی دارد که بیان شد. مرگ، یک واقعیت انکارناپذیر و ناگزیر است. تفاوت واکنشی افراد با این واقعیت، برخاسته از تفاوت هایی شخصی، اجتماعی، فرهنگی و مانند آن است. واکنش طبیعی بسیاری از افراد در قبال آن، چیزی جز هراس نیست. وقتی مرگی پیش می آید، هراس ها و عواطف نیرومندی در نزدیکان شخص مرده پدید می آورد؛ چون هر مرگی روابط را از هم می گسلد و الگوی معمولی زندگی آدم ها را در هم می شکند و بنیادهای اخلاقی جامعه را به لرزه در می آورد. بسیاری از سوگواران گرایش دارند که خود را تسلیم نومیدی کنند، وظایف شان را نادیده گیرند و به شیوه ای رفتار کنند که برای خودشان و دیگران زیانبار است.

واکنش برخی دیگر به گونه ای بسیار متفاوت است. آنان نه تنها از مرگ نمی هراسند، بلکه به جای هراس بدان عشق می ورزند و آن را شیرین تر از عسل و هرچیز گوارای دیگری می بینند. بسیاری از اهل یقین از متدینان به خدا و جهان واپسین چنین واکنشی از خود نشان و بروز می دهند. از نظر قرآن مرگ دروازه انتقال از جهان ناپایدار به جهانی پایدار، از سعادتی شکننده به سعادت جاودانه است.

¤ ماهیت مرگ در نگرش قرآنی
مرگ در منطق قرآنی به معنای فنا و نابودی نیست بلکه دریچه ای به سوی جهان جاودانگی و بقاست. حقیقت مرگ چون حقیقت حیات و زندگی از اسرار هستی است به گونه ای که حقیقت آن تاکنون بر کسی روشن نشده است. بلکه آن چه ما از حقیقت آن می شناسیم تنها آثار آن است.

آن چه از قرآن بر می آید آن است که مرگ یک امر عدمی و به معنای فنا و نیستی نیست بلکه یک امر وجودی است. یک انتقال و عبور از جهان به جهان دیگر است، از این رو بسیاری از آیات قرآن از مرگ به توفی تعبیر کرده اند که به معنای بازگرفتن و دریافت روح از تن است.

خداوند در بیان این امر وجودی می فرماید: الذی خلق الموت و الحیوه (1) خداوندی که مرگ و زندگی را آفرید. در این جا خداوند، مرگ را همانند زندگی یک آفریده از آفریده های خویش بیان می دارد. چون اگر مرگ امری عدمی بود مخلوق و آفریده به شمار نمی آمد از مخلوقات هیچ گاه جز به «امور وجودی» تعلق نمی گیرد.

به هر حال مرگ از مخلوقات و امر وجودی و دریچه ای است به سوی زندگی دیگر، در سطحی بسیار وسیع تر و آمیخته با ابدیت؛ خداوند می فرماید: ولئن متم او قتلتم لالی الله تحشرون(2) اگر بمیرید و یا کشته (شهید) شوید به سوی خدا باز می گردید.

در حقیقت مرگ پایان راه نیست بلکه آغاز راهی است که بدان به جهان های دیگر منتقل می شوید؛ و این جهان با همه عظمتش تنها مقدمه ای برای جهان های گسترده تر و فراخ تر، جاودانی و ابدی است. و به سخنی دیگر مرگ نه تنها موجب نمی شود تا زندگی، پوچ و بیهوده جلوه کند بلکه به زندگی این جهانی معنا و مفهوم می بخشد و از کارکردهای مرگ می توان معنا بخشی به زندگی دنیایی دانست؛ چون مرگ است که آفرینش هستی را از بیهودگی خارج می سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم می بخشد.


¤ علل ترس از مرگ

بی گمان واکنش طبیعی انسان در برابر ناشناخته ای چون مرگ، ترس و هراس است. ریشه ترس را می توان در این جست که مرگ را پایان، فنا و نیستی تصور می کنند و انسان به طور طبیعی و ذاتی گرایش به بقا و جاودانگی دارد و از نیستی و نابودی می گریزد. در قرآن آمده است که ابلیس با بهره گیری از همین عامل، آدم را وسوسه کرد تا نافرمانی خداوند کرده و از میوه درخت ممنوعه بخورد؛ ابلیس به آدم می گوید: «قال یاآدم هل ادلک علی شجره الخلد و ملک لایبلی(3) گفت ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانگی و حکومت و ملک نافرسودنی راهنمایی نکنم؟»

بنابراین وحشت و هراس انسان از فنا و نیستی، امری طبیعی و واکنشی عادی است. لذا از «مرگ» به جهت آن که در باورش پایان کار و عامل نیستی و نابودی اوست، می هراسد از آن می گریزد. بسیاری از مردم مرگ را به معنای فنا و نیستی تفسیر می کنند، و بدیهی است که انسان از فنا و نیستی وحشت و هراس دارد. اگر انسان مرگ را به این معنا تفسیر کند، به طور یقین از آن گریزان خواهد بود و همین امر عاملی برای اضطراب و عدم آرامش او در طول زندگی خواهد بود و حتی در بهترین حالات زندگی و در اوج پیروزی و سعادت دنیوی و خوشبختی، اندیشه و تصور این مطلب که روزی این زندگی به پایان خواهد رسید، شهد زندگی را در کام او زهر می کند و همواره در نگرانی و اضطراب به سرمی برد.

البته چنین نیست که همه کسانی که به مرگ به عنوان پل و دروازه و عامل انتقال به هستی و سرای دیگر می نگرند، در آرامش بوده و از مرگ استقبال نمایند، چون افرادی که آن را مقدمه ای برای ورود به جهان وسیع تر، عالی تر و حیاتی جاودان می نگرند به خاطر اعمال و خلاف کاری های خویش از مرگ وحشت دارند، زیرا براین باورند که پس از مرگ وارد جهانی می شوند که وضعیت زندگی ایشان در آن چیزی جز تجسم اعمال دنیایی ایشان نخواهد بود، اعمالی که آنان را از سعادت ابدی دور می کند. بنابراین برای فرار از محاسبه و کیفر الهی گرایش به گریز از مرگ دارند.

اعتقاد به عالم پس از مرگ و بقای آثار اعمال و جاودانگی کارها تأثیر مهمی در رفتار و کنش و واکنش انسانی برجای می گذارد، و به عنوان یک عامل مؤثر در ترغیب و تشویق انسان به نیکی ها و مبارزه با زشتی ها به شمار می آید.

اثراتی که ایمان به زندگی پس از مرگ می تواند در اصلاح افراد فاسد و تشویق افراد فداکار و مجاهد بگذارد به مراتب از هر عامل دیگری بیشتر است، چنان چه عدم ایمان به آن و یا فراموشی مرگ و جهان دیگر، سرچشمه بسیاری از گناهان و رفتارهای زشت و ناپسند است. خداوند می فرماید: فذوقوا بما نسیتم لقاء یومکم هذا(4) آتش دوزخ را بچشید به خاطر آن که دیدار امروز را فراموش کردید.

اما اگر انسان بپذیرد که مرگ عامل انتقال به جهان دیگر است و یا آن را فراموش نکند بلکه همواره مرگ را حاضر داشته باشد و «حضور» مرگ، حضوری شهودی باشد؛ آنگاه حماسه های جاویدانی را رقم خواهد زد. حماسه هایی که یک انسان باورمند پدید می آورد، حماسه های جاویدانی چون حماسه حسینی است. سربازی که منطقش این است که: قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنیین(5) بگو شما دشمنان درباره ما چه می اندیشید؟ جز رسیدن به یکی از دو خیر، سعادت و افتخار، یا پیروزی بر شما یا رسیدن به لقاءالله و افتخار شهادت، قطعاً چنین سربازی شکست ناپذیر در عرصه زندگی، جهاد، تلاش و سایر عرصه ها است.

مرگ در عقیده باورمندان و شاهدان نه تنها زیبا است، بلکه دریچه ای به جهانی بزرگ، شکستن قفس و آزاد شدن روح انسان، گشودن بندها و قیدها و رسیدن به آزادی مطلق است، طبیعی است که باورمندان و شاهدان نه تنها از مرگ و شهادت در راه هدف ترس و وحشتی ندارند بلکه از مرگ به عنوان عامل جاودانگی، ابدیت و «علی شجره الخلد و ملک لایبلی»(6) استقبال می کنند و می گویند: والله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه(7) به خدا سوگند فرزند ابی طالب علاقه اش به مرگ بیشتر از کودک شیرخوار به پستان مادرش است. و ضربه ای را که باعث انتقال و لقاءالله می شود، ضربه رستگاری می بیند: فزت و رب الکعبه؛ به خدای کعبه رستگار شدم.

چون «مرگ برای مؤمن همانند کندن جامه چرکین و پر از حشرات و جانوران موذی، گشودن بند و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به جامه های فاخر، لباس های خوشبو و مرکب های راهوار و خانه های مناسب است ]امام سجاد(ع)[ و یا همانند خوابی است که هر شب به سراغ آدمی می آید جز آن که زمان طولانی تری در خواب مرگ است. »(8)

امام حسین(ع) می فرماید: صبراً بنی الکرام فما الموت الا قنطره تعبر بکم من البؤس و الضراء الی الجنان الواسعه والنعیم الدائمه فأیکم یکره أن ینتقل من سجن الی قصر و ما هو لأعدائکم الا کمن ینتقل من قصر الی سجن و عذاب؛ ان ابی حدثنی عن رسول الله(ص) ان الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر و الموت جسر هؤلاء الی جنانهم و جسر هؤلاء الی جحیمهم(9)؛ شکیبایی کنید ای فرزندان مردان بزرگوار! مرگ تنها پلی است که شما را از ناراحتی ها و رنج ها به باغ های وسیع بهشت و نعمت های جاودان منتقل می کند، کدام یک از شما از انتقال یافتن از زندان به کاخ ناراحت هستید؟ و اما نسبت به دشمنان شما همانند این است که شخصی را از کاخی به زندان و عذاب منتقل کنند. پدرم از رسول خدا(ص) نقل فرمود که دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؛ مرگ پل آنها به باغ های بهشت و پل این ها به دوزخ و جهنم است.

و در حدیث است که در عاشورا، هر قدر حلقه محاصره دشمن تنگ تر و فشار بیشتر می شد، چهره های عاشورائیان حسینی بر افروخته تر و شکوفاتر می شد و حتی پیرمردان اصحاب و یارانش صبح عاشورا خندان بودند و وقتی از آنها پرسش می شد چرا؟ می گفتند: برای این که ساعاتی دیگر شهادت و حورالعین را در آغوش می گیریم. (10)

پی نوشت ها:
1-ملک، آیه. 2
2-آل عمران، آیه 158
3- طه، آیه. 120
4- سجده، آیه. 14
5- توبه، آیه. 52
6- طه، آیه. 120
7- نهج البلاغه/خطبه. 5
8- بحارالانوار، ج6، ص. 655
9- معانی الاخبار، ص. 289
10- مقتل الحسین، مقرم، ص. 263

ارتباط  با  ارواح   02

تلاش براي ارتباط با عالم ماوراي ماده و احضار ارواح گذشتگان را حتي مي‏توان در مراسم مذهبي قبائل بدوي نيز مشاهده كرد. چنين باوري از سوي انسان ديروز و امروز، همواره دست‏آويز كساني شده است كه با باز كردن دكان عوام‏فريبي و استخدام ابزارآلات مخصوص با لطايف‏الحيل، مدعي ارتباط با عالم ارواح شده، مطامع خود را در اين مسير دنبال كرده‏اند.
بي‏شك، ارتباط با عالم ارواح، امري ممكن است و سيره ائمه معصوم عليهم‏السلام و تجربه تاريخي بشر، اين امر را ممكن مي‏سازد و اين نوشتار در پي اثبات اين نظريه، در راستاي پاسخ‏گويي به پرسش يك دانشجوي جست‏وجوگر است؛ اما اين كه ارتباط با عالم ارواح و احضار روح، چه گرهي از زندگي فردي و اجتماعي انسان مي‏گشايد، حديث ديگري است.
در آموزه‏هاي ديني، احضاركننده روح، داراي جايگاه ويژه‏اي نيست تا چه رسد به اين كه براي چنين ويژگي او، ثواب و پاداشي در نظر گرفته شود. اگر چنين ويژگي براي زندگي فردي و اجتماعي و حتي اُخروي افراد دستاوردي داشت، به يقين ائمه معصوم عليهم‏السلام، شيعيان و يا حتي اصحاب خاص خود را به چنين رويكردي ترغيب مي‏كردند و حال اين كه آن برگزيدگان الهي، شيعيان خود را به انجام تكاليف و پرهيز از گناه، ترغيب و آنان را از رفتار بيهوده‏اي كه فرصت عبادت خداوندي و تلاش در آباداني دين و دنيا را از آنان مي‏گيرد، بر حذر داشته‏اند.

گذر زمان در كائنات

گذر زمان در كائنات

انفجاربزرگ

دانشمندان بر اين باورند كه كائنات در 15 بيليون سال پيش در پي پديده اي عظيم، به نام بيگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامي فضا، زمان، انرﮋي و موادي كه امروزه جهان ما را تشكيل مي دهند در پس اين انفجار بزرگ ايجاد شده اند. دنياي پيش از بيگ بنگ يك دنياي بينهايت كوچك، فشرده و داغ بوده است. در نخستين كسرهاي ثانيه اول فقط انرﮋي وجود داشت.
هنگامي كه دنيا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نيروي اوليه (گرانش، الكترو مغناطيس، نيروي ضعيف و نيروي قوي پيوندهاي هسته اي) ظاهر شدند. كوارك ها و سپس ذرات اتمي و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پيوستند.
ماده و ضد ماده در مجاورت يكديگر همديگر را خنثي كرده(با برتري جزئي ماده نسبت به ضد ماده) و توليد انرﮋي و ماده اوليه يعني هيدروﮋن و هليوم نمودند. پس مانده ضعيف گرماي ناشي از بيگ بيگ همچنان در سراسر آسمان ديده مي شود.

كهكشانها

در ابتدا توزيع انرﮋي و ذرات در كل جهان يكسان نبود. اين ناهمگوني ها اين امكان را به انواع نيروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوري و متمركز كنند. اين توده سازي و متمركزسازي آغاز شد تا ساختارهاي پيچيده تر به وجود آيند.
تمركز ذرات منجر به پديدار شدن غبارها در آسمان گرديد و سپس غبارهاي فشرده و متمركز تبديل به ستاره ها و مجموعه هاي ستارگان شدند. مجموعه هايي كه به آنها كهكشان مي گوييم. از حركت و گردش كهكشانها پيداست كه ستارگان و گازهاي پراكنده و غبارها يي كه در يك كهكشان قابل مشاهده هستند تنها يك دهم جرم كل يك كهكشان را تشكيل مي دهند و بيشتر جرم يك كهكشان مربوط به بخش غير قابل مشاهده ايست كه اصطلاحا جرم پنهان خوانده مي شود. اين بخش نامرئي راز سرنوشت كائنات را در بر گرفته است. آيا كائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد يا اينكه در اثر نيروهاي گرانشي كه مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفي مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود.
از ديدگاه توسعه و بسط حيات، آنچه اهميت دارد اين است كه هر كهكشان يك كارخانه ستاره سازيست كه ستاره ها ي خود را از غبارها و ابرهاي عظيم توليد مي كند. هر ستاره يك كارخانه شيمياييست كه در آن عناصر سبك به عناصرسنگين تر و پيچيده تر تبديل مي شوند و حيات نيز مجموعه ايست از همين عناصرو مولكول هاي پيچيده. نوع كهكشانها با محاسبه چگونگي توزيع ستارگان و درخشش يا تاريكي آن مشخص مي شود.

ابرهاي عظيم مولكولي

بيشترين ساكنين كهكشانها ابرهاي عظيم مولكولي هستند كه مواد اوليه براي تشكيل ستاره ها و سيارات را در بردارند. ابري با ضخامت 300 سال نوري (هر سال نوري برابراست با حدود 10 تريليون كيلومتر) جرم كافي براي ساخت ده هزار تا يك ميليون ستاره، هر يك به اندازه جرم خورشيد ما را دارد. 10 درصد از اين ابر چگالي كافي براي تشكيل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر اين ابرها بين 10 تا 100 ميليون سال است و بعد از آن از هم مي پاشند.

                              تشكيل عناصر در ستارگان

غبارها و تولد ستارگان

گرانش بر ذرات خاصي اثر مي گذارد تا مجموعه اي از ذرات را ايجاد نمايد كه آنها خود جذب كننده ذرات ديگرند. در شرايط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نيروهاي مخالف خود را پيدا مي كند و توده اي از غبار را توليد مي كند كه به اندازه كافي، براي آفرينش يك ستاره، فشرده است.
اما اين ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئي آشكار نيست. اين ستاره در ميان پوششي از غبار غليظ و مات احاطه شده است. زمانيكه ستاره غبار اطرافش را پراكنده مي كند، توسط دوربين هاي مادون قرمز به صورت نقطه اي سوزان در بين يك ابر غليظ مولكولي قابل رويت مي شود. در نهايت بادهاي ستاره اي پس مانده غبارها و ابرها ي مولكولي را كنار مي زنند و در اين زمان با تلسكوپ هاي اپتيكال نيزقابل رويت خواهد بود.

ستارگان بالغ و تركيبات هسته اي

ستارگان جوان در عرصه تلاش براي حفظ تعادل بين نيروي گرانش، كه سعي در فرو كشيدن ستاره دارد و فشارهاي ناشي از فعل و انفعالات هسته اي درون خود، كه سعي در از هم پاشيدن ستاره دارد قرار مي گيرند.
ستاره ها ي بالغ به آن تعادل دست پيدا كرده اند و تقريبا همه عمر خود را در تعادل سپري مي كنند.
اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتي طول عمر آن ارتباط مستقيم با جرم ستاره دارد. ستاره ها يي با جرم كمتراز خورشيد ما كوتوله ها ي قرمزي مي شوند كه تا چندين بيليون سال زنده اند. ستاره اي به اندازه خورشيد 10 بيليون سال زندگي مي كند و ستاره ها ي غول پيكر همه سوخت هسته اي خود را در ظرف چند ميليون سال با شدت تمام مي سوزانند.
ستاره ها همه عمر در هسته خود هيدروﮋن را سوزانده و به هليم تبديل مي كنند. در ادامه هليم نيز به قدري فشرده و داغ مي شود كه به عناصر سنگينتر تبديل مي گردد. اين چرخه تبديل ادامه دارد. چرخه اي كه هر لايه آن انرﮋي و گرماي بيشتر و بيشتري مي طلبد. اين انرﮋي از انفجارهاي ناشي از فعل و انفعالات لايه هاي زيرين تامين و منجر به تشكيل عناصر سنگين و سنگين تر مي شود. گرماي زيادي كه در ستاره ايجاد مي شود آن را متورم مي كند.

مرگ ستاره

در نهايت سوخت هسته اي همه ستارگان روزي تمام مي شود. آنها تعادل خود را از دست مي دهند طوريكه نيروي گرانش غالب مي شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نيزمي شود. ستاره هاي كم جرم به آرامي باقيمانده سوخت خود را سوزانده و مي ميرند. ستاره هايي به اندازه خورشيد، به سرعت به يك كوتوله سفيد به اندازه زمين تبديل مي شوند. لايه بيروني ستاره كه از اتمهايي تشكيل شده كه در فرايند تبادلات هسته اي به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شكل ذرات در عرصه بي انتهاي آسمان رها مي شوند. هسته يك ستاره غول پيكر تقريبا به شكل آني منفجر مي شود. هسته به سمت بيرون پخش ميشود و با ذراتي برخورد ميكند كه به سمت درون ستاره كشيده شده اند. اين برخورد با توليد انرﮋي انبوهي همراه است كه هم عناصر سنگين موجود در كائنات را پديدار مي نمايد و هم منجر به تكه تكه شدن ستاره مي شود. اين انفجار ابر نواختر، منشا اوليه همه عناصر سنگين يافت شده در اجرام، ستاره ها، سياره ها و فضاهاي ميان كهكشانهاست.
در اعماق سرد فضا، عناصري مانند كربن، اكسيﮊن و نيتروژن مي توانند با عنصر اوليه يعني هيدروژن تركيب شده و مولكولهاي پيچيده اي را بسازند مخصوصا در فضاهاي با چگالي و غلظت بالاتر كه امكان برخورد ذرات به يكديگر بيشتر است.
تعداد بسيار زيادي از انواع مولكولهاي پيشرفته، به خصوص مولكولهايي كه اتم كربن در تركيب آنها حضور دارد، در فضاي ميان ستارگان يافت شده است.

                                                       شكل گيري سيارات

صفحات سياره اي

مرحله شكل گيري يك سياره ممكن است كه به صورت يك صفحه درخشنده و يا تاريك در مقابل يك جرم آسماني درخشان به چشم آيد. برخي از اين صفحات در انبوه گاز و غبار مخفي و تنها در نور مادون قرمز نمايان مي شوند. صفحات سياره اي ديگر به صورت گرده هاي ذراتي شبيه به ستاره هاي دنباله دار ديده مي شوند كه در اثر وزش بادهاي ستاره اي شكل گرفته اند.
وسعت هر يك از اين مناطق سياره خيز بيش از 20 برابر منظومه شمسي ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سياره اي در يك جهت در حال چرخش به دور يك ستاره مي باشند.
محتويات صفحات سياره اي، شامل مولكول هاي پيچيده اي است كه برخي از آنها تنها در شرايط موجود دراين گونه صفحات به وجود مي آيند و برخي مولكولهايي هستند كه در فضاهاي ميان ستاره ها و كهكشانها نيز يافت شده اند.

تشكيل اجرام

ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه اين ذرات اجازه تشكيل اجرام كوچك را مي دهد. فلزات سنگين و سيليكاتها در معركه داغ محدوده نزديك به ستاره نيز دوام مي آورند اما ذرات سبك تر و مولكول هاي فرار از جمله آب و گاز هيدروﮋن در قسمتهايي از صفحه كه از ستاره دورتر است امكان ادامه حيات دارند.
توده ها ي ذرات سنگين پس از اينكه جرم كافي به دست آوردند شروع به سخت شدن مي نمايند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگي مي شوند. سرانجام اين توده ها و اجرام با يكپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضاي خود مسلط مي شوند.

شكل گيري سياراتي چون زمين و مشتري

اختلافات ماهرانه در توزيع ذرات بين قسمتهاي مختلف يك صفحه سياره اي تعين كننده مكان و بزرگي سيارات در آن صفحه است.
اجرام كوچك صخره اي و فلزي درمنظومه شمسي سياره اي همچون زمين را به شكل گدازان پديد آورده اند. در پي سرد شدن اين سيارات لايه هاي سخت آنها تشكيل مي شود. احتمال مي رود كه با گذشت زمان همه بخشهاي اين سيارات منجمد گردد. اين سيارات تحت بمباران هاي اجرام كوچك صخره اي قرار مي گيرند كه حامل عناصر و مولكولهايي از جمله مهمترين عنصر شناخته شده حيات يعني آب مي باشند.
اجرام سرد و يخي كه در فاصله بيشتري از خورشيد قرار داشتند سياره اي چون مشتري را به وجود آورده اند. اين سيارات ممكن است داراي هسته هاي فلزي و سخت باشند ولي سطح خارجي آنها به شكل مايع و پوشيده از لايه هاي گازاست. ساختار سياره اي چون مشتري بسيار شبيه ستاره ايست كه گرد آن در گردش است. اين سيارات نيز مدام تحت آماج برخوردهاي اجرام كوچك قرار مي گيرند.

كيمياي حيات

در ساختار كائنات و بالطبع سيارات، مولكولهاي پيچيده كربن و اسيدهاي آمينه، دوركن اصلي تشكيل حيات، وجود دارند. با انتشار دقيق و تركيب اين اجزا و ذرات اوليه، طبيعت قادر به ساخت DNA شالوده اساسي حيات و زندگي در كره زمين گرديده است. چگونگي و شرايط تركيب اين اجزا هنوز در حال بررسي است. اما اين حقيقت كه اين تركيب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ايجاد حيات در كره زمين شده است و با در نظر گرفتن زنجيره ذرات در كائنات، رخ دادن اين گونه تركيبات و در نتيجه وجود حيات در قسمتهاي ديگري از كائنات همواره امكان پذير مي باشد.

"Timelime of the Universe." NASA Origins Library Online Reference Center

منبع:

http://origins.jpl.nasa.gov/library/poster/poster.html

ماورا’

 عودها در شکلهای مختلفی عرضه می گردند: چوبهای خام, علفهای خرد شده, پودر یا به شکل مایع و روغن. اما آنچه امروزه ما از عود در ذهن داریم عودهای مخروطی و شاخه ای می باشد. عودهای مخروطی توسط ژاپنیها در اواخر سال 1800 میلادی عرضه شد.

عودهای ماسالا و شاخه های جاس بوسیله بودائیها حدود سال 200 بعد از میلاد از هندوستان به چین وارد شد.

از زمانهای بسیار دور عود در آیین های مذهبی بکار می رفته است. ساخت عودهای گیاهی هنری باستانی و چیزی جز هنری مقدس نبوده است.

عودها نه فقط برای از بین بردن بوهای بد و پراکندن بوی خوش بکار می رفت, بلکه برای دور کردن روحهای پلید نیز(درآیین بودا) بکار می رفته است.

عود بطور سنتی از صمغ و کندر و چوبهای معطر, پوست درختان, دانه ها, ریشه ها, علفها و گلها ساخته می شوند. کتیبه ای مصری متعلق به 1530 قبل از میلاد مسیح استفاده از عود را ذکر کرده است

برای بچه دار نشدن . . . به . . . بروید

مشکلات زندگی در سیاره سرخ/ شناسنامه مریخی صادر نمی‌شود

گروهی از دانشمندان ناسا در بررسیهای خود نشان دادند که در صورت مهاجرت به مریخ و زندگی در روی سیاره سرخ انسان از بچه دار شدن محروم می شود.

به گزاری خبرگزاری مهر، حدود سه ماه قبل خبری منتشر شد مبنی بر اینکه آژانس فضایی آمریکا در حال بررسی احتمال اعزام فضانوردان به مریخ در یک سفر بدون بازگشت در سال 2030 است.

این پروژه که "کشتی ستاره ای صد ساله" (Hundred Years Starship) نام دارد با بودجه 7 میلیارد دلاری و تا سال 2030 اجرا می شود و هدف از آن تبدیل کردن سیاره سرخ به مستعمره جدید زمین و مهاجرت انسانها به این سیاره است.

مرکز تحقیقات Ames در راستای همین پروژه نشان داد که بدون یک حفاظ بسیار پرقدرت برای فضاپیماها که بتواند در مقابل ذرات پروتونها مقاومت کند، بارداری در اعماق فضا غیرممکن خواهد شد.

به گفته این محققان، حل این مشکل با استفاده از فناوریهای رایج و با تجهیزات علمی فعلی بسیار دشوار است.

"تور استرام" بیو فیزیکدان پرتوهای فعال در این خصوص توضیح داد: "تواناییهای فعلی محافظها احتمالا مانع امکان بارداری بر روی مریخ خواهند شد. پوششهای محافظتی برای جلوگیری از پرتوهای خطرناک برای بارداری آنچنان پیشرفته نیستند که بتوانند از این خطر پیشگیری کنند."

براساس گزارش ایندیپندنت، همچنین، حساسیت بسیار بالای DNA نسبت به پرتوهای حاضر در فضا را هم باید در نظر گرفت.

آزمایشات انجام شده بر روی حیوانات نشان می دهند که تابش پرتوهای یونیزه کننده می تواند موجب مرگ سلولهای جنین حتی در سه ماهه دوم و سوم بارداری شود.

بی شک نتایج تحقیقات این دانشمندان ناسا برای کسانی که آرزو دارند فرزندی با شناسنامه مریخی داشته باشند خبر بدی است.

وضو از دیدگاه متافیزیک و علوم ماورا’

         وضو از دیدگاه متافیزیک و علوم ماورا’

 

اصولا” قبل از خواندن نماز وضو می گیریم .قبل از انجام هر کاری توصیه شده که باید با وضو انجام گیرد. در زمانی که بدن انسان به هر دلیل ناپاک می گردد توصیه به غسل و وضو شده است. ما که مسلمانیم فلسفه غسل و وضو و خیلی از اعمال دینی را نمی دانیم و فقط طوطی وار انجام می دهیم و باید گفت که دانش و آگاهی نور است , حرکت در شاهراه است که در نهایت ، انسان را به سر منزل مقصود می رساند. بعلاوه دانش و آگاهی از چیزی می تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزایش دهد و دید انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسیعتر گرداند. بنابراین اگر وضو, نماز و دیگر اعمال را با دانش و تدبیر انجام دهیم , به نور می رسیم .
باید ذکر کرد که علاوه بر موارد واجب , در احادیث آمده که به هنگام تب , سردرد , عصبیت , دل پیچه و غیرو وضو بگیرید . دلیل آن چه می تواند باشد؟
چرا در وضو مردان باید از پشت آرنج آب بریزند ولی خانمها باید از قسمت تای دست (جلو) اینکار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشک نکنیم؟ فلسفه سجده چیست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را کمی جلوتر از حالت عادی قرار دهیم بهتر است ؟ فلسفه ذکر چیست و هزاران سوال دیگر که یک مسلمان موظف به دانستن آن است . سعی شده که در این مختصر , با استفاده از کتب اساتید فن و سایتهای مختلف به سوالات فوق تا حدودی پاسخ داده شود.

اما قبل از آن بهتر است که به یک مورد علمی اشاره کنم. باید گفت که توسط دوربینهای مخصوص هاله بینی می توان به شکل هاله در هنگام اعمال فوق پی برد . بنابراین لازم می دانم در ابتدا در باب این ابزار توضیحی ارایه کنم. در واقع برای دیدن هاله باید چشم انسان شرطی شود و این امر بهتر است که بوسیله عینکهای مخصوص با لنزهای رنگی صورت گیرد. البته بدون ابزارهای فوق هم می توان به این مهم دست یافت ولی زمان می برد. از راه عکسبرداری kirlian (عکسبرداری پیشرفته ای که دانشمند روسی سیمون د. Semjon D. و همسرش والنتیناک . کرلیان Valentina K. Kirlian تهیه وثبت کرده اند ) این تشعشعات را می توان مشاهده کرد که در زیر نمونه های از آن در انسان , قارچ , گیاه و غیرو آورده شده است .
در اینجا به مشاهده اتفاقاتی که در چاکراها و هاله فرد در هنگام عمل وضو روی می دهد , پرداخته می شود. بررسی وقایعی که برای
و چاکراها در هنگام نماز روی می دهد خود جای تحقیق فراوان دارد.

 

clip_image001.jpg

 

شکل۱- هاله های اطراف انگشتان دست توسط عکسبرداری کرلیان

 

 clip_image002.jpg

 

شکل۲- هاله های اطراف یک نوع قارچ که سمت راست بطور مصنوعی وسمت
چپ بطور طبیعی رشد کرده

 

clip_image003.jpg

شکل۳- هاله های اطراف یک برگ

امواج هاله از مادون قرمز و ماورای بنفش تشکیل شده است . در طرحهای علمی عینکها و لنزهای مخصوص , از چشم انسان در برابر این امواج محافظت بعمل می آید. البته نتایج مشابهی ممکن است بدون استفاده از عینک حاصل شود و آن حساس شدن چشم با خیره شدن به یک صفحه زرد رنگ است که اعصاب شبکیه را نسبت به رنگ قرمز و سبز خسته می کند و همان موقع حساسیت بیشتری نسبت به رنگ آبی حاصل می گردد. در زیر نمونه ای از عینک مشاهده چاکراها هم آورده شده . رنگ دسته هر عینک , نوع چاکرایی را که با آن عینک می توان مشاهدا کرد نشان می دهد. مثلا” رنگ قرمز دسته , عینک مربوط به مولادهاراچاکرا (چاکرای اول است ) و رنگ سبز مربوط به آناهاتا چاکرا (چاکرای قلب ) می باشد که از سایت (www-assets_eyeglasses_com) گرفته شده است .

 

clip_image004.jpg


اکنون باید گفت که وضعیت انرژیکی انسان قبل و بعد از عمل وضو را می توان مقایسه نمود. مشاهده شده که عمل وضو بیشتر چاکراها و نادی ها (کانالهای انرژی) را فعال و بزرگ می کند. در اینجا لازم می دانم که مطالبی را از کتاب انرژی درمانی (چو-آ-کوک سویی ) که مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشند بدلیل جالب و علمی بودن عینا” ذکر کنم :
” مشاهده شد که انجام عمل وضو بطور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند . اما نکته جالب آن است که در این عمل , میزان افزایش در چاکراهای پایینی بسیار بیشتر از چاکراهای بالایی است . یعنی اگر چاکراهای بالایی تا ۵/۱ برابر بزرگتر شده اند , چاکراهای پایینی ( قاعده ای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند .
و ایشان می نویسند که : ” در ادامه رعایت چنین آدابی است که تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسی انرژیکی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودن کانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاکراهای وی , باعث می شود تا انرژی الهی به میزان بیشتری جذب و درک شود و بطور کلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشتر فراهم شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یا دعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه که از آن قرائت یا دعا قرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. “.


هنگامی که نیت بر عمل وضو صورت می گیرد (ولو در ذهن ) “ریسمان روحی” –(که توسط روشن بینان دربالای سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولی به نازکی تار عنکبوت است ولی در افراد پیشرفته روحی تا یک سانتیمتر می تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر می شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاکرا (چاکرای هفتم ) است و این چاکرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاکراهاست. در ادامه باید گفت که هرچه چاکرای ساهاس رارا بیشتر باز باشد میزان گره ها و قفلهای شش چاکرای باقی مانده باز شده و انرژی هایشان با بالاترین فرکانسهای ممکن ساطع می گردد. به محض اینکه چاکرای تاج کاملا” آگاه شود , کار جذب انرژی کیهانی اش به پایان می رسد و شروع می کند به تشعشعات انرژی بر طبق آکورد خودش.واین است آن رمزی که می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفکر به نیکیها و داشتن نیت پاک هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد. که با قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژی الهی).


حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن که قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی را در خود دارد ؛ انرژی های اضافی ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در آن هستند را رفع میکند. ما حداقل در روز سه بار وضو می گیریم و با اینکار سه بار پاکسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفی در پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن، از سایر جاها بیشتر است.
با دست کشیدن روی فکها بر چاکرای فرعی فک تاثیر می کنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب و حافظه دارد. از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی را در خود ذخیره سازد .حال چرا از آب سرد بجای آب گرم استفاده کنیم؟ علت آن این است که آب سرد قابلیت جذب انرژی بیشتری نسبت به آب گرم دارد (آبگرم بدلیل فاصله زیاد بین ملکولی, خود حاوی مقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد).


در مرحله بعد با هر دست روی دست دیگر آب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت که اصلی ترین کانال انرژی بدن , در اصطلاح “سوشومنا” می باشد که این کانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو کانال فرعی تقسیم می گردد که در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این کانال اصلی, در ناحیه خارجی به دو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این کانال اصلی , کانالهای فرعی دیگری موجود است که هر کدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جای سوشومنا مخروط مانندهای کوچک و بزرگی وجود دارد که دایما” در حال چرخش هستند(چاکراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می کشیم تا انتهای انگشتان, با این کار انرژی های منفی از این کانال فرعی زدوده می شود .حرکت روبه جلو باعث تحریک این نادی و تخلیه شدید انرژی راکد و منفی در آن می گردد . لمس کردن تا کف دست و نوک انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند که انرژی های منفی را مشایعت می کنیم تا کاملا” خارج گردد. با این عمل هم چاکراهای کف دست بدلیل لمس سریع فعال می شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد . در توضیح تبادل دو دست باید گفت که در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود :


۱-یانگ : بمعنی “روشنایی خورشید”(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت , درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایر ارقام یانگ نیز طاق هستند.


۲-این : بمعنی “فقدان روشنایی ” و به معنی سایه , تاریکی است (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه , عدم فعالیت , کدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.
۳-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریکی , گرما و سرما , خشکی و رطوبت می باشد. این قانون جوهر و چکیده عالم است.


در واقع با اتصال دست چپ وراست به یکدیگر بین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد .
مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسرارا چاکرا تحریک می گردد . قبلا” در مورد تحریک آن و تاثیرات آن در سطور پیشین توضیح داده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمکره های چپ و راست بدن کند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمکره راست) و نیز در تفکر و منطق متعادل گردد.


مرحله بعدی مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اینکه نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی تبادل انرژی می کند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد.


تاثیر دوم آن تحریک چاکراهای کف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . به این طریق , یعنی با تداوم وضو در کارها , چاکراهای پاها همواره تقویت شده و لذا همواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادهاراچاکرا و شوادهیستاناچاکرا (چاکرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد کمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحکام و قوت درونی می گردد. فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی کرده, همواره شاکر و سپاسگزار خداوند خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چرا که این چاکرا اساس نیروی حیات تمام چاکراهای بالاتر را شکل می دهد و سرچشمه نیروی حیات است. در این چاکرا منبع لایزال انرژی کندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا و پینگالا که سه کانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاکرا شروع می شوند.


در زیر جدولی ارایه شده است (از کتاب انرژی درمانی چو-آکوک سویی-ترجمه و تالیف جمشید هاشمی ) که تاثیر وضو بر چاکرا را نشان می دهد.

نوع چاکرا و هاله قبل از وضو(سانتیمتر) بعد ازنیت کردن(سانتیمتر) بعد از وضو(سانتیمتر) نیم ساعت بعد(سانتیمتر)
هاله سر ۳۰ ۱۱۰ ۶۵ ۷۰
هاله شانه ۲۵ ۱۱۰ خیلی بزرگ ۷۰
هاله شکم ۲۵ ۱۱۰ خیلی بزرگ ۷۰
هاله پاها ۲۰ ۱۵۰ خیلی بزرگ ۷۰
مولادهارا ( چاکرا۱) ۲۵ ۹۰ خیلی بزرگ ۵۰
سوادهیستانا ( چاکرا۲) ۴۰ ۹۰ خیلی بزرگ ۱۰۰
چاکرای منگ مین ۲۰ ۲۰ ۳۵ ۱۵
چاکرای ناف ۱۵ ۲۰ ۴۰ ۳۰
طحال جلویی ۳۵ ۲۵ ۲۵ ۱۵
طحال پشت ۴۰ ۵ ۶۰ ۱۵
شبکه خورشیدی جلویی(چاکرا۳) ۵۵ ۴۰ ۸۰ ۲۰
شبکه خورشیدی پشتی
(چاکرا ۳)
۵۵ ۴۰ ۸۰ ۲۰
قلب جلویی (چاکرا ۴) ۵۰ ۵۰ ۸۰ ۱۰۰
قلب پشتی (چاکرا ۴) ۵۰ ۵۰ ۸۰ ۱۰۰
گلو (چاکرا ۵) ۵۰ ۵۰ ۱۱۰ ۷۰
آجنا (چاکرا ۶) ۵۰ ۵۰ ۸۰ ۱۰۰
پیشانی ۲۰ ۵۰ ۱۵ ۱۰
تاج (چاکرا ۷) ۵۰ ۱۱۰ ۱۴۰ ۱۰۰
کبد ۳۵ ۲۰ ۲۵ ۱۵
دست و پا ۴۰ ۱۱۰ خیلی بزرگ ۷۰

در ضمن ذکر چند نکته لازم است و آن اینکه اثرات فوق زمانی قابل توجه است که ما در وضو تداوم داشته باشیم (در این مورد علمای دین ما سفارش های زیادی در مورد دائم الوضو بودن دارند. ) که به مرور اثرات آنرا آشکارا لمس خواهیم کرد.
در ضمن الان نرم افزارها و دستگاههایی هستند که فرد از طریق آن می تواند شکل هاله ها و چاکراهای خود را مشاهده کند و اثرات وضو را امتحان کند و نتایج جدول فوق را به عینه ببیند.

شریعت و طریقت و حقیقت

- آیا شریعت و طریقت و حقیقت با یکدیگر متفاوتند ؟ 

شریعت و طریقت و حقیقت ، شبیه به پوست و مغز ،و مغز مغز بادام هستند . که پوست بادام مانند شریعت و مغز بادام مانند طریقت و مغز مغز بادام نیز مانند حقیقت است .پس ، مشخص می شود که حقیقت ،‌باطن باطن است و بادام جامع هر سه است . این تشبیه در نماز نیز چنین است که ؛ نماز خدمت و وظیفه است و موجب تقرب به خدا و وسیله وصول به بارگاه ربوبی است . خدمت و وظیفه شریعت و تقرب مرتبه طریقت و وصول به بارگاه ربوبی حقیقت است و نماز اسمی است که جامع همه آن ها است .

جلال الدین ،شریعت را به شمع و طریقت را به راه رفتن درروشنائی آن و حقیقت را به وصول به مقصود تشبیه می کند .

-شریعت و طریقت از دیدگاه قران :

١- در قران مجید ،آیاتی که غایت و هدف ایمان ،‌و امتناع از شرک و اعمال صالحه را "‌لقاء‌ الله "‌ معرفی کرده است .نمونه ای از این آیات عبارت است از :

- الکهف ١١٠/١١۴-١١/کسی که دیدار پروردگارش را تمنامی کند ،‌عمل صالح بجای بیاورد و در عبادت پروردگارش هیچ کس را شریک قرار ندهد .

٢- آیاتی در قران مجید که تقوا را هدف و غایت انجام تکالیف معرفی می کند . نمونه ای از این آیات عبارت است از :

- البقره ١٨٣/١١۴-١١/تکلیف روزه بر شا نوشته شده است ؛چنانکه به مردم پیش از شما نوشته شده بود ،شاید شما تقوا بورزید .

٣- آیات فراوانی در قران است که صعود از مرتبه پست حیوانی را به مقام عالی انسانی و تکامل بوسیله انجام وظایف دینی را ؛خروج از ظلمات به نور معرفی می کند . نمونه ای از این آیات عبارت است از :‌

- البقره ٢۵٧/١١۵-١١/خداوند ولی کسانی است که ایمان آورده اند ،آنان را از ظلمات بیرون ساخته و به نور وارد می کند.

- آنچه که مهم است :‌

آنچه که مهم است ،تفسیر حقیقت است که گروهی از جمله جلال الدین می گوید :‌

با وصول به آن حقیقت است که انسان از شریعت و طریقت بی نیاز می گردد. ما برای بر رسی این مسئله مجبوریم حقیقتی که انسان را از شریعت و طریقت بی نیاز می کند توضیح دهیم .

- حقیقتی که انسان را از شریعت و طریقت بی نیاز می کند ؛ چیست ؟‌

١- حقیقتی که انسان را از شریعت و طریقت بی نیاز می کند ،‌وصول به خدا است . این تفسیر خود با معانی مختلفی توجیه شده است . از آن جمله :

الف - منظور از وصول به خدا ،‌وصول به ذات خدا است .

ب - منظور از وصول به خدا ؛غرق شدن در صفات خداوندی است .

٢- حقیقتی که انسان را از شریعت و طریقت بی نیاز می کند ،‌حضور در حوزه ربوبی است .

٣- حقیقتی که انسان را از شریعت و طریقت بی نیاز می کند ‌، دریافت فنای مطلق هستی در ذات ربوبی است و احساس این که خداوند وجود اجمالی همه موجودات و موجودات صورت تفضیلی او هستند . این نظریه در باره حقیقت ، از رباعی زیر می آید :

چون حق به تفاصیل و شئون گشت عیان

مشهود شد این عالم پر سود و          زیان

گر باز روند ،  عالم و                       عالمیان

در رتبه   اجمال ،  حق آید     به          میان

۴-انکشاف اتصال وجود عارف و همه موجودات به ذات خداوندی ،‌باصفات جلال و جمال او .

۵- تحول ذاتی در انسان بدون اینکه حقیقت پس از تحول قابل درک بوده باشد . رباعی زیر این مضمون را در بر دارد :‌

چندان برو این ره که دوئی    بر خیزد

ور   هست  دوئی به زهروی بر خیزد

تو او نشوی ولی اگر جهد          کنی

چندان   بروی   کز  تو    توئی بر خیزد

۶- حقیقت عبارتست از حصول یقین مطلق به واقعیات ،‌آن چنانکه هستند .

ادامه مطالب در تفسیر مثنوی معنوی ٢٢٢

/ ×  = جايگاه هيپنوتيزم

جايگاه هيپنوتيزم

 

سوال : جايگاه هيپنوتيزم در معارف اسلامي کجاست ، و جنبه هاي مثبت و منفي آن چه چيزهايي مي تواند باشد ؟
جواب : هيپنوتيزم يا تاثير روحي بر ديگران ، استعدادي است که در اکثر انسان ها هست ، اگر انسان آن استعداد را مديريت کند طوري رشد مي کند که شما حاصل آن را در عمل آنهايي که بقيه را هيپنوتيزم مي کنند مي يابيد . هيپنوتيزم ؛ تمرکز روح است بر شخصي که مي خواهيم او را تحت تاثير اراده خود قرار دهيم . با تمرکز روح بر اراده ي خود ، آنچه را مي خواهيم به طرف مقابل القاء ميکنيم . با توجه به مجرد بودن نفس چنين امکاني در هر کس هست ، آنچه نبايد مورد غفلت قرار گيرد حوزه تاثير عمل هيپنوتيزم است که عبارت است از « خيال » . نکته ي ديگر نقش تمرکز است ، نفس انسان با تمرکز ، و يگانه کردن اراده ، قدرت نفوذ پيدا مي کند . همان طور که خداوندکه عين يگانگي و احديت است داراي نفوذ مطلق است ، نفس انسان نيز در تمرکز نفس ، به نحوه اي از وحدت دست مي يابد و به همان اندازه قدرت و نفوذ پيدا مي کند . شايد فيلم مستند « سفر به ماوراء » را ديده باشيد . طرف با تمرکز زياد بدون دست زدن به قطب نما آن را حرکت مي دهد ، چون نفس انسان با تمرکز ، قدرت تاثير پيدا مي کند ، همان طور که خداوند با نظر به مخلوقاتش آنها را تحت تاثير خود دارد . خداوند با توجه به و بدون هيچ گونه دست و تماسي کهکشان ها را به حرمت مي آورد و آنها را در کنترل خود دارد ، همين طور که به خورشيد نظر دارد ، خورشيد را در کنترل اراده خود دارد . فرقش اين است که اولاً : خداوند عين اراده و توجه است . ثانياً : آنچنان است که کاري او را از کاري باز نمي دارد ، چون در مقام جامعيت است و صفاتش عين ذاتش مي باشد .

 

آنچه بايد بدانيد اين که اولاً : تمرکز قدرت مي آورد . ثانياً : موجود مجرد هر جايي که اراده کند باشد ، در آنجا حضور دارد و مي تواند اراده خود را در آنجا اعمال کند . همان طور که در ورزش بدن سازي ، انسان از طريق تمرکز روي ماهيچه هاي خود و حرکت دادن ممتد آنها ، صورت خاصي را که در ذهن دارد به ماهيچه ها تحميل مي کند و در نتيجه پس از مدتي آن صورتي را که انسان مايل بود به ماهيچه هايش بدهد ، در ماهيچه ها ظاهر مي شود . طرف با تمرکز ، از دور ، بدون استفاده از دست ، قاشق چايخوري را کج مي کند ، البته براي اين تمرکز مدت ها بايد وقت بگذارد . در فيلم « سفر به ماوراء » آن خانم روسي نه تنها عقربه ي قطب نما ، بلکه جعبه آن را حرکت مي دهد و خودش مي گويد ؛ در همان مجلس ـ در اثر تمرکز شديد ـ دو کيلو از وزنش کم مي شود ، در تمرکز و با ايجاد وحدت در اراده ، تاثير بر اشياء و افراد بيشتر مي شود ، اين اندازه بايد انرژي صرف کرد . هنر تمرکز را عده اي با نظم خاص و جهت امر خاصي شکل دادند و هيپنوتيزم را پديد آوردند . هيپنوتيزم يک نوع تمرکز روح است بر روح طرف مقابل و نسبت به تمرکزهايي که موجب تصرف در امور مادي مي شود آسان تر است . طرف با دستوراتي که مي گيرد ذهنش را روي موضوعي خاص متمرکز مي کند و چون تمرکز ، قدرت مي آورد مي تواند اراده ي خود را بر اراده ي طرف مقابلش تحميل کند ـ به شرطي که هيپنوتيزم شونده مقاومت نکند ـ تمرکز علاوه بر عمل هيپنوتيزم در ساير امور تا آنجا قدرت مي آورد که انسان مي تواند چهار قالب يخ را با يک ضربه بشکند . درست است که با قدرت کامل ، دستش را روي يخ ها مي کوبد ، ولي آنچه نقش اصلي را دارد تمرکز ذهن اوست روي يخ ها . حرکت دست تمرکز او را کامل مي کند .
تمرکزي که در هيپنوتيزم نياز است ، آسان تر است از تمرکزي که در « ذن » لازم است . هيپنوتيزم کننده با تمرکز ، روح طرف مقابل را تحت تاثير خود قرار ميدهد . مثلاً به او مي گويد : تو الان خوابي ، و او به خواب مي رود . سپس به او مي گويد : تو الان به خانه مادرت مي روي ، روح طرف مي رود خانه مادرش . به او مي گويد : تو مي تواني بدن خود را به صورت افقي بين اين دو صندلي نگهداري ، بعد که شما بدن او را بين دو صندلي قرار مي دهيد، مثل يک چوب آن را نگه مي دارد . از آن آقايي که هيپنوتيزم مي کرد پرسيدم چقدر وقت براي اين کار صرف کرده ايد ؟ گفت چهار سال ، حالا ممکن است کمتر هم بشود وقت گذاشت .

موقتي بودن تاثير هيپنوتيزم :

توجه داشته باشيد جايگاه تاثير هيپنوتيزم خيال طرف مقابل است و تاثير آن هم به اندازه ي پايداري خيال است . در جلسه اي که بنده نيز حاضر بودم به طرف گفت شما بعد که بيدار مي شويد يک ربع نمي توانيد صحبت کنيد ، او هم وقتي بيدار شد واقعاً هر چه تلاش کرد صحبت کند نتوانست ، چون قوه ي خيال او تحت اراده خودش نبود ، به نفس او القاء شده بود که نمي تواند يک ربع صحبت کند ، با اينکه از حالت هيپنوتيزم درآمده بود ، در مرتبه اي از نفس خود و با اراده ي خود مي خواست صحبت کند ، ولي مرتبه ديگر نفس او که تحت تاثير خيالش بود قادر به صحبت کردن نبود . در يک مورد ديگر به طرف که سيگاري بود گقت شما سيگار دوست نداريد ، شما سيگار دوست نداريد . وقتي بيدار شد اگر به او سيگار مي دادند حالش به هم مي خورد . ولي فراموش نکنيد که اين حالت موقت است ، چون جنس خيال چيزي است که پايدار و هميشگي نيست و لذا آن شخص بعد از مدت کمي مثل قبل کاملاً معتاد به سيگار است . با توجه به موقت بودن خيال ، تاثير هيپنوتيزم نيز موقت است و در همان حد مي تواند موثر باشد . اخيراً شنيده ايد يک عمل سزارين را با هيپنوتيزم انجام دادند ، به اين صورت که آن خانم را شخص هيپنوتيزم کننده در تمرکز خود قرار ميدهد و به او القاء مي کند که در حين زايمان درد نخواهي داشت و در نتيجه عمل زايمان بدون درد را انجام مي دهند . در فيلم سفر به ماوراء ملاحظه فرموديد که طرف را هيپنوتيزم کردند و دندانش را بدون درد و با کمترين خونريزي کشيدند . آري در همين اندازه مي توان طرف را تحت اراده خود قرار داد و خيال خود را به او منتقل کرد .
... ادامه دارد.منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم »

 


وزن ایده ال   01

راز رسیدن به وزن ایده آل چیست ؟

 

مطلب زیر یکی از مطالب جالب سایت persianvegan هست که امیدوارم مورد توجه دوستان واقع شود:

پس از اینکه شما یاد گرفتید که چطور با نخوردن مواد غذائی ناسالم، ورود سموم را به سلولها، بافت ها و ارگان های بدن خود متوقف سازید، نوبت آن میرسد که راز داشتن یک اندام متناسب و بدست آوردن دستگاه هاضمه خوب را یاد بگیرید. راز به دست آوردن یک اندام متناسب، داشتن دستگاه هاضمه سالم میباشد. اگر دستگاه هاضمه شما قادر باشد که مواد غذائی را به سرعت هضم کرده و آنرا حرکت دهد( تا شما عمل دفع را خیلی به سرعت انجام دهید)، بدن شما آشغال ها را انبار نمیکند و به این ترتیب شما برای بقیه عمر خود هرگز اضافه وزن نخواهید داشت
اولین کاری که باید بکنید این است که غذاهائی را بخورید که هضم آنها آسان است و به سرعت از معده خارج میشود. لطفا در آخر این متن در پائین صفحه، لیست مواد غذائی از زود هضم تا دیر هضم را مشاهده کنید. دومین کاری که باید بکنید این است که یاد بگیرید که سازگاری این غذاها به چگونه است. یعنی اینکه اگر شما یک غذای سهل هضم را آماده میکنید، باید ترکیب مواد غذائی با هم نیز برای بدن آسان باشد. هرچه یک ماده غذائی زودتر هضم شود، آشغال کمتری در بدن به جای میگذارد. همچنین آن انرژی که باید صرف هضم مواد غذائی سخت هضم بشود، حالا صرف ترمیم سلولهای بدن خواهد شد. خوردن غذاهای سهل هضم و توجه به سازگاری مواد غذائی، علاوه بر کم کردن وزن و جلوگیری از چاقی، و بهبود دستگاه هاضمه، بلکه مشکلات دیگر را هم بهبود خواهد بخشید مثل ترش کردن، نفخ کردن، یبوست، و خیلی مشکلات دیگر. وقتی شما یاد گرفتید که چطور بر طبق اصل سهل هضم و دیر هضم بودن مواد غذائی غذا بخورید، شما فورا احساس انرژی زیادتری خواهید کرد و وزن اضافی بدن شما هم
شروع به آب شدن خواهد کرد.

مواد غذائی بر حسب خروج سریع و یا آهسته آنها از معده

بعضی از مواد غذائی وقتی باهم خورده بشه، 2 تا 3 ساعت بیشتر طول میکشه که هضم بشه در مقایسه با مواد غذائی دیگر. برای مثال یک آواکادو روی یک قطعه نان 3 تا 4 ساعت طول میکشه که هضم بشه و از معده خارج بشه. اما همان نان با تخم مرغ به مدت 8 ساعت نیاز داره که هضم و از معده خارج بشه، و این فقط خروج از معده است، بلکه برای گذر از کل دستگاه هاضمه که بسیار بیشتر طول میکشد و واقعا یک غذای سخت هضم میباشد. بدن شما باید بیشتر انرژی خود را صرف هضم اینگونه مواد غذائی سخت هضم بکند. وقتی شما برای سالیان دراز به این صورت غذا بخورید. یعنی 3 وعده در روز که هرکدام در حدود 8 ساعت و یا بیشتر به انرژی بدن برای هضم نیاز دارد، باعث میشود که راه روده ها گرفته شود و یک دستگاه هاضمه سالم تبدیل به یک آشغال دونی برای رشد و نمو باکتریها و بیماریها ئی مثل یبوست، جوش ، آسم، آرتروز و بسیاری بیماریهای دیگر بشود، زیرا که تمام کانالهای دستگاه هاضمه مثل کبد، پوست، کلیه ها، روده بزرگ و دیگر ارگان های بدن آسیب می پذیرند


سلسه مراتب مواد غذائی سهل هضم، از سهل هضم تا به دیر هضم
الف - میوه جات و سبزیجات، عسل خام، و مواد طبیعی شیرین

ب- سبزیجات کمی بخار پز بجز (سیب زمینی، کدو حلوائی)، شیره درخت میپل، شیره آگاوی

پ- خشکبار خام و مغز تخمه های خام، به جز پسته شام که جزو حبوبات حساب میشود

ت- روغن های گیاهی خام مثل زیتون، و غیره

ث- سبزیجات نشاسته ای پخته شده مثل سیب زمینی شیرین، کدوهای حلوائی

ج- غلات طبیعی، مثل برنج قهوه ای، نان های سبوس دار و غیره

چ- لبنیات پاستوریزه شده، و گوشت حیوانات

ح- تمام غلات پراسس شده مثل نان سفید، برنج سفید، ماکارونی های پراسس شده، نان پیزا، چیپس ها، شکر

خ- چربی های حیوانی پخته شده

د- مواد شیمیائی، رنگ های مصنوعی، شیرین کننده های مصنوعی و ادویه های مصنوعی
یک غذای سالم برحسب مقدار ویتامین موجود در آن تعیین نمیشود، بلکه بستگی مستقیم با این دارد که چقدر سریع هضم شده و از بدن خارج میشود: این شاید بر خلاف چیزهائی باشد که تا بحال در مورد مواد غذائی شنیده باشید. یک ماده غذائی که بدن شما بتواند فورا آنرا هضم کرده و به مصرف سلولهای بدن برساند و بعد فورا مواد زائد آنرا دفع نماید، آن ماده غذائی سالم است. برای مثال هندوانه و برگهای سبز سبزیجات سالم ترین مواد غذائی هستند. پس چرا ما اینقدر غذاهائی مثل مرغ و تولیدات سویا میخوریم؟


گروه مواد غذائی پروتئینی همراه با چربی: این نوع مواد غذائی خشکبار و تخمه ها هستند. ایده آل این است که آنها را با تولیدات حیوانی و یا با تولیدات نشاسته ای در یک وعده نخورید، اما اگر در شروع برای شما مشکل است، پس لااقل خشکبار و تخمه ها را به حساب مواد پروتئینی گذاشته و آنها را با مواد نشاسته ای در یک وعده غذا نخورید. البته میتوانید با خشکبار و تخمه ها هر چقدر که دوست دارید سبزیجات غیر نشاسته ای را در یک وعده بخورید. دیگر اینکه میتوانید خشکبار و تخمه ها را با میوه های خشک نیز میل کنید، اما با میوه های تازه نخورید. خشکبار و تخمه ها را معمولا در گروه مواد پروتئینی قرار میدهند، اما در حقیقت عمدتا جزو مواد چربی هستند، زیرا چربی زیادی دارند. اما این دلیل نمیشود که آنها را نخورید. خشکبار و تخمه های خام در حقیقت قادرند که کلسترول بد و چربی های بد را از بین ببرند و همچنین میتوانند رادیکال های آزاد خطرناک در بدن را دفع کنند. از مزایای دیگر خشکبار و تخمه ها این است که قادر به تعادل برقرار کردن غیرمتعادل بودن غذه تیروئید میشوند. پس بنابراین میتوانند به از دست دادن وزن اضافی بدن کمک کنند. رادیکال های آزاد به سلامت سلول ها لطمه وارد کرده و باعث بیماری سرطان و پیری زود رس میشوند


در اینجا باید خاطرنشان کنم که پسته شام و یا (پینات) جزو گروه خشکبار نیست و جزو گروه حبوبات محسوب میشود و جزو غذاهای سالم محسوب نمیشود. از خوردن پسته شام باید بپرهیزید، چرا که تولید مقدار زیادی خلط در بدن میکند.